به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛ شاخصهایی که در اقتصاد و مدیریت اندازهگیری و منتشر میشوند، کم نیستند. از قیمت نفت، طلا و دلار گرفته تا میزان فروش لباس زیر مردانه (که شاخص MUI نامیده میشود). آنچه اهمیت دارد، روند تغییرات این شاخصهاست.
بیشتر بخوانید
شفاف بودن یا نبودن آمار در حوزههایی به ظاهر نامرتبط (مثل فروش لباس زیر) میتواند نگاه سیاستگذاران را در حوزههای کلیدی مثل اقتصاد دقیقتر کند.
شاخصهای عملکرد باید کلیدی و اساسی (KPI) باشند.
داشتن شاخصهای عددی و قابل سنجش که معیارهای SMART را داشته باشند، از ضرورتهای تصمیمگیری برای توسعه پایدار است.
شاخصهای SMART یعنی:
· S شفاف
· M قابل اندازهگیری
· A قابل دستیابی
· R واقعبینانه
· T مربوط به زمان حال
به سختی میتوان کشوری توسعهیافته یافت که:
· آمار و شاخصها در آن شفاف نباشد
· درآمد مردم مشخص نباشد
· فروش شرکتها مبهم و نادرست اعلام شود
· هیچکس عدد و رقم قابل اتکایی درباره هیچچیز نداشته باشد
· مردم در افشای آمار کسب و کار و داستان رشد و رکود خود تردید داشته باشند
اما اقتصاد آن کشور رشد و توسعه پیدا کند!
شاخصهای عمومی و قابل فهم
برخی شاخصها تخصصیاند (مثل GDP) که فقط اقتصاددانان درک میکنند، اما برخی دیگر مثل شاخص لباس زیر مردانه در کشورهای غربی مطرحاند.
در کشور خودمان، بهویژه این روزها، صفهای طولانی نانواییها نشانههایی دارد که برای اهل تدبیر روشن است.
در بحران کرونا، مردم هیجانی نان میخریدند و خشک میکردند تا تعداد مراجعات کم شود.
در آغاز جنگ رمضان و شایعات کمبود اقلام اساسی، دوباره صفهای طولانی در نانواییها شکل گرفت.
انتظار میرفت پس از آتشبس و رفع تهدید حمله به زیرساختها، آرامش به بازار اقلام اساسی بازگردد و صفها عادی شود.
اما در سال جدید و پس از پایان حملات، همچنان صفهای طولانی و آزاردهنده برای خرید نان دیده میشود.
این بار علت، ترس از آینده یا مدیریت بحران و انبار کردن کالا نیست. علت را باید در چیز دیگری جست: گرانی شدید همه اقلام بهویژه مواد غذایی.
تفاوت محلات کمبهره و مرفه
بهراحتی میتوان تشخیص داد صف نانواییها در محلات کمبهره اقتصادی بسیار شلوغتر از محلات مرفه است، هرچند تقریباً همه نانواییها صف طولانی دارند.
نیاز به تحقیق دانشگاهی نیست؛ کافی است زمزمه مردم در صف را بشنوید: «به دلیل گرانی گوشت، روغن، برنج و ... مصرف نان مردم بیشتر شده است.»
طبیعتاً جنگ صدمات زیادی به کشور زده؛ نه فقط در شهادت و تخریب زیرساختها، بلکه اقتصاد کشور را هم هدف قرار داده است.
یکی از مشاهدات مردمی برای بررسی وضعیت اقتصاد، قیمت و فراوانی اقلام اساسی بهویژه نان، برنج و روغن است. اولین شاخص عامیانه برای تحلیل بازار، قیمت مواد غذایی و بعد از آن، سهمیهبندی و طول صف برای خرید نیازهای روزمره است.
شهرهای کوچک در برابر تهران
ریشهیابی مشکلات تهیه مواد اساسی با مشاهدات ساده ممکن است. مثلاً میشود حدس زد سهمیه آرد شهرهای کوچک کمبود دارد.
برای سنجش این احتمال، نیازی به تحقیق دانشگاهی نیست. سادهترین راه: با دوستان و آشنایان تهرانی تماس بگیرید و وضعیت صف نانوایی را بپرسید.
در عرف، صف بیش از ۱۰ نفر «شلوغ» محسوب میشود.
حالا در شهرهای کوچک ببینید صف نانواییها (بربری، سنگک، تافتان، لواش) چند نفر است چه صبح چه عصر، آنچه دیده میشود صفهای ۳۰ تا ۴۰ نفره است.
درخواست شفافیت
خوشحال میشویم آمار رسمی سرانه آرد نانوایی برای همه شهرها اعلام شود. مثال: اگر تهران ۱۰ میلیون نفر جمعیت دارد و سرانه هر نفر روزی ۳۰۰ گرم باشد، روزانه ۳ هزار تن آرد نیاز دارد. برای یک شهر ۱۰۰ هزار نفری، روزانه ۳۰ تن آرد لازم است.
نمیدانیم سهمیه آرد در سراسر کشور یکسان است یا نه؟ منطق میگوید باید یکسان باشد. اما مشاهدات صف نانواییها نشان میدهد در کلانشهری مثل تهران، صفها بسیار کوتاهتر از یک شهر ۱۰۰ هزار نفری است.
باز هم خوشحال میشویم اگر آمار شفافی از سهمیه و سرانه آرد و نان در سراسر کشور اعلام شود تا وضعیت عدالت در توزیع این محصول حیاتی روشن شود.
نویسنده: بهزاد آهنگری، کارشناس مسائل مدیریت شهری.
انتهای خبر/

