logo
امروز : چهارشنبه ۱۳ خرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۰:۳۴
[ شناسه خبر : ۵۰۴۴۳ ] [ مدت زمان تقریبی برای مطالعه : 3 دقیقه ]
یادداشت؛

اقتصاد شهری‌محور یا شهر اقتصاد‌محور؟

اقتصاد-شهری‌محور-یا-شهر-اقتصاد‌محور؟-
تفاوت بنیادینی بین دو رویکرد «اقتصاد شهری‌محور» و «شهر اقتصاد‌محور» وجود دارد. غلبه منطق تجاری بر کارکردهای شهری، سرمایه اجتماعی را تضعیف و شهر را به جای توانمندسازی، مصرف‌گرا می‌کند.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «موج‌رسا»؛ در ادبیات مدیریت شهری، دو رویکرد متمایز قابل شناسایی است که هر یک پیامدهای متفاوتی برای توسعه پایدار شهرها به همراه دارند: «اقتصاد شهری‌محور» و «شهر اقتصاد‌محور». تبیین مرزهای این دو مفهوم، برای درک صحیح از کارکردهای نهاد مدیریت شهری ضروری است.

بیشتر بخوانید

در رویکرد اقتصاد شهری‌محور، تمرکز بر اداره بهینه منابع و هزینه‌ها در چارچوب مأموریت‌های ذاتی شهرداری است. هدف غایی، ایجاد ارزش افزوده برای شهروندان، کاهش هزینه‌های زائد، ارتقای بهره‌وری خدمات شهری و شکل‌دهی به منابع درآمدی پایدار از طریق خلق ارزش از ثروت‌های عمومی و پنهان شهر محسوب می‌شود.

ویژگی‌های کلیدی این رویکرد عبارت‌اند از:

اولویت اصلاح ساختار: درآمد به‌مثابه وسیله‌ای برای توسعه در نظر گرفته می‌شود، نه هدف نهایی. کاهش هزینه‌های اداری و جلوگیری از اتلاف منابع، در صدر اولویت‌ها قرار دارد.

برنامه‌ریزی مبتنی بر نیاز: پروژه‌ها بر اساس نیازهای واقعی شهر و انطباق با اسناد بالادستی تعریف و اجرا می‌شوند.

نقش تنظیم‌گری: شهرداری به عنوان نهاد حاکمیتی، ایفاگر نقش تنظیم‌گر است؛ بدین معنا که با وضع مقررات، نظارت مؤثر و ایجاد تعادل میان منافع عمومی و فعالیت‌های اقتصادی، بستر توسعه متوازن را فراهم می‌آورد.

 تقویت سرمایه اجتماعی: در این الگو، هر موفقیت، زمینه‌ساز موفقیت بعدی است، زیرا با افزایش اعتماد عمومی، سرمایه اجتماعی به‌عنوان پشتوانه اصلی مدیریت شهری تقویت می‌شود.

برای نمونه، هنگامی که شهرداری با اصلاح فرآیندهای اداری، هزینه خدمات را کاهش می‌دهد، هم رضایت شهروندان افزایش می‌یابد و هم منابع آزادشده به توسعه زیرساخت‌ها اختصاص می‌یابد. این چرخه مثبت، بستر تحقق توسعه پایدار شهری را هموار می‌سازد.

در نقطه مقابل، رویکرد «شهر اقتصاد‌محور» از منطق متفاوتی تبعیت می‌کند که در آن ملاحظات درآمدی بر مأموریت‌های اصلی مدیریت شهری غلبه می‌یابد. شاخصه‌های این رویکرد عبارت‌اند از:

اولویت درآمدزایی: افزایش درآمد به هر طریق ممکن، هدف نخستین تلقی می‌شود.

 توسعه درآمدهای ناپایدار: تغییر کاربری‌های غیراصولی و فروش ظرفیت‌های شهری برای جبران کسری بودجه، به رویه‌ای رایج تبدیل می‌شود.

تغییر نقش شهرداری: به‌جای تمرکز بر کاهش هزینه‌ها، فشار مضاعف بر منابع ناپایدار افزایش می‌یابد و نقش تنظیم‌گری شهرداری به فعالیت‌های تجاری مستقیم و نوعی «غرفه‌داری» تقلیل پیدا می‌کند.

در چنین شرایطی، اگرچه ممکن است ارقام بودجه افزایش یابد، اما کیفیت زندگی شهری، عدالت محله‌ای و اعتماد عمومی رشد متناظری نخواهد داشت. موفقیت‌ها در این الگو، ماهیتی مقطعی دارند و به موفقیت‌های بعدی منجر نمی‌شوند، زیرا فاقد پشتوانه اصلاح ساختاری و خلق ارزش پایدار هستند.

تفاوت این دو رویکرد کاملاً آشکار است:

 اقتصاد شهری‌محور به دنبال خلق ارزش و کاهش هزینه‌های ناکارآمد است و شهر را توانمند می‌سازد.

شهر اقتصاد‌محور در پی افزایش درآمد بدون توجه کافی به مأموریت‌های اصلی مدیریت شهری است و عملاً شهر را مصرف می‌کند.

مدیریت شهری حرفه‌ای، حتی در شرایط کمبود منابع، از مسیر ارزش‌آفرینی و تنظیم‌گری خارج نمی‌شود. چراکه شهر، بنگاه اقتصادی نیست، بلکه امانتی برای نسل‌های آینده است و هرگونه تصمیم‌گیری در قبال آن، باید با نگاه به این امانت‌داری صورت پذیرد.

نویسنده: محسن برجی، کارشناس ارشد مدیریت شهری و پژوهشگر اقتصاد شهری.

انتهای خبر/

فرم ارسال نظر