به گزارش پایگاه خبری تحلیلی موجرسا؛ زندگی گاهی اوقات به قدری سنگین و بیرحم میشود که آدمی در برابر آن احساس ناتوانی میکند. در چنین شرایطی، حضور بهموقع یک دست یاریگر میتواند به طرز شگرفی مسیر سرنوشت را تغییر دهد و امید را دوباره در دلها زنده کند.
بیشتر بخوانید
داستان خواهر و برادر جوانی که یکی از آنها دانشآموز دبیرستان و دیگری دانشجوی ترم سوم است، نمونهای از این واقعیت تلخ و شیرین است. این دو نفر سالهای زیادی از زندگی خود را در مرکز بهزیستی سپری کردهاند و پس از ترخیص، زندگی در کنار پدربزرگشان برایشان امن و آرامشبخش بود. او نهتنها سرپرست آنها، بلکه پناهگاه دل و تکیهگاه استوار زندگیشان محسوب میشد. اما با درگذشت او، تاریکی تنهایی و نگرانی دوباره بر زندگیشان سایه افکند. فقدان سرپرست و شرایط اقتصادی نامساعد، آیندهای مبهم و پر از چالش را برایشان رقم زد.
در این میان، خواهر بزرگتر با وجود سن کم، مسئولیتی فراتر از سن خود را بر عهده گرفت. او با شکیبایی و ازخودگذشتگی، نقش پشتیبان و تکیهگاه برادرش را پذیرفت. این مسئولیتپذیری خاموش و عشق بیریای او، در دل سختیها معنا پیدا کرد و او را به یک پناه امن برای برادرش تبدیل کرد. این وضعیت نشاندهنده قدرت روح انسانی در مواجهه با چالشهاست.
اداره بهزیستی شهرستان ابهر با هدف تأمین ثبات و امنیت این دو جوان، مبلغ ۱۰۰ میلیون تومان بهعنوان ودیعه مسکن برای آنها اختصاص داد و مستمری ماهانه ۶ میلیون تومان را برای حمایت از معیشت آنان برقرار کرد. این اقدامات نه تنها به آنها کمک مالی کرد، بلکه احساس امنیت و پشتیبانی را نیز به آنها بازگرداند.
همچنین با پیگیریهای مؤثر مرکز مثبت زندگی ۳۲۸ بهزیستی ابهر و همکاری مؤسسه خیریه امید ایرانیان و خیران ابهری، تمامی لوازم ضروری زندگی به ارزش تقریبی ۴۰۰ میلیون تومان تهیه و در اختیار آنها قرار گرفت. این کمکها به آنها این امکان را داد که خانهای ساده اما شایسته و آبرومندانه برای شروعی دوباره فراهم کنند.
امروز این خواهر و برادر با همه دغدغهها و کاستیهایشان، گام در مسیری تازه نهادهاند. راهی که هرچند آسان نیست، اما با حمایتهای صورتگرفته و تکیه بر اراده و توانمندی خودشان میتواند به آیندهای روشن و پایدار منتهی شود. این داستان نهتنها روایت دو جوان است، بلکه تصویری ملموس از تأثیر مداخله بهموقع، مسئولیت اجتماعی و همافزایی نهادهای حمایتی است.
این روایت نشان میدهد که وقتی همدلی جای بیتفاوتی را میگیرد و دستهای مهربان در کنار هم قرار میگیرند، حتی پس از تلخترین فقدانها نیز میتوان دوباره ایستاد، نفس کشید و زندگی را از نو ساخت. این داستان یادآور این است که ما هر یک میتوانیم با مسئولیت اجتماعی خود، در زندگی دیگران تأثیرگذار باشیم و با ایجاد همبستگی، دنیای بهتری بسازیم.
نویسنده: مریم سلمانی، فعال اجتماعی.
انتهای خبر/

