تحمیل هزینه به مدارس با جشن یلدا
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛ شب یلدا، میراثی فرهنگی و فرصتی برای پیوند نسلهاست؛ شبی برای قصه، شعر، همدلی و پاسداشت نور در بلندترین شب سال. مدرسه، بهعنوان مهمترین نهاد تربیتی، میتواند بهترین بستر برای انتقال این سرمایه فرهنگی باشد. اما وقتی برگزاری مراسم یلدا در مدارس با «جمعآوری پول از دانشآموزان» گره میخورد، پرسشهای جدی درباره فلسفه تربیتی، عدالت آموزشی و شیوه اجرای این برنامهها پیش میآید؛ پرسشهایی که بیپاسخ ماندنشان، اصل نیت فرهنگی را زیر سایه نقد میبرد.
بیشتر بخوانید
نخست باید به اصل ماجرا پرداخت: برگزاری مناسبتهای فرهنگی در مدرسه فینفسه اقدامی مثبت است. یلدا میتواند بهانهای برای آموزش ادبیات فارسی، معرفی آیینها، تقویت مهارتهای گفتوگو، کار گروهی و حتی خلاقیت دانشآموزان باشد. مدرسهای که یلدا را به کلاس شعرخوانی، شاهنامهخوانی، نمایشهای کوتاه دانشآموزی و گفتوگو درباره آیینهای بومی تبدیل میکند، در مسیر تربیت فرهنگی گام برداشته است. مشکل از جایی آغاز میشود که این فرصت آموزشی به «رویداد هزینهمحور» بدل میشود.
جمعآوری پول، هرچند با مبالغ اندک، در فضای مدرسه ناگزیر پیامهایی پنهان منتقل میکند. نخستین پیام، «نابرابری» است. در کلاسهایی که دانشآموزان از خانوادههای با توان اقتصادی متفاوت کنار هم نشستهاند، حتی مبلغی کوچک میتواند برخی را در حاشیه قرار دهد. دانشآموزی که توان پرداخت ندارد یا با اکراه میپردازد، پیش از آنکه یلدا را جشن بگیرد، طعم شرم و فشار اجتماعی را میچشد. آیا مدرسه، که باید مأمن امنیت روانی باشد، مجاز است چنین احساسی را ناخواسته به دانشآموز تحمیل کند؟
از زاویهای دیگر، جمعآوری پول به تدریج «مصرفگرایی» را به دل برنامههای فرهنگی میکشاند. یلدایی که میتواند با حداقل امکانات و حداکثر معنا برگزار شود، گاه به رقابتی نانوشته برای سفرههای پرزرقوبرق، تزئینات پرهزینه و خوراکیهای متنوع تبدیل میشود. نتیجه آن است که محتوا عقب مینشیند و ظاهر جلو میآید. مدرسهای که باید ضدتبلیغ تجمل باشد، ناخواسته تمرین مصرف میدهد.
بعد حقوقی و اداری ماجرا نیز قابل تأمل است. مدرسه دولتی اساساً حق تحمیل هزینههای غیرضرور به خانوادهها را ندارد. حتی اگر این هزینهها با رضایت ضمنی یا مشارکت داوطلبانه جمعآوری شود، مرز باریکی میان «داوطلبانه» و «اجباریِ عرفی» وجود دارد؛ مرزی که در عمل اغلب به زیان خانوادهها شکسته میشود. وقتی اعلام میشود «برای مراسم یلدا هر دانشآموز مبلغی بیاورد»، آیا دانشآموز واقعاً حق انتخاب دارد؟ یا ناچار است برای عقب نماندن از جمع، همراهی کند؟
از منظر تربیتی، مهمتر از «چه میخوریم» این است که «چه میآموزیم». اگر یلدا در مدرسه به آموزش همدلی، سادهزیستی، کار گروهی و احترام به تفاوتها نینجامد، رسالت خود را از دست داده است. چه بسا بهترین یلدای مدرسهای، یلدایی باشد که دانشآموزان با دستسازهها، قصههای خانوادگی، شعرخوانی و بازیهای بومی آن را میسازند؛ بیآنکه پولی جابهجا شود. حتی میتوان مسئولیت برنامهریزی را به خود دانشآموزان سپرد تا مدیریت، خلاقیت و مسئولیتپذیری بیاموزند.
البته نباید همه مدارس و همه مدیران را به یک چوب راند. بسیاری از مدارس با نیت خیر و برای شادابی فضای آموزشی، به برگزاری این مراسمها روی میآورند. اما نیت خوب، اگر به روش درست منتهی نشود، میتواند اثر معکوس بگذارد. نقد منصفانه دقیقاً از همینجا آغاز میشود: اصلاح شیوهها، نه نفی اصل مناسبت.
راهحلها روشن و در دسترساند. نخست، پرهیز از هرگونه الزام مالی و جایگزینی آن با فعالیتهای بدون هزینه. دوم، شفافیت کامل در صورت نیاز به هر نوع مشارکت، با تأکید واقعی بر داوطلبانه بودن و پیشبینی سازوکاری که هیچ دانشآموزی بهخاطر نپرداختن، متمایز یا محروم نشود. سوم، تمرکز بر محتوای آموزشی: یلدا بهعنوان درس فرهنگ، نه سفره خوراکی. چهارم، استفاده از ظرفیتهای موجود مدرسه و مشارکت معلمان ادبیات، هنر و مشاوره برای طراحی برنامههای معناگرا.
در نهایت، یلدا اگر قرار است در مدرسه برگزار شود، باید «یلدای عدالت» باشد؛ شبی که همه دانشآموزان، فارغ از توان مالی، در آن احساس تعلق کنند. مدرسه جای آموزش ارزشهاست، نه انتقال هزینهها. اگر این اصل را جدی بگیریم، یلدا نهتنها بار اضافی بر دوش خانوادهها نخواهد بود، بلکه به فرصتی واقعی برای تربیت فرهنگی نسل آینده تبدیل میشود؛ فرصتی که موج رسا و دیگر رسانهها میتوانند با طرح نقدهای مسئولانه، به اصلاح آن کمک کنند.
نویسنده: حمداله مرادی، فعال رسانه.
انتهای خبر/

