logo
امروز : چهارشنبه ۱۳ خرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۱:۵۵
[ شناسه خبر : ۵۱۷۹۹ ] [ مدت زمان تقریبی برای مطالعه : 5 دقیقه ]
کارشناس رسانه:

رسانه‌ها باید چراغ آگاهی جامعه باشند

رسانه‌ها-باید-چراغ-آگاهی-جامعه-باشند
کارشناس رسانه گفت: در عصر هجوم اطلاعات و روایت‌های متناقض، رسانه‌ها وظیفه دارند با روشنگری مسئولانه، تحلیل دقیق و روایت‌های امیدبخش، مسیر فهم درست واقعیت‌ها را روشن کرده و جامعه را از سردرگمی، ترس و انفعال نجات دهند.

امیرحسین شکوری در گفتگو با خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «موج‌رسا»؛ گفت: در عصر رسانه‌ها، جایی که ذهن و ضمیر جامعه نه در کتاب‌های قطور و سخنرانی‌های طولانی، که در قاب‌های کوچک و لحظه‌های زودگذر دیجیتال شکل می‌گیرد، فرهنگ و رسانه دو بال نیرومند برای پرواز به سوی افق‌های تازه یا سقوط در ورطه‌های ناامیدی هستند. 

بیشتر بخوانید

وی با اشاره به اینکه در مسئله حیاتی جمعیت و طراوت جوانی آن، این دو نهاد، وظیفه‌ای فراتر از اطلاع‌رسانیِ صرف بر دوش دارند؛ آن‌ها باید هم «چراغ» باشند و هم «قلب»؛ هم تاریکی‌های جهل و شایعه را بزدایند و هم در رگ‌های خسته و نگران جامعه، شورِ زیستن و ساختنِ دوباره را جاری کنند، افزود: آگاهی‌بخشی و امیدآفرینی، نه دو راه جداگانه، که درهم‌تنیده‌ترین مأموریت عصر ما در قبال جوانی جمعیت است.

کارشناس رسانه تصریح کرد: آگاهی بدون امید، به یأس می‌انجامد و امید بدون آگاهی، به ساده‌انگاری و شعار.

وی با تاکید بر اینکه فرهنگ و رسانه باید نخست، آگاهی‌بخشی را از سطح «بیان اعداد و ارقام هولناک» به عمق «درکِ شهودیِ فرصت‌ها» ارتقاء دهند، گفت: جامعه ما سال‌هاست که بمبارانِ آمارهای نگران‌کننده از نرخ باروری، سالمندی و بحران‌های صندوق‌های بازنشستگی را شنیده است، اما این جنس از آگاهی، همچون دارویی تلخ که تنها طعم بیماری را یادآوری می‌کند، نه تنها شوق درمان ایجاد نکرده، که نوعی «فلجِ روانی» و پناه بردن به انکار را دامن زده است. 

شکوری عنوان کرد: رسانه‌های نوین و فرهنگ‌سازان، اکنون باید آگاهی را در لفافه زیبایی‌شناسی، داستان و روایت بپیچند، آن‌ها باید به جای نمایش پیرِ تنها ماندن در کهنسالی (که خود، القای رعب است)، «زندگیِ در حال جریان» را به تصویر بکشند.

وی ادامه داد: مثلاً با ساخت مستندهایی از دل کارخانه‌ها و استارتاپ‌هایی که با مشکل کمبود نیروی کار جوان و خلاق دست‌وپنجه نرم می‌کنند، یا روایت رقابت کشورهای همسایه برای جذب همین جوانانِ ما که حالا به کیمیایی نایاب بدل شده‌اند. 

این کارشناس رسانه با اشاره به اینکه وقتی یک جوان امروزی، از طریق یک پویانمایی جذاب یا یک بازی تعاملی، بفهمد که «قدرت ژئوپلیتیک آینده» نه در منابع زیرزمینی، که در نیروی انسانی جوان نهفته است، یادآور شد: کم‌شدن جمعیت جوان یعنی کاهش نفوذ ملی، افت تولید ناخالص داخلی و حتی به خطر افتادن امنیت غذایی و فرهنگی، آن‌گاه مفهوم «جوانی جمعیت» برایش از یک شعار توخالیِ دولتی، به یک دغدغه میهنی و شخصی تبدیل می‌شود. وی گفت: این همان آگاهی‌بخشیِ هوشمندانه است، تبدیل «بحران جمعیت» به «مسئله‌ای برای زندگیِ خودِ من».

شکوری با تاکید بر اینکه اما این سکه، روی دیگری نیز دارد که شاید امروز، مهم‌ترین خلأ جامعه ماست، اضافه کرد: «امیدآفرینی»، فرهنگ و رسانه در این برهه، باید به مثابه یک «پادزهر» در برابر سیل روایت‌های سیاه، تلخ و ناامیدکننده عمل کنند.

وی اظهار داشت: جوان امروز، در محاصره روایت‌هایی است که جهان را جایی پر از جنگ، بی‌آبی، فقر، خیانت و فروپاشی اخلاقی نشان می‌دهد، کسی که خود را برای بقا در چنین جهانی آماده می‌کند، چگونه می‌تواند شجاعتِ آوردنِ یک زندگیِ پاک و معصومِ دیگر را به این میدانِ ظاهراً شکست‌خورده داشته باشد؟ 

این کارشناس رسانه تصریح کرد: رسانه‌ها، هنرمندان و نخبگان فرهنگی باید جسورانه به جنگ «روایت‌های نابودگر» بروند و «روایت‌های سازنده» را جایگزین کنند، اما این بار نه با انکار مشکلات، که با نمایش غلبه بر آن‌ها.

وی با تاکید بر اینکه ما نیازمند قصه‌هایی هستیم که در آن‌ها، پدری بیکار، با خلاقیت و حمایت خانواده‌اش، کسب‌ و کاری کوچک راه می‌اندازد؛ گفت: مادری با سه فرزند، در کنار مادری‌اش، مدرک دانشگاهی خود را می‌گیرد و به جامعه خدمت می‌کند؛ زوجی جوان، با دستان خالی اما دل‌های لبریز از ایمان و عشق، خانه‌ای کوچک می‌سازند و آن را به بهشتی برای فرزندانشان تبدیل می‌کنند. 

شکوری اظهار داشت: این قصه‌ها، نه از جنس رویاهای هالیوودی، که از دل واقعیت‌های ملموس همین جامعه استخراج شوند.

وی با تاکید بر اینکه امید، زمانی جوانه می‌زند که مخاطب با خود بگوید: «آن‌ها توانستند، پس من هم می‌توانم» اضافه کرد: شبکه‌های اجتماعی که امروز مملو از نمایش زندگی‌های لوکس، سفرهای آنچنانی و مصرف‌گراییِ بی‌حدوحصرِ افراد مجرد است، باید به میزبانِ موجی از محتوای «لذتِ ساده و عمیق زیستن با خانواده» تبدیل شود.

این کارشناس رسانه تصریح کرد: اینفلوئنسرهایی که امروز الگوی جوانان هستند، اگر به جای نمایش خودخواهی‌های فردی، لحظات نابِ خنده در یک مهمانی خانوادگی، لذت آموزش یک هنر دستی به یک کودک، یا آرامش یک عصرِ پاییزی در کنار پدربزرگ و مادربزرگ را به اشتراک بگذارند، عملاً در حال «بازتعریف خوشبختی» و «مهندسی آرزوها» هستند.

وی با اشاره به اینکه نکته اساسی اینجاست که فرهنگ و رسانه باید «ترس از فرزندآوری» را که ریشه در القای «ناتوانی» و «فقدان حمایت» دارد، با روایت‌های موفقِ «زیستِ اجتماعیِ حمایت‌گر» خنثی کنند، خاطرنشان کرد: تصور کنید یک سریال پرمخاطب، به جای نمایش خانواده‌های گسسته، آپارتمان‌هایی را به تصویر بکشد که در آن، همسایه‌ها در نگهداری از فرزندان یکدیگر مشارکت می‌کنند، نسل‌ها در کنار هم زندگی می‌کنند و از خرد یکدیگر بهره می‌برند.

شکوری ادامه داد: این تصویر، به جوانی که از تنهایی و نداشتن پشتیبان می‌هراسد، امید می‌دهد که «دهکده‌ای برای بزرگ کردن فرزندش» وجود دارد.

انتهای خبر/

فرم ارسال نظر