logo
امروز : دوشنبه ۱۳ مهر ۱۴۰۵ ساعت ۱۱:۳۵
[ شناسه خبر : ۵۴۳۶۷ ] [ مدت زمان تقریبی برای مطالعه : 7 دقیقه ]
در گزارش موج‌رسا بخوانید؛

همت بانوی ماهنشانی در احیاء گلیم‌بافی سنتی

همت-بانوی-ماهنشانی-در-احیاء-گلیم‌بافی-سنتی
خدیجه ملکی در ماهنشان با تکیه بر همت خویش، کارگاه گلیم‌بافی را احیا کرد که ضمن آموزش ۲۰ هنرجو، زمینه اشتغال مستقیم برای هفت نفر را فراهم کرده است.

به گزارش خبرنگار گروه اقتصادی پایگاه خبری تحلیلی «موج‌رسا»؛ در جغرافیای کوهستانی، پررمزوراز و رنگارنگ ماه‌نشان، جایی که صخره‌های شگفت‌انگیز آلاداغ‌لار قامت برافراشته‌اند و رود خروشان قزل‌اوزن سرود دیرین زندگی و برکت را در گوش دشت‌ها زمزمه می‌کند، هنر و تلاش همواره پاره‌ای جدایی‌ناپذیر از روح و هویت مردمان سخت‌کوش این خاک بوده است.

بیشتر بخوانید

 در این پهنه زرخیز، کار و آفرینشگری تنها راهی برای گذران روزمرگی نیست، بلکه نغمه‌ای جاری است که از گذشته‌های دور در جان نسل‌ها امتداد یافته و اکنون به سرچشمه‌ای برای بازآفرینی امید بدل شده است. 

امروزه توسعه کارگاه‌های تولیدی زودبازده و صنایع کوچک ویژه بانوان، یکی از مؤثرترین و اصیل‌ترین راهکارهای تحقق عدالت اجتماعی، جهش تولید و تثبیت جمعیت در مناطق روستایی و شهرهای پیرامونی به شمار می‌رود. 

زنان توانمند دیار ماهنشان همواره بازوی پرتوان معیشت و تکیه‌گاه استوار خانواده بوده‌اند، اما ساماندهی این مهارت‌های دیرین و استعدادهای پراکنده در قالب کارگاه‌های خرد و هم‌افزا، بستری زرین برای تجلی کارآفرینی بومی، استقلال مالی پایدار و تقویت عزت‌نفس جمعی رقم زده است.

شهرستان ماهنشان با برخورداری از اقلیمی ویژه، خاکی حاصلخیز و تنوعی کم‌نظیر در محصولات کشاورزی و پیشینه‌ای ریشه‌دار در هنرهای سنتی، زمینه‌ای فوق‌العاده مستعد برای گسترش کسب‌وکارهای کوچک و کارآفرینی خانگی دارد. فرآوری میوه‌های مرغوب باغات منطقه مانند زردآلو و آلوچه به خشکبار و لواشک سنتی، پخت رب‌های ارگانیک، پاک‌سازی و بسته‌بندی حبوبات و گردآوری هدفمند گیاهان دارویی خودرو در دامنه‌ها، فرصت‌هایی گران‌بها برای خلق ارزش‌افزوده و کوتاه کردن دست واسطه‌ها هستند. 

با این همه، در میان تمامی این مزیت‌های اقلیمی، دست‌بافته‌های سنتی و به‌ویژه دار قالی، گلیم‌بافی و جاجیم همچون نگینی اصیل بر تارک هنر و اقتصاد خرد این منطقه می‌درخشند.

اهمیت اساسی این صنایع خانگی و زودبازده در نیاز اندک به سرمایه‌گذاری‌های کلان، ریسک اقتصادی بسیار پایین، سازگاری کامل با فرهنگ بومی و امکان هماهنگی میان مسئولیت‌های مادری، حفظ حریم خانه و فعالیت سازنده اقتصادی نهفته است.

 زنی که در کنج کارگاه خانگی یا تعاونی محلی به درآمدی مستقل و عزتمندانه دست می‌یابد، نه‌تنها پایه‌های اقتصادی خانواده‌اش را محکم می‌سازد و پشتوانه‌ای مطمئن برای تربیت فرزندان می‌سازد، بلکه بارقه‌های امید و انگیزه ماندگاری در زادگاه را در دل اطرافیان خود زنده نگه می‌دارد و سدی استوار در برابر موج مهاجرت‌های ناخواسته به حاشیه شهرهای بزرگ بنا می‌نهد.

در پس این ضرورت‌های بنیادین، گاه روایت‌هایی زنده، صمیمی و پرشور از جنس غیرت و پشتکار جاری است؛ داستان زنانی که پای بر جای پای مادران این سرزمین نهاده‌اند و با دست‌های هنرمندشان، میراث کهن نیاکان را به بستری برای آموزش، بالندگی و معیشت هم‌نوعان خویش تبدیل کرده‌اند. 

احیاء صنایع دستی ماهنشان با تلاش بانوان هنرمند

خدیجه ملکی، از چهره‌های الهام‌بخش، مبتکر و فعال شهر ماه‌نشان است که توانسته با تکیه بر ذوق درونی و عزم راسخ خود، کارگاهی پویا برای گلیم‌بافی برپا کند. او نه‌تنها نگذاشته نوای دلنشین دارهای بافت در هیاهوی دنیای صنعتی به فراموشی سپرده شود، بلکه با تأسیس این مجموعه، پنجره‌ای نو از مهارت‌آموزی، اشتغال شرافتمندانه و امید را به روی دختران و زنان دیارش گشوده است.

 این نگهبان هنر در گفتگویی با خبرنگار «موج‌رسا»، از نخستین گره‌هایی می‌گوید که در سال‌های کودکی و در خلوت خانه پدری بر تاروپود دلش نشانده است.

 وی به یاد می‌آورد که چگونه الفبای بافتن را نه در آموزشگاه‌های مدرن، بلکه از تماشای دست‌های زحمت‌کش و چابک مادرش آموخت. 

تمام دنیای کودکی او در چرخش کلاف‌های رنگی پشم، بوی دلاویز نخ‌های طبیعی و صدای منظم شانه بر دار قالی خلاصه می‌شد. 

او می‌گوید روزهایی که مادرش برای رسیدگی به کارهای روزمره خانه از پای دار بلند می‌شد، او از سر کنجکاوی و شیطنت‌های شیرین کودکی، بی‌درنگ پشت دار می‌نشست، دفتین را به دست می‌گرفت و با ذوقی وصف‌ناپذیر شروع به رج‌زدن می‌کرد. 

گرچه گاهی گره‌ها نامنظم می‌شدند و نقشی از خط بیرون می‌زد، اما همان شیطنت‌های بی‌آلایش، بذر عشقی ابدی را در وجودش کاشت که گذر سال‌ها نتوانست ذره‌ای از طراوت آن بکاهد.

با گذر زمان و رسیدن به دوران جوانی، این پیوند عاطفی عمیق‌تر شد و جایگاهی محوری در زندگی او پیدا کرد.

 وی ساعت‌های طولانی پای دار می‌نشست و با حوصله‌ای مثال‌زدنی، تارهای سپید را با پودهای رنگین درمی‌آمیخت. 

به‌مرور زمان، دقت در ظرافت بافت، رعایت اصول ترکیب رنگ‌ها و ابداع طرح‌های اصیل و چشم‌نواز موجب شد تا دست‌بافته‌هایش در میان اهالی، کارشناسان و علاقه‌مندان به صنایع‌دستی جایگاهی ممتاز پیدا کند.

افزایش سفارش‌ها و اقبال روزافزون بازار به این آثار هنری، نشانه‌ای روشن بود از اینکه گلیم‌بافی می‌تواند فراتر از یک سرگرمی ذوقی، به پیشران اقتصادی قدرتمند برای خود او و دیگر بانوان شهر تبدیل شود.

پیشرفت‌های پیاپی و ارائه کارهای باکیفیت، نگاه نهادهای حمایتی و مسئولان حوزه میراث فرهنگی و صنایع‌دستی را به سمت توانمندی‌های این بانوی تلاش‌گر جلب کرد.

 با پشتیبانی‌های ارزنده‌ای که انجام گرفت، او تصمیمی بزرگ اتخاذ کرد و هنر خود را از کنج خانه به یک فضای کارگاهی منظم و پویا منتقل ساخت. 

هدفی که او دنبال می‌کرد، تنها افزایش تولید فردی نبود، بلکه می‌خواست دانشی را که سال‌ها با تجربه اندوخته بود، به نسل جوان و بانوان جویای کار منتقل کند. 

این کارگاه نوپا خیلی زود به محفلی گرم برای یادگیری تبدیل شد، به‌طوری‌که در حال حاضر بیست بانو و دختر مستعد در این کارگاه مشغول آموزش و فراگیری نقش‌ها، رج‌شماری و بافت اصیل هستند و هم‌زمان برای هفت نفر از بانوان نیز فرصت شغلی مستقیم و درآمد پایدار ایجاد شده است.

این فضای کارگاهی امروز فراتر از یک مرکز تولیدی ساده است، اینجا مکانی است که نوای هماهنگ شانه‌ها و زمزمه‌های آرام بافندگان، سرودی از سرزندگی، همبستگی و امید به فردا را بازگو می‌کند.

 زنانی که شاید تا پیش از این مجالی برای بروز استعدادهای نهفته خود نداشتند، اکنون با سرانگشتان هنرمند خویش آثاری فاخر می‌آفرینند، در تأمین هزینه‌های زندگی یار و همراه خانواده‌هایشان می‌شوند و طعم شیرین استقلال، کرامت و خودباوری را با تمام وجود حس می‌کنند.

گسترش و رونق صنایع دستی نیازمند حمایت 

تجربه موفق و درس‌آموز ملکی، آئینه‌ای روشن از ظرفیت‌های بی‌پایانی است که در دل کوچه و خیابان‌های ماهنشان نهفته است. 

زنانی با انگیزه و صبور که برای آغاز حرکت نیازمند امکانات آن‌چنانی نیستند، بلکه با کمترین سرمایه و با اتکا به غیرت و مهارت خویش می‌توانند چرخ‌های تولید محلی را به حرکت درآورند.

 با این وجود، برای تثبیت و تکثیر این الگوهای درخشان در سطح شهرستان و روستاهای تابعه، حمایت‌های نظام‌مند و هدفمند دستگاه‌های اجرایی یک ضرورت انکارناپذیر است.

تأمین تسهیلات قرض‌الحسنه و کم‌بهره با بازپرداخت طولانی، بسترسازی برای تجهیز کارگاه‌ها و تهیه مواد اولیه باکیفیت و بدون واسطه، پوشش کامل بیمه تأمین اجتماعی برای صنعتگران صنایع‌دستی، و از همه مهم‌تر ایجاد نمایشگاه‌ها و بازارچه‌های دائمی و اتصال تولیدکنندگان خرد به بازارهای دیجیتال و شبکه‌های توزیع استانی و ملی، اقداماتی راهبردی هستند که می‌توانند دست واسطه‌ها را کوتاه کنند و حاشیه سود واقعی را به دست خود این بانوان زحمت‌کش برسانند.

روایت شورانگیز این بانوی کارآفرین اثبات می‌کند که خلق اشتغال و تحول اقتصادی الزاماً در گرو برپایی کارخانه‌های عظیم صنعتی نیست بلکه می‌توان در فضایی کوچک، با ابزاری سنتی و با اتکا به سرمایه انسانی و عشق به میراث کهن، معبری روشن به‌سوی توانمندسازی بانوان، رفع فقر و تقویت بنیادهای فرهنگ بومی گشود. 

زنان پرتوان ماهنشان، از دامنه‌های تماشایی کوه‌ها تا کناره‌های آرام قزل‌اوزن، با هر رجی که بر دار گلیم و قالی می‌زنند، پیام پویایی، استقامت و اقتصاد مقاومتی را با زیبایی تمام بر تارک تاریخ این دیار ماندگار می‌سازند.

انتهای خبر/

فرم ارسال نظر