سردشت؛ فاجعهای که فراموش نمیشود
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛ پیشینه کاربرد مواد سمی در جنگها، هرچند به قرنها پیش بازمیگردد، اما جنگ جهانی اول نقطه عطفی در تاریخ خشونت سازمانیافته بود. در آن دوران، گازهای کلر، فسژن و خردل، برای نخستینبار نه بهعنوان سلاحهای جانبی، بلکه بهعنوان ابزاری راهبردی برای کشتار جمعی و ایجاد وحشت روانی به کار گرفته شدند.
بیشتر بخوانید
هزاران سرباز و غیرنظامی در جبهههای اروپا، قربانی این رویکرد جدید در جنایت جنگی شدند.
اگرچه پروتکل ۱۹۲۵ ژنو، با هدف ممنوعیت کاربرد این سلاحها، به امضای بسیاری از کشورها رسید، اما تاریخ جنگهای بعدی نشان داد که عمل به این تعهدات، همواره با فراز و نشیبهایی همراه بوده است.
از جنگهای منطقهای تا بحرانهای انسانی معاصر، بارها شاهد نقض آشکار این میثاق بینالمللی بودهایم.
در دوران جنگ تحمیلی و در یکی از تاریکترین روزهای تابستان ۱۳۶۶، آسمان سردشت، این شهر مرزی و کمتوقع، ناگهان به منبع مرگ بدل شد. جنگندههای دشمن، بیآنکه خطری تهدیدشان کند، محمولههای مرگبار شیمیایی را بر سر غیرنظامیانی بیپناه فرو ریختند.
در عرض چند دقیقه، زندگی هزاران نفر برای همیشه تغییر کرد؛ کودکانی که نفسکشیدن برایشان به آرزویی محال بدل شد، مادرانی که چشمانشان تاب دیدن نور را از دست داد و جوانانی که پوستشان شاهد زخمهای التیامناپذیر جنگ شد.
حالا، پس از دههها، هنوز نفسهای بریدهبریده بازماندگان، روایتگر آن روزهای تلخ است.
بسیاری از آنان با بیماریهای مزمن ریوی، ضایعات پوستی درمانناپذیر و نابینایی تدریجی دستبهگریباناند و هر سال، یادآور رنجی هستند که زمان، نه تنها آن را محو نکرده، که بر عمق آن افزوده است.
از سوی دیگر، زخمهای زیستمحیطی این فاجعه نیز همچنان بر پیکره منطقه نقش بسته؛ خاک و آب هنوز ردپای سموم را در خود دارند و نسلهای بعدی نیز ناخواسته، وارث این میراث سمی شدهاند.
آنچه سردشت را از بسیاری از فاجعههای مشابه متمایز میکند، نه فقط عمق رنج، که ابعاد تابآوری انسانی در این شهر است.
مردم سردشت، با وجود همه خسارتها و تهدیدها، خانههای خود را ترک نکردند و در دل بحران، به زندگی ادامه دادند. آنها با اتکا به روحیهای استوار و امیدی که در میراث فرهنگ ایثار و مقاومت این سرزمین ریشه دارد، نهتنها در برابر تهدید سلاحهای شیمیایی ایستادگی کردند، بلکه تجربه خود را به بخشی از هویت ملی تبدیل ساختند.
با گذشت سالها، همچنان پرونده سردشت نزد نهادهای بینالمللی باز است و پیگیریهای حقوقی و دیپلماتیک برای احقاق حقوق بازماندگان، هرچند کند، اما ادامه دارد.
با این حال، هزینههای درمانی و رنج روانی قربانیان، همچنان بخشی از واقعیت تلخ این فاجعه باقی مانده و نیازمند توجهی فراگیر و همیشگی است.
فاجعهای که نهتنها بر سلامت جسمی و روانی بازماندگان تأثیر گذاشته، بلکه شرایط زیستمحیطی منطقه را نیز با چالشهای جدی مواجه ساخته است.
سردشت، از این زاویه، دیگر صرفاً یک پرونده تاریخی نیست، بلکه مسئلهای زنده، پویا و سلامتمحور است که هر سال، در سالگرد آن، بازخوانی میشود. این شهر مرزی، با همه زخمهایش، همچنان ایستاده است تا به جهانیان بگوید که سلاحهای شیمیایی نهتنها قادر به نابودی جسم نیستند، که هرگز نمیتوانند روح مقاومت را تسخیر کنند. سردشت در حافظه جمعی ما، امروز بیش از هرچیز، نماد انسانیترین شکل پایداری است؛ پایداری در برابر زورگویی، در برابر بیعدالتی، و در برابر فراموشی و شاید همین ایستادگی، تلخترین و در عین حال، امیدوارکنندهترین پیام این فاجعه باشد؛ پیامی که از دل ویرانیها میدرخشد و تا همیشه، در خاطره تاریخ باقی خواهد ماند.
نویسنده: علی صحبتلو، استادیار دانشگاه فرهنگیان زنجان.
انتهای خبر/

