logo
امروز : چهارشنبه ۱۳ خرداد ۱۴۰۵ ساعت ۶:۳۹
[ شناسه خبر : ۵۱۹۷۸ ] [ مدت زمان تقریبی برای مطالعه : 4 دقیقه ]
یادداشت؛

قربانلیق؛ ضیافت عشق و آیینه در زنجان

قربانلیق؛-ضیافت-عشق-و-آیینه-در-زنجان
قربانلیق در زنجان، فراتر از یک آیین، ضیافتِ رنگ و اصالت است؛ روزی که عطر فطیر تازه و قوچ‌های حنابسته، پیام‌آور مهر به خانه‌ نو عروسان می‌شوند. این سنت دیرین هنوز هم برکت، تکریم زن و حرمت پیوندهای خانوادگی را در رگ‌های این دیار جاری می‌سازد.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «موج‌رسا»؛ عطر کاهگل خیس‌خورده و هیاهوی زنگوله‌ها، وقتی با ترنم ترکی بایرامین موبارک درهم می‌آمیخت، یعنی عید قربان به خانه‌های زنجان رسیده است. در آن روزگار که عقربه‌های ساعت با تپش قلب آدم‌ها کوک می‌شد، عید قربان برای دختری که تازه رخت سپید عروسی به تن کرده یا در آستانه ورود به خانه بخت بود(نو عروس)، روایتی فراتر از یک تقویم ساده داشت؛ روایتی از احترام، برکت و مهرِ بی‌پایان.

بیشتر بخوانید

چند روز مانده به عید قربان، خانه‌ داماد تنها کانون تزیین هدیه‌ها نبود؛ بلکه مطبخ و تنورخانه، قلب تپنده‌ این جنب‌وجوش می‌شد. زنان فامیل آستین‌ها را بالا می‌زدند تا برکت سفره‌ نو عروس را با دست‌های خود ورز دهند. صدای پاشیدن آرد و عطر مایه خمیر که در فضا می‌پیچید، یعنی نوبت به پخت فطیر و اَردک رسیده است.

در زنجان قدیم، طبق‌های هدیه‌ عروس نباید خالی از نان‌های سنتی می‌بود. زن‌ها دور تنور زمینی جمع می‌شدند؛ یکی چانه می‌گرفت، یکی با وردنه خمیر را پهن می‌کرد و آن دیگری با هنرمندی، روی فطیرها را با ابزارهای مخصوص، نقش می‌انداخت.

فطیر زنجان با آن ترکیب جادویی آرد، زردچوبه، زنجبیل و گاهی پودر گردو و شکر، وقتی از دیواره‌ داغ تنور جدا می‌شد، رنگ آفتاب دم‌صبح را داشت. اما در کنار آن، اَردک با آن بافت ترد و طعم نوستالژیکش، زینت‌بخش اصلی خونچه‌ها بود.

این نان‌ها را که هنوز گرمای تنور را در دل داشتند، در میان دستمال‌های سپید گلدوزی‌شده می‌پیچیدند و در بالاترین جای طبق‌های هدیه می‌گذاشتند. اعتقاد بر این بود که بوی این نان‌ها، برکت را به خانه‌ جدید می‌برد و پیوند نو عروس و داماد را مثل طعم شیرین  فطیر، دلپذیر می‌کند.

عید قربان، بهار عاطفه‌ها بود. رسم بر این بود که برای نو عروس، هدیه‌ای در شأن و شکوه نام خانواده فرستاده شود که به آن قربانلیق می‌گفتند. اما قهرمان اصلی این ضیافت، نه طلا بود و نه پارچه‌های ترمه؛ بلکه گوسفندی بود سپید‌چشم و برازنده که باید پیام‌آور سپیدبختی می‌شد.

صبحِ عید، پیش از آنکه آفتاب از فراز کوه‌ها دامن بگسترد، خانواده داماد آستین همت بالا می‌زدند. گوسفند قربانی را با وسواسی مادرانه می‌آراستند. پیشانی‌اش را با حنای سرخ، نشان می‌گذاشتند؛ گویی که او را برای جشنی بزرگ مهیا می‌کنند. آینه‌ای کوچک بر پیشانی‌اش می‌بستند تا نور را به خانه عروس بتاباند و دور گردنش شال قرمزی از ابریشم گره می‌زدند که نماد شادی و تندرستی بود. گاهی سیب سرخ معطری را هم به شاخ‌هایش می‌آویختند تا نماد عشق باشد.

سپس نوبت به خونچه‌ها می‌رسید. زن‌های فامیل، طبق‌ها را بر سر می‌گذاشتند و در کوچه راه می‌افتادند. در میان طبق‌ها، پارچه‌های ابریشم، کفش‌های چاروق دست‌دوز زنجان، کله‌قندهای تزیین‌شده و شیرینی‌های محلی مثل خودنمایی می‌کردند و پیش از آنکه چشم‌ها به جمال گوسفند حنابسته روشن شود، مشام همسایه‌ها از عطر تند زنجبیل و نان تازه‌ خانگی پر می‌شد. صدای دف و دایره و گاه نغمه‌ی دلنواز عاشیق‌ها، سکوت کوچه‌های سنگی را می‌شکست. همسایه‌ها از پشت درهای چوبی با لبخند سرک می‌کشیدند و برای خوشبختی عروس دعا می‌کردند.

وقتی کاروان قربانلیق به در خانه عروس می‌رسید، بوی اسپند فضا را پر می‌کرد. پدرِ عروس با رویی گشاده به استقبال می‌آمد. گوسفند تزیین‌شده را با احترام وارد حیاط می‌کردند؛ حیاطی که با آب و جارو، بوی طراوت می‌داد. این هدیه، تنها یک هدیه مادی نبود؛ بلکه پیمانی دوباره بود میان دو خانواده تا بگویند دخترِ شما، عزیزترینِ ماست.

عصر آن روز، در خانه عروس بساط جشنی زنانه برپا بود. میهمانان دور هم می‌نشستند، چای قند‌پهلو می‌نوشیدند و با نقل حکایت‌های قدیمی، پیوند دو جوان را گرامی می‌داشتند. گوشت آن قربانی نیز بعدتر میان فقرا و همسایگان تقسیم می‌شد تا دعای خیر مردم، پشتوانه زندگی نو عروس باشد.

امروز، اگرچه برج‌های بلند جای خانه‌های حیاط‌دار را گرفته‌اند و زندگی رنگ سرعت به خود گرفته، اما نبض این سنت کهن هنوز در رگ‌های زنجان می‌تپد. هنوز هم در بسیاری از روستاهای باصفای زنجان از طارم سرسبز گرفته تا ایجرود باصفا و ماهنشان هفت رنگ و خدابنده فراخ‌دامن، عید قربان که می‌شود، قوچ‌های حنابسته مسیر خانه عروس را در پیش می‌گیرند. حتی در قلب شهر زنجان نیز، بسیاری از خانواده‌های اصیل با شکوهی کمتر یا بیشتر، این رسم را پاس می‌دارند تا به نسل جدید یادآوری کنند که اصالت، در همین توجه‌های کوچک و مهربانی‌های بزرگ نهفته است.

عید قربان در زنجان، تنها یک آیین مذهبی نیست؛ یک میراث فرهنگی است که در آن، زن به عنوان ستون مهربانی خانه، تکریم می‌شود و عشق، در قالب رنگ و آیینه و دعا، از خانه‌ای به خانه دیگر کوچ می‌کند. این رسم، یادآوری می‌کند که در تلاطم زمانه، آنچه می‌ماند، حرمت پیوندهاست.

نویسنده: فرشته محمدی، فعال رسانه

انتهای خبر/

فرم ارسال نظر