به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛ بیستویکم مهرماه، در حافظه تاریخی زنجان، تنها یک تاریخ نیست؛ یادآور روزی است که این شهر، با همه شور و صمیمیتش، به استقبال آیتالله سیدعلی خامنهای رفت. روزی که خیابانها رنگ دیدار گرفتند، صداها از دل جمعیت برخاستند و مردم، احساس خود را به زبان مادری فریاد زدند؛ زبانی که در آن، عشق و غیرت، بیواسطه و بیتکلف معنا میشوند.
بیشتر بخوانید
زنجان، شهر مردمان استوار و ریشهدار، در آن روز تنها میزبان یک مقام بلندپایه نبود؛ فرصتی یافته بود تا خودش را روایت کند؛ با تاریخش، با فرهنگش، با خاطرههای ایثار و با مردمی که تعلق خاطرشان به این سرزمین، در واژهها و رفتارهایشان جاری است.
آن روز، رهبر انقلاب سخنان خود را با قدردانی از محبت مردم زنجان آغاز کردند و از حضور دوباره در میان مردم مؤمن و غیور این شهر ابراز خرسندی کردند. همزمانی سفر با میلاد پیامبر اسلام(ص) نیز در سخنان ایشان جای داشت؛ مناسبتی که آن را میلاد نور و امید برای تاریخ اسلام توصیف کردند. در آن فضای پرشور، دیدار مردم و رهبر انقلاب تنها یک استقبال نبود؛ فرصتی بود برای بازگویی خاطرات، بیان ظرفیتها و شنیدن دغدغههای استانی که میخواست بیشتر دیده شود. در میان انبوه جمعیت، شعاری طنینانداز شد که از دل هویت این شهر برمیآمد:
«زنجانیلَر قان وِرَر، انقلابا جان وِرَر»
یعنی زنجانیها خون میدهند، برای انقلاب جان میدهند؛ شعاری که در آن، زبان مادری تنها وسیله سخن گفتن نبود، بلکه زبان بیان یک باور و نشان دادن پیوندی عمیق با سرزمین و آرمانها بود.
و پاسخ، به همان زبان آشنا، در حافظه این شهر ماندگار شد:
«زنجانیلَر قان وِرَر، اما عِزّتنی، استقلالنی، اسلامنی وِرمَز»
زنجانیها جان میدهند، اما عزت، استقلال و اسلامشان را نمیدهند.
اما سفر ۲۱ مهر ۱۳۸۲، فراتر از آن شعار و آن استقبال بود. این دیدار، فرصتی برای بازخوانی ظرفیتهای استانی بود که در دل خود، تاریخی پربار، استعدادهای انسانی و منابع طبیعی ارزشمندی دارد.
رهبر انقلاب در بخشی از سخنانشان، زنجان را شهری مؤمن و فرهنگی معرفی کردند و به پیشینه تاریخی و معماری آن اشاره داشتند؛ از گنبد سلطانیه و بازار بزرگ زنجان تا مسجدها و مدرسههای تاریخی استان. در نگاه ایشان، این بناها صرفاً آثار کهن نبودند؛ نشانههایی از هنر، ریشهها و هویت مردمی بودند که در طول تاریخ، این سرزمین را ساختهاند.
و آنگاه نوبت به افتخاری رسید که نام زنجان را در سالهای دفاع مقدس نیز بر سر زبانها انداخته بود؛ غواصان دریادل.
رهبر انقلاب با یادآوری نقش برجسته غواصان زنجانی در نیروهای مسلح، به بخشی از تاریخ این دیار اشاره کردند که با فداکاری و ایثار نوشته شده است. چه تصویر معناداری؛ استانی که از دریا فاصله دارد، اما فرزندانی پرورش داده که نامشان با عملیاتهای دشوار آبیـخاکی و حماسههای دفاع مقدس گره خورده است. «غواصان دریادل زنجانی» تنها یک تعبیر نبود؛ عنوانی بود که از دل یک تجربه تاریخی برآمده و به بخشی از هویت جمعی این شهر تبدیل شده است.
بااینحال، سخنان آن روز تنها به افتخارات گذشته محدود نماند. رهبر انقلاب از ظرفیتهای اقتصادی زنجان نیز گفتند؛ از زمینهای حاصلخیز کشاورزی، معادن غنی بهویژه روی، سرب و مس و موقعیت ارتباطی استان. در کنار این توانمندیها، به وجود محرومیت در برخی مناطق نیز اشاره کردند و تأکید داشتند که مسئولان و مردم باید برای حل مشکلات، در کنار یکدیگر تلاش کنند.
این بخش از سخنان ایشان، وجه دیگری از سفر را آشکار میکرد؛ توجه به فاصله میان داشتههای یک استان و آنچه مردم در زندگی روزمره خود تجربه میکنند. زنجان، با همه ظرفیتهایش، همچنان با مشکلاتی روبهرو بود که نیاز به پیگیری و اقدام داشتند.
شاید یکی از ماندگارترین بخشهای آن دیدار، همین توجه به صدای مردم بود. رهبر انقلاب در سخنانشان به نظرسنجیهایی اشاره کردند که پیش از سفر درباره مطالبات مردم زنجان انجام شده بود. نتیجه این بررسیها، از نگاه ایشان، روشن بود: مردم بیش از هر چیز از بیکاری، تورم و مشکلات معیشتی سخن میگفتند.
ایشان تأکید کردند که مسئولان نباید خواستههای واقعی مردم را با مسائل فرعی جایگزین کنند. این سخنان، در کنار توصیف تاریخ و فرهنگ زنجان، یادآوری میکرد که احترام به یک شهر تنها در ستایش گذشتهاش خلاصه نمیشود؛ شنیدن نگرانیهای مردم و تلاش برای گشودن گرههای زندگی آنان نیز بخشی از این احترام است.
در آن روز، زنجان با همه داشتههایش پیش چشم بود؛ شهری با تاریخی کهن، مردمی با هویتی ریشهدار، جوانانی با استعداد و ظرفیتهایی که میتوانستند راه توسعه را هموار کنند. و در کنار همه اینها، مطالباتی که همچنان نیازمند توجه و پیگیری بودند.
خاطرهها، گاهی در همان لحظه شکل میگیرند، اما عمق معنایشان را سالها بعد نشان میدهند. ۲۱ مهر، برای زنجان فرصتی است تا دوباره به آن روز بازگردد؛ به دیداری که در آن، تاریخ و هویت شهر در کنار صدای مردمش قرار گرفت و جملهای به یادگار ماند که هنوز هم با شنیدنش، حالوهوای آن روز زنده میشود.
و حالا، از آن روز مهرماه، بیش از دو دهه گذشته است؛ از روزی که صدای مردم در خیابانها پیچید، دستها برای استقبال بالا رفت و زنجان، با زبان و لهجه خودش، از دلبستگیاش گفت. زمان گذشته، خیابانها تغییر کردهاند و بسیاری از آن روزها به خاطره پیوستهاند؛ اما بعضی لحظهها، درست وقتی تصور میکنیم در گذشته جا ماندهاند، دوباره به سراغمان میآیند؛ این بار با معنایی تازه و اندوهی سنگینتر
حالا وقتی از ۲۱ مهر حرف میزنیم، تنها به یاد یک سفر تاریخی نمیافتیم؛ به یاد صدایی میافتیم که آن روز در میان مردم شنیده شد، به یاد سخنانی که درباره زنجان گفته شد و به یاد دیداری که دیگر تکرار نخواهد شد. گاهی یک تصویر قدیمی، بیش از هزاران کلمه حرف دارد؛ تصویر جمعیتی که مشتاقانه گرد آمده بود، چهرههایی که با شوق نگاه میکردند و مردمی که شاید آن روز نمیدانستند سالها بعد، مرور همان لحظهها تا این اندازه با دلتنگی همراه خواهد شد.
جای بعضی آدمها را نمیشود با هیچ حضوری پر کرد. نبودنشان را نه میتوان در چند جمله خلاصه کرد و نه میتوان به سادگی از کنار آن گذشت. جای خالیشان گاهی در یک عکس قدیمی خودش را نشان میدهد، گاهی در شنیدن جملهای آشنا و گاهی در بازگشت به روزی که همهچیز در آن، رنگ دیگری داشت.
برای مردم زنجان، خاطره آن سفر حالا با پرسشی خاموش همراه است: اگر آن روز دوباره تکرار میشد، اگر آن جمعیت دوباره گرد هم میآمد، اگر صدای آشنای آن روز بار دیگر در میان مردم میپیچید، چه احساسی داشتیم.
با انتشار خبر شهادت آیتالله خامنهای، خاطره آن دیدار برای بسیاری از مردم زنجان رنگی دیگر گرفت. همان مردمی که روزی با شور و شوق به استقبال آمده بودند، این بار با اندوهی سنگین روبهرو شدند؛ اندوهِ از دست دادن کسی که دیدارش بخشی از حافظه تاریخی شهرشان بود.
و شاید امروز، در سالگرد آن سفر، بیش از هر زمان دیگری بتوان معنای آن شعار را در حافظه این شهر احساس کرد:
«زنجانیلَر قان وِرَر، اما عِزّتنی وِرمَز».
شعاری که روزی در میان شور استقبال طنین انداخت و امروز، با مرور خاطره آن روز، یادآور پیوندی است که در ذهن و دل بسیاری از مردم باقی مانده است
۲۱ مهر، روز یادآوری یک سفر است؛ اما برای آنان که آن روز را به خاطر دارند، یادآوری چیزی فراتر از یک تاریخ است: خاطره دیداری که گذشت، صدایی که در تاریخ ماند و دلتنگیای که با گذر زمان، از میان نمیرود.
بعضی سفرها به پایان میرسند، اما خاطرهشان نه. بعضی صداها خاموش میشوند، اما پژواکشان در دل یک شهر باقی میماند؛ ۲۱ مهر گذشت؛ اما آن صدا هنوز در خاطر زنجان مانده است.
نویسنده: نرگس محرمی، فعال رسانه.
انتهای خبر/











