فرهنگسرای خرمدره در بیمهری مسئولان رها شد
به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛ به نقل از نبض سحر؛ شهر خرمدره با جمعیتی بالغ بر ۸۰ هزار نفر، تنها یک سالن اجتماعات دارد؛ فرهنگسرایی که در سال ۱۳۸۰ افتتاح شد و حالا پس از بیش از دو دهه، تبدیل به نمادی از بیمهری و کمتوجهی شده است. این سالن که باید قلب تپنده رویدادهای فرهنگی، همایشها و آیینهای مذهبی یک شهر باشد، امروز با مشکلاتی دستوپنجه نرم میکند که حتی از اداره یک مدرسه روستایی نیز خارج است.
بیشتر بخوانید
وضعیت اسفناک زیر سقف فرهنگ
محوطه نامناسب و سنگهای ترکخورده، نخستین تصویری است که پیش از ورود به سالن به چشمتان میخورد. صندلیهای کهنه و مستعمل، برخی شکسته و برخی بدون دسته، هر نشستنی را به تجربهای ناایمن تبدیل کردهاند. ویدئو پروژکتور سالن همان دستگاهی است که سال ۸۰ خریداری شده؛ تصویری محو، قطعیهای مکرر و لامپی که بارها سوخته، برگزاری هر برنامه تصویری را به کابوس تبدیل کرده است. در زمستان سرمای استخوانسوز و در تابستان گرمای طاقتفرسا مهمان همیشگی شرکتکنندگان است؛ چرا که خبری از وسایل گرمایشی و سرمایشی استاندارد نیست. و در نهایت، نبود ژنراتور برق اضطراری، این سالن را در برابر یک قطعی ساده برق کاملاً فلج میکند؛ با خاموشی، همه چیز در تاریکی مطلق فرو میرود و برنامهها نیمهکاره رها میشوند.
هنرمندان و شهروندان چه میگویند؟ صدای کسانی که تحمل میکنند
برای درک بهتر این فاجعه، با چند تن از هنرمندان و مراجعهکنندگان این سالن گفتگو کردیم. حرفهایشان، تلختر از هر دادگاهی، وضعیت را روایت میکند.
یکی از هنرمندان باسابقه شهرستان، با گلایهای عمیق به نبض سحر میگوید: ما چندین بار خواستیم در این سالن اجرای تئاتر داشته باشیم، اما شرمنده تماشاگر شدیم. مردم روی صندلیهای شکسته مینشینند، وسط اجرا ویدئو پروژکتور خاموش میشود و در زمستان، بازیگران از سرما نمیتوانند دیالوگ بگویند. اینجا به هیچ وجه شایسته نام فرهنگسرا نیست.
مادر یکی از دانشآموزان شرکتکننده در برنامههای هنری که در این سالن برگزار میشود، نیز ناراحتی خود را پنهان نمیکند: بچهها عاشق برنامههای فرهنگی هستند، اما من نگران سلامتیشان هستم. یک بار برق رفت و سالن تاریک شد، بچهها ترسیدند. چطور یک شهر این همه آدم، این قدر بیفکری میشود؟
در قلب این بحران، وقتی سراغ متولی مستقیم این سالن میرویم، با چهرهای خسته و لحنی صریح روبهرو میشویم.
در این راستا رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی خرمدره در گفتگو با خبرنگار نبض سحر، بیپرده از ناامیدیاش میگوید: ما هم از وضعیت فعلی فرهنگسرا ناراضی هستیم و چندین بار مکاتبه با استان و دیگر مسئولین را انجام دادهایم، اما تا به امروز نتیجهای حاصل نشده است.
این جمله، سندی رسمی از بیعملی و اهمال دستگاههای بالادستی است. رئیس ادارهای که بودجه کافی برای بهسازی در اختیار ندارد، بارها درخواست کمک داده، نامه زده و پیگیری کرده، اما پاسخ یا سکوت بوده یا حواله به وعدههایی که هرگز رنگ واقعیت ندیدهاند. او سپس رقمی را فاش میکند که در مقیاس بودجههای استانی مضحک و در برابر حیثیت فرهنگی یک شهر، حیاتی است: ما برای تعمیرات اولیه حداقل ۵۰۰ میلیون تومان پول نیاز داریم.
نقد مستقیم به مسئولان بالادستی: توهین به فرهنگ یک شهر
وقتی رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی، خود رسماً اعلام میکند که مکاتباتش بینتیجه مانده، دیگر جای هیچ توجیهی برای مدیران کل استانی، سازمان مدیریت و برنامهریزی و متولیان بودجه باقی نمیماند. این بیتوجهی، پیامی جز این ندارد: فرهنگ خرمدره ارزش هزینه کردن ندارد. چه توجیهی دارد که برای تعمیرات اولیه یک سالن که تنها پناهگاه اجتماعات فرهنگی، آموزشی و هنری شهر است، ۵۰۰ میلیون تومان تخصیص داده نشود؟ آیا ۸۰ هزار شهروند خرمدره، حق ندارند یک صندلی سالم زیر پایشان حس کنند، یک ویدئو پروژکتور روشن ببینند، یا در گرمای تابستان و سرمای زمستان، ساعتی را با آرامش در یک فضای فرهنگی سپری کنند؟ مسئولان بالادستی باید پاسخ دهند که این اعتبار اندک، در کدام ردیف بودجه نامرئی استان گم شده و چرا خرمدره باید تاوان این بیتدبیری را پس دهد.
سخنی با خیرین: این بار چراغ فرهنگ را روشن کنید
و اما روی دیگر این بحران، خیّرین و نیکوکاران شهرستان هستند. همان عزیزانی که نامشان با افتخار بر سردر مساجد، مدارس، درمانگاهها، مراکز خیریه و حسینیههای شهر میدرخشد. همانها که در کارنامه درخشانشان، کمکهای میلیاردی برای ساخت و تجهیز بناهای عامالمنفعه ثبت شده است. از این عزیزان باید پرسید: آیا تاکنون بر صندلی شکسته این فرهنگسرا نشستهاید؟ آیا فریاد هنرمندی را شنیدهاید که میگوید شرمنده تماشاگرش شده؟ آیا لرزش کودکان را در سرمای سالن حس کردهاید؟ آیا میدانید جوانان این شهر که آیندهسازان فردایند، برای دیدن یک فیلم، شرکت در یک کلاس آموزشی یا یک نشست فرهنگی، چه فضای بیروحی را تحمل میکنند؟
رئیس اداره ارشاد، نیاز این مکان را فقط ۵۰۰ میلیون تومان اعلام کرده است. رقمی که برای یک خیّر دغدغهمند، نه یک مانع، که یک فرصت برای جاودانگی نامش در قلب فرهنگ این شهر است. چرا که مدرسه میسازید، مسجد بنا میکنید، جاده و پل احداث میکنید، اما فرهنگ بستر رشد همه اینهاست. اگر روح جامعه تشنه بماند، کالبد سازندگی هم فرسوده خواهد شد. اکنون زمان آن است که یک یا چند تن از خیرین بزرگوار، آستین همت بالا بزنند و نام خود را برای همیشه با احیای تنها سالن اجتماعات خرمدره گره بزنند. هزینه تعمیر صندلیها، خرید یک ویدئو پروژکتور جدید، نصب سیستم گرمایشی و سرمایشی، تهیه یک ژنراتور و ساماندهی محوطه، شاید کمتر از نازککاری یک پروژه کوچک خیریه باشد، اما اثرش جانی دوباره در کالبد فرهنگی یک شهر است.
پایان سخن
فرهنگسرای خرمدره، امروز نه یک سالن، که یک بیمار اورژانسی است. صدای هنرمندان و مردم شهر، گواه این درد است. رئیس ارشاد نسخه را پیچیده: ۵۰۰ میلیون تومان. مسئولان بالادستی یا توان پرداخت ندارند یا ارادهاش را. اکنون این خیرین هستند که میتوانند با یک اقدام سریع، هم دل یک شهر را شاد کنند و هم درس بزرگی به متولیان کمهمت بدهند. این سالن، دیگر رمقی برای انتظار کشیدن ندارد. یا چراغش با دستان سخاوتمند شما روشن میشود، یا خاموشیاش، شرمساری تاریخی برای همه ما خواهد بود.
انتهای خبر/


