logo
امروز : شنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۵ ساعت ۲:۰۴
[ شناسه خبر : ۵۳۰۶۲ ] [ مدت زمان تقریبی برای مطالعه : 6 دقیقه ]
موج‌رسا گزارش می‌دهد؛

ابهررود؛ زخم کهنه‌ای در قلب شهر

ابهررود؛-زخم-کهنه‌ای-در-قلب-شهر
ابهررود که روزگاری مایه طراوت و حیات شهری بود، امروز به بستری خشک و آلوده به فاضلاب و زباله بدل شده و با بوی نامطبوع و منظر زشت، چهره مرکز شهر را مخدوش کرده است؛ سال‌ها بی‌توجهی، آن را از یک رودخانه زندگی‌بخش به زخمی عمیق در هویت ابهر تبدیل کرده است.

به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی پايگاه خبری تحلیلی «موج‌رسا»؛ طبیعت، همواره بستری برای زیست، معنا و هویت جمعی جوامع انسانی بوده است. در میان عناصر طبیعی، رودها نقشی فراتر از یک منبع آب دارند؛ آن‌ها رگ‌های حیات شهرها، خاطره‌ساز نسل‌ها و نماد پویایی سرزمین‌اند.

بیشتر بخوانید

اما آن‌گاه که این میراث ارزشمند در نتیجه بی‌تدبیری، بهره‌کشی بی‌رویه و غفلت مدیریتی، به زخمی باز در کالبد شهر بدل می‌شود، دیگر تنها یک مسئله زیست‌محیطی نیست؛ بحرانی اجتماعی، فرهنگی و اخلاقی است که چهره یک منطقه را دگرگون و اعتماد شهروندان را خدشه‌دار می‌کند. ابهررود، رودی که روزگاری مایه طراوت بود و امروز، در مرکز شهر، فریادِ خاموشِ طبیعتی بیمار را سر می‌دهد.

ال

ابهررود؛ زاینده‌رود دیروز، خشک‌رود امروز!

 بهزاد آهنگری، کارشناس مدیریت شهری، در گفتگو با خبرنگار گروه اجتماعی پايگاه خبری تحلیلی «موج‌رسا»؛ به وضعیت بحرانی ابهررود اشاره کرد و گفت: این شاهرگ حیاتی شهر امروز در وضعیتی اسفبار قرار دارد.

وی افزود: خشک‌شدن رود در مرکز شهر، ایجاد منظر زشت شهری و بوی ناخوشایند فاضلاب، تنها نوک کوه یخ بحرانی است که ریشه در سال‌ها بی‌توجهی و بهره‌برداری نادرست دارد.

کارشناس مدیریت شهری توضیح داد: آنچه به ظاهر «توسعه» یا «بهره‌برداری از منابع» نامیده می‌شود، در واقع به تخریب پوشش گیاهی، فرسایش خاک و نابودی منابع آب منجر شده است. 

وی با اشاره به علت اصلی خشک شدن ابهرود یعنی سد کینه‌ورس، به تخریب گسترده پوشش گیاهی اطراف این سد اشاره کرد و تصریح کرد: با توجه به هدف احداث سد که تأمین‌کننده آب شرب و کشاورزی منطقه بود، تخریب پوشش گیاهی، کارایی سد را به تدریج کاهش داده و در دراز مدت، گل‌ولای حاصل از فرسایش نه‌تنها عمر سد را کوتاه می‌کند، بلکه زنگ خطری برای سلامت شهروندان است.

آهنگری همچنین به تخریب دامنه‌ها به دلیل استحصال‌های معدنی اشاره کرد و بیان داشت: دیگر اثری از چشمه‌های فصلی و باغات سرسبز پایین‌دست نیست. 

وی تأکید کرد: این پرسش مطرح است: تخریب محیط زیست منطقه یک فاجعه ملی است! در پایین دست هم آثار مخربی همانند منظر زشت و خشک ابهررود همراه با بوی تعفن فاضلاب، پدید می آيد.

کارشناس مدیریت شهری خاطرنشان کرد: احیای پوشش گیاهی طبیعت و گلایه های مردمی نیازمند پاسخگویی جدی و اقدام فوری است و یادآور شد: اگر امروز چاره‌ای نیندیشیم، فردا برای جبران دیر خواهد بود. وضعیت ابهررود نیازمند توجه فوری و برنامه‌ریزی مؤثر برای احیای آن و حفظ محیط زیست شهری است.

سودجویان طبیعت را می‌کُشند

محمدرضا میرزایی، عکاس و فعال رسانه‌ای در گفتگو با خبرنگار گروه اجتماعی پايگاه خبری تحلیلی «موج‌رسا»؛گفت: طبیعت، این مظهر عشق و حقیقت، روزگاری خوان گسترده‌ای بود برای همه. اما امروز، این مهربانِ همیشه‌دست‌یافته، بیمار است و فریادش به گوش نمی‌رسد.

وی با بیان اینکه در منطقه ما، آشکارترین نشانه این بیماری، ابهررود است، افزود: رودی که روزگاری نماد طبیعت بکر خداوندی بود و اکنون در میانه شهر، به زخمی عمیق بدل شده است.

عکاس و فعال رسانه‌ای تصریح کرد: تصویری که این روزها از ابهررود در کنار دادگستری دیده می‌شود، نه‌تنها جویبار زندگی‌بخش دیروز را تداعی نمی‌کند، بلکه با بوی نامطبوع و ظاهر آزاردهنده‌اش، زخمی بر پیکر شهر زده است. 

وی تأکيد کرد: فاجعه فقط به اینجا ختم نمی‌شود. کوه‌های منطقه، که روزگاری با نخستین برف زمستانی، نوید چشمه‌ساران بهاری را می‌دادند، اکنون زیر چرخ‌های ماشین‌آلات معدنی، خرد و خاموش می‌شوند. دامنه‌هایی که زمانی باغستان بودند، به ویرانه بدل گشته‌اند و روستاها، یکی پس از دیگری، خالی از سکنه می‌شوند.

میرزایی با توضیح اینکه این تنها یک نمونه از یورش بی‌امانِ سودجویان به طبیعت است، متذکر شد: آنچه در اطراف ابهر می‌گذرد، حاصل کوتاهی چشم‌ها و گوش‌هایی است که نمی‌خواهند ببینند و بشنوند. اگر این روند ادامه یابد، نه‌تنها ابهررود، بلکه تمامی آنچه هویت این سرزمین را ساخته، به تاریخ خواهد پیوست. آیا صدای این طبیعت نحیف را می‌شنویم؟ شاید هنوز دیر نشده باشد.

 ابهررود در مرکز شهر؛ زخمی که التیام نمی‌یابد

شهروند ابهری در گفتگو با خبرنگار گروه اجتماعی پايگاه خبری تحلیلی «موج‌رسا»؛ گفت: هر روز صبح، کارمندان، مراجعان دادگستری و شهروندانی که از کنار پل ابهررود عبور می‌کنند، با منظرهای ناخوشایند روبه‌رو می‌شوند؛ رودخانه‌ای که روزگاری مایه طراوت و حیات شهری بود، اکنون به محلی برای تجمع زباله، فاضلاب و حشرات موذی بدل شده است. 

وی افزود: بوی تند و آزاردهنده‌ای که از این مسیر برمی‌خیزد، نه‌تنها آسایش روانی شهروندان را سلب کرده، بلکه چهره نازیبایی از شهر ابهر به نمایش می‌گذارد.

شهروند ابهری با تأکید بر اینکه آنچه این وضعیت را بحرانی‌تر می‌کند، موقعیت مکانی این معضل است، افزود: درست در کنار دادگستری، جایی که روزانه صدها نفر از شهرستان‌های دیگر برای انجام امور قضایی به ابهر سفر می‌کنند، این رود خشکیده و آلوده، نخستین تصویری است که از شهر در ذهن بازدیدکنندگان نقش می‌بندد. آیا این همان تصویری است که ما از ابهر، این شهرِ تاریخی و طبیعی، می‌خواهیم به یادگار بماند؟

وی خاطرنشان کرد: واقعیت این است که ابهررود، از دیرباز، نه‌تنها یک رودخانه، بلکه نمادی از هویت این منطقه بوده است. از چشمه‌ساران بالادست تا باغات سرسبز پایین‌دست، همه و همه به این رود وابسته بودند. اما امروز، به دلیل بی‌توجهی مکرر، بهره‌برداری‌های بی‌رویه و بی‌مهری انسانی، این رود مهربان به زخمی عمیق در قلب شهر بدل شده است.

شهروند ابهری با توضیح اينکه شهروندان، بارها و بارها این معضل را به گوش مسئولان رسانده‌اند، اظهار داشت: اما گویی این صداها در میان روزمرگی‌های مدیریت شهری گم می‌شود. سؤال اینجاست که آیا برای ساماندهی ابهررود، برنامه‌ای جدی وجود دارد؟ آیا می‌توان با لایروبی، ساماندهی فاضلاب و ایجاد فضای سبز حاشیه‌ای، این رود را به زیست‌بومی پویا و چشم‌نواز بازگرداند؟

ابهررود، از چشمه‌ساران بالادست تا باغات پایین‌دست تصویر واحدی از یک بحران چندلایه است؛ بحرانی که نه یک‌شبه پدید آمده، بلکه حاصل سال‌ها بی‌توجهی به اصول پایداری، توسعه‌ای نامتوازن و اولویت‌دادن به منافع کوتاه‌مدت بر سلامت بلندمدت محیط‌زیست است که به آینه تمام‌نمای این غفلت تبدیل شده و پیامدهای آن از منظر زشت و بوی فاضلاب گرفته تا تخریب دامنه‌ها، فرسایش خاک و خالی‌شدن روستاها نه‌تنها کیفیت زندگی امروز شهروندان را کاهش داده، بلکه میراث فردای این سرزمین را نیز به خطر انداخته است.

ابهررود فقط یک معضل محلی نیست؛ هشداری است برای تمام مناطقی که طبیعت را قربانی «توسعه» می‌کنند. 

انتهای خبر/

فرم ارسال نظر