logo
امروز : شنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۵ ساعت ۲:۲۹
[ شناسه خبر : ۵۲۳۱۹ ] [ مدت زمان تقریبی برای مطالعه : 2 دقیقه ]
یادداشت؛

رویاهای مشترک، در کوچه‌های تنگ

رویاهای-مشترک،-در-کوچه‌های-تنگ-
روایتی از تضاد میان وسعت بی‌کران رویاهای یک نسل عاشق و تنگناهای سخت اقتصادی، جایی که اشتیاق برای آغاز یک زندگی مشترک، در بن‌بست قیمت‌های نجومی مسکن و دیوارهای بلند تورم، به تکاپویی برای یافتن یک پناهگاه کوچک اما امن تبدیل شده است.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «موج‌رسا»؛ در عصر حاضر، مفهوم «خانواده» از یک نیاز غریزی و عاطفی، به یک «چالش اقتصادی» تبدیل شده است. وقتی تورم، نفس‌های جوانان را می‌گیرد و قیمت مسکن از دسترس حتی سخت‌کوش‌ترین‌ها خارج می‌شود، تصمیم برای فرزندناپذیری یا به تأخیر انداختن ازدواج، دیگر یک «انتخاب ایدئولوژیک» یا یک «مد جدید» نیست؛ بلکه یک «استراتژی بقا» است.

بیشتر بخوانید

امروز، جوانی که در جستجوی خانه‌ای کوچک برای شروع یک زندگی مشترک است، با دیوارهای بلند قیمت‌های نجومی رو به روست.

 وام‌های ازدواج که زمانی قرار بود پل عبور باشند، اکنون در برابر سیلاب تورم، تنها یک قایق کاغذی‌اند که حتی هزینه خرید یک کالای اساسی را پوشش نمی‌دهند. در این میان، «جهیزیه» و «پوشاک» به جای آنکه ابزاری برای آرامش باشند، به زنجیرهایی تبدیل شده‌اند که دور گردن خانواده‌ها می‌پیچند. تضاد عمیق اینجاست: جامعه از یک سو تشنه‌ صدای خنده کودکان است و از سوی دیگر، استانداردهای مادی چنان بالا رفته که «سادگی» را شکست تلقی می‌کند.

وقتی اجاره‌بهای یک اتاقه، بخش بزرگی از درآمد ماهانه یک زوج جوان را می‌بلعد، پرسش این است فرزند در این معادله کجاست؟ آیا عادلانه است که کودکی را به دنیایی بیاوریم که در آن، «امنیت مسکن» یک رؤیای دوردست است و «تأمین پوشاک» به یک دغدغه شبانه تبدیل شده؟ تصمیم به «فرزندناپذیری» در بسیاری از خانه‌ها، در واقع یک «عشق مسئولانه» است؛ عشقی که نمی‌خواهد فرزندش را در محیطی متولد کند که در آن، جایگزین غذا، اضطراب است.

اما راه نجات کجاست؟ ما باید از «فرهنگ نمایش» به «فرهنگ زیست» کوچ کنیم. تا زمانی که جهیزیه و تشریفات، معیاری برای پذیرش یک انسان باشد، درهای خانه بر روی عشق بسته خواهد ماند. تشویق به خانواده‌سازی، نباید تنها در شعار گنجانده شود؛ بلکه باید با «ساده‌سازی بنیادین» و «حمایت‌های ساختاری» همراه شود.

ما نیازمند پیمانی اجتماعی هستیم که در آن، «سادگی» به جای «تجمل»، به‌عنوان یک ارزش تعریف شود. باید به جوانان بگوییم که یک خانه کوچک اما آرام، بهتر از یک قصری است که با بدهکاری‌های کمرشکن ساخته شده. وحدت در برابر این بحران، در گروی این است که همگی بپذیریم «زندگی مشترک، یک آغاز است، نه یک نمایشگاه کالاهای گران‌قیمت». تنها در صورت بازگشت به اصالت و سادگی، می‌توان دوباره رویای فرزند را در دل خانه‌هایی که بوی آرامش می‌دهند، پرورش داد.

نویسنده: سمیرا قربانی فعال رسانه‌.

انتهای خبر/

فرم ارسال نظر