logo
امروز : پنجشنبه ۲۵ تیر ۱۴۰۵ ساعت ۱۹:۰۵
[ شناسه خبر : ۵۲۸۹۰ ] [ مدت زمان تقریبی برای مطالعه : 11 دقیقه ]
موج‌رسا گزارش می‌دهد؛

قلعه‌تپه میراث کیانیان، طعمه سوداگران زمین

قلعه‌تپه-میراث-کیانیان،-طعمه-سوداگران-زمین
قلعه‌تپه ابهر، میراثی کهن با قدمتی از کیانیان تا ساسانیان، این‌روزها در حالی در محاصره درخواست‌های تغییر کاربری و تفکیک زمین قرار گرفته است که کارشناسان مدیریت شهری نسبت به پیامدهای جبران‌ناپذیر آن برای هویت ۵ هزار ساله این شهر هشدار می‌دهند‌.

به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «موج‌رسا»؛ قلعه‌تپه ابهر، نه فقط یک محوطه باستانی، بلکه هویت ماندگار شهری است که ریشه‌های آن در لایه‌های اسطوره و تاریخ از کیانیان تا ساسانیان امتداد دارد.

بیشتر بخوانید

این اثر که در ادبیات شفاهی، متون کهن و اسناد معتبر چون تاریخ‌گزیده، آثار‌البلاد و الممالک‌والمسالک، گاه بنای آن به داراب، گاه به کیخسرو و زمانی به شاپور ذوالاکتاف نسبت داده شده، همواره کانون قدرت، تصمیم‌گیری و امنیت منطقه ابهررود بوده است.

بااین‌حال، امروز این میراث ارزشمند در محاصره تهدیدهایی قرار گرفته که از سوداگری زمین تا بی‌توجهی مدیران و سکوت نهادهای متولی را شامل می‌شود؛ در حالی‌که شهر ابهر با زمین‌های خالی بسیار در سایر نقاط، هیچ نیازی به تغییر کاربری حریم این اثر ندارد.

زمین خالی هست، چرا قلعه‌تپه را بفروشیم؟

 بهزاد آهنگری، کارشناس مدیریت شهری، در گفتگو با خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «موج‌رسا»؛ با اشاره به درخواست‌های برخی، نسبت به تغییرات کاربری زمین‌های اطراف قلعه‌تپه باستانی ابهر هشدار داد و آن را تهدیدی برای هویت تاریخی و شهری این منطقه دانست.

وی با اشاره به مستندات تاریخی فراوان در خصوص قدمت میراث فرهنگی و اهمیت ان در هویت شهری ابهر افزود: این محوطه تاریخی که مربوط به دوران پیش از اسلام است، در تاریخ ۷ مهر ۱۳۸۱ به شماره ثبت  ۶ هزار و ۱۷۰ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

کارشناس مدیریت شهری در این رابطه به اظهارات یکی از مقامات میراث فرهنگی استان در ۳۰ فروردین‌ماه ۱۴۰۳ اشاره کرد که گفته بود: «اگر بپذیریم خاطرات تاریخی یک شهر، از اجزای قومی و اجتماعی آن نشأت می‌گیرد، پس مکان‌هایی همچون قلعه‌تپه که تجلی‌گاه این خاطرات هستند، ارزشی فراتر از یک بنای صرف دارند. میراث فرهنگی، هویت و گذشته ماست و پلی برای صلح و دوستی میان نسل‌ها.»

وی تصریح کرد: بر اساس بررسی نقشه‌های هوایی، حدود ۲۰ هزار مترمربع از زمین‌های اطراف این اثر باستانی، متاسفانه هدفی جذاب برای سودجویان جهت تغییر کاربری، تفکیک، فروش و ساخت‌وساز محسوب می‌شود.

آهنگری با اشاره به سابقه‌ ساخت‌وساز در این محدوده، گفت: پیش و پس از انقلاب، نهادهایی همچون آموزش‌وپرورش (با ساخت سالن ورزشی و مدرسه راهنمایی امیرکبیر)، وزارت بهداشت (ساختمان اداری)، سازمان های پست، تأمین اجتماعی، کار و تعاون و حتی ساخت حمام عمومی که در دهه ۷۰ توسط شهرداری به مجموعه سونا و استخر کوچک تبدیل شد، همگی در این حریم دست‌اندازی داشتند. همچنین در دهه‌های بعد، ساخت‌وساز مسکونی در ضلع جنوبی و جنوب‌غربی (باغات سابق) تشدید شد.

وی تأکید کرد: فلسفه وجودی هر شهر، تأمین مسکن و معابر برای شهروندان است، اما این هدف باید در چارچوب سرانه‌های شهری و با رعایت حریم اماکن تاریخی، فرهنگی و طبیعی انجام شود: «ابهر از دو نعمت منحصربه‌فرد برخوردار است: رودخانه ابهررود و قلعه‌تپه ۵ هزار ساله؛ اما هر دو در معرض بی‌توجهی یا تعرض قرار گرفته‌اند.

کارشناس مدیریت شهری با اشاره به زمین‌های خالی فراوان در سایر نقاط شهر، عنوان کرد: در شهرک‌هایی همچون پونک، مادبافت، ابهربافت، بهشت کبری، مردانی، گلسار شرقی و غربی، و نیز بافت فرسوده مرکزی شهر، بیش از ۱۰ هزار قطعه زمین خالی یا قابل نوسازی وجود دارد که می‌تواند نیاز مسکن ۱۰ سال آینده را تأمین کند. در چنین شرایطی، اصرار بر تفکیک زمین‌های اطراف قلعه‌تپه نه‌تنها غیرکارشناسی، بلکه نابخردانه است.

وی با اشاره به آمار جمعیتی، اظهار کرد: از سال ۱۳۹۵ تاکنون، رشد جمعیت ابهر عملاً متوقف شده است؛ مهاجرت به قزوین، تهران و خارج از کشور و نیز کاهش نرخ زادولد، تقاضا برای مسکن را به شدت کاهش داده است. در چنین فضایی، شتاب در ساخت‌وساز نه تنها به رکود و اشباع بازار دامن می‌زند، بلکه به بافت تاریخی شهر نیز آسیب می‌زند.

آهنگری با انتقاد از رویکرد دستگاه‌های اجرایی، متذکر شد: جای تعجب است که برخی همچنان بر تفکیک زمین‌های اطراف قلعه‌تپه اصرار دارند. شگفت‌انگیزتر از آن، سکوت وزارت میراث فرهنگی با چنین رویه هایی است!

وی تأکید کرد: بناهای تاریخی، امانت گذشتگان به ما و ودیعه‌ای برای آیندگان است. هرگونه دست‌اندازی به این میراث، از جمله خیابان‌کشی، قطعه‌بندی و ساخت‌وساز، در تاریخ ثبت خواهد شد و آیندگان هرگز آن را نخواهند بخشید.

کارشناس مدیریت شهری در ادامه به موضوع هویت شهری پرداخت و یادآور شد: برخی از ساکنان جدید، مهاجرانی از شهرهای دیگر هستند که تعلق‌خاطری به تاریخ و هویت شهر جدید خود ندارند. طبیعی است که چنین افرادی در مشارکت‌های اجتماعی، به هم‌طایفه‌ها یا هم‌محله‌ای‌های خود رأی دهند و مدیران شهری را انتخاب کنند که پاسخگوی نیازهای آنی و زودبازده آن‌ها باشند.

وی تصریح کرد: شهروندان قدیمی‌تر نیز به‌جای نقش‌آفرینی مؤثر، یا از مسائل شهری کناره‌گیری کردند یا صرفاً به انتقادات شفاهی بسنده کرده‌اند و عموم مدیران غیربومی نیز ظاهراً به دلیل عدم شناخت عمیق از مسائل فرهنگی و پیشینه شهر ابهر، آنچنان که باید مدافع میراث ماندگار شهر نیستند! حاصل این ترکیب، شهری است بی‌هویت، بی‌برند، بدون چشم‌انداز و غافل از گذشته‌اش؛ شهری که مردمانش حتی ۵۰ سالِ قبل خود را نمی‌شناسند، چه رسد به تمدن ۵ هزار ساله‌اش! تعلق خاطری ندارند و بی‌تفاوت هستند!

آهنگری در پایان با تاسف شدید از اهمیت ندادن به هویت شهری و فرهنگ و تمدن و ریشه‌های چند هزارساله این شهر گفت: نکته نگران‌کننده‌تر، بهره‌برداری اقتصادی از بستر این ناآگاهی است. چه بسا با تصمیمات غیرکارشناسی، اهدافی صرفاً مادی در پس این تغییرات دنبال شود که تنها نیاز سوداگران را ارضا خواهد کرد و در نهایت اثری از تمدن و تاریخ دیرینه این دیار برای نسل‌های بعد باقی نمی‌گذارد!

قلعه‌تپه ابهر هسته مرکزی قدرت از دوران باستان

کامبیز فتحی، نویسنده کتاب «قلعه‌تپه ابهر»، در گفتگو با خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «موج‌رسا»؛ به تحلیل جایگاه و کارکرد تاریخی این اثر ارزشمند در ساختار شهری ابهر پرداخت و آن را گنجینه‌ای فرهنگی خواند که روند حیات اجتماعی منطقه را به تصویر می‌کشد.

وی با اشاره به موقعیت جغرافیایی و تاریخی منطقه ابهررود اظهار داشت: شهر ابهر در این منطقه، همچون گنجینه‌ای فرهنگی ارزشمند، نمایانگر سیر تحول حیات اجتماعی در طول اعصار است.»

نویسنده کتاب قلعه‌تپه ابهر افزود: شکل‌گیری و تداوم شهر ابهر، افزون بر عوامل طبیعی و اقتصادی - اجتماعی، به‌شدت تحت تأثیر عوامل اداری - نظامی بوده است. بافت شهری ابهر را می‌توان بازتاب ساختار سیاسی-نظامی مسلط بر منطقه ابهررود و همچنین برهم‌کنش‌های مناطق هم‌جوار در دوران باستان دانست.

وی به ادبیات شفاهی ساکنان ابهر اشاره کرد و گفت: آنچه در گونه‌های داستانی ادبیات شفاهی مردم ابهر، درباره شهر و محله‌های پیش از اسلام آن بر سر زبان‌هاست، هرچند از پیشینه و قوت بالایی برخوردار است، اما از آنجا که بر باورهای شهروندی، تفاخر محلی و هویت بومی استوار است و محصول ذهنیت جمعی‌ای است که سینه‌به‌سینه چرخیده، نمی‌تواند تصویری دقیق از شکل واقعی شهر و فضای کالبدی آن ارائه دهد.

فتحی تصریح کرد: ماهیت گفتاری این قصه‌ها بر این باور است که ابهر از دوران کیانیان همواره جایگاه شهری داشته و دارای جمعیت، بازار، محله‌ها، کوی‌ها و برزن‌ها بوده است. این ذهنیت جمعی در آثار شاعران و نویسندگان محلی نیز بازتاب‌های گوناگونی یافته است.

وی خاطرنشان کرد: در ادبیات شفاهی ابهر، شهر از دیدگاه ریخت‌شناسی، دارای مؤلفه‌های شهر باستانی یعنی قلعه، شهر بیرونی، بازار و میدان معرفی شده و همۀ این فضاها ترسیم گردیده است.

نویسنده کتاب «قلعه‌تپه ابهر افزود: بر همین اساس، ادعا شده که پیشینه برخی محله‌های ابهر همچون دِهَک، زرکوبان و قلعه‌تپه به دوران باستان و به‌ویژه دوره ساسانی می‌رسد.

وی با استناد به داده‌های منابع تاریخی و جغرافیانگاری، تأکید کرد: ابهر در دوره ایران باستان، شهری اداری - سیاسی در منطقه ابهررود محسوب می‌شده و قلعه‌تپه، مهم‌ترین بخش این شهر به شمار می‌رفته است.

فتحی در تشریح کارکرد این بخش متذکر شد: قلعه‌تپه دارای هسته مرکزی و کانون اصلی شهر بوده و جایگاه نماینده نظامی و مذهبی شاهنشاهی، همچنین سکونت‌گاه و مقرِّ سربازان حافظ امنیت منطقه به شمار می‌رفته است. این مجموعه، مرکب از آتشکده، ساختمان‌ها و تشکیلات اداری - سیاسی و نظامی بوده و در بهترین نقطه شهر، یعنی جبهه شمال شرقی و در سطحی بالاتر از سایر نقاط، استقرار داشته است.

وی خاطرنشان کرد: عملکرد عالی این بخش را از این حقیقت می‌توان دریافت که ویرانه‌های عمارت عالیه در این قسمت تا دوره قاجار نیز باقی بوده است. بنابراین قلعه‌تپه را می‌توان بخشی مهم و تأثیرگذار از بافت شهر دانست که مرکز سیاسی و حکومتی ابهر در منطقه ابهررود محسوب می‌شده است.

نویسنده کتاب قلعه‌تپه ابهر با اشاره به موقعیت راهبردی قلعه‌تپه اظهار داشت: این بنا در محدوده‌ای معین و مشخص، از نظر سوق‌الجیشی و دفاعی چنان ساخته شده که دسترسی راحتی به قسمت‌های مختلف شهر داشته است. قلعه‌تپه به‌عنوان مرکز سیاسی و تصمیم‌گیری، دارای معماری ویژه‌ای بوده و قسمت‌های دیگر شهر را در تسلط می‌گرفته است.

وی یادآور شد: اهمیت فوق‌العاده قلعه‌تپه سبب شده تا در این بخش شاهد وجود برج و باروهای متعدد باشیم و سمت شمالی آن به‌وسیله رودخانه ابهررود محصور و محفوظ می‌شده است.

قلعه‌تپه، میراثی از کیانیان تا ساسانیان است

حسن نظمده، نویسنده و پژوهشگر ابهری، در گفتگو با خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «موج‌رسا»؛ به تبیین پیشینه تاریخی قلعه‌تپه ابهر بر اساس منابع معتبر کهن پرداخت و روایت‌های گوناگون از بنای این اثر ارزشمند را تشریح کرد.

وی با استناد به کتاب «ثمالی» (صفحه ۶۰۹) اظهار داشت: در دوره ساسانیان، هنگامی‌که خسرو اول انوشیروان، ملقب به عادل، قلمرو ایران را به چهار منطقه نظامی - اداری تقسیم کرد، شهر ابهر در بخش دوم یعنی ناحیه جبال قرار گرفت.

پژوهشگر و نویسنده ابهری با اشاره به اختلاف دیدگاه مورخان درباره بانی شهر ابهر، افزود: حمدالله مستوفی در تاریخ گزیده، بنای شهر ابهر را به داراب ابن داراب و در جای دیگر به کیخسرو کیانی (فرزند سیاوش) نسبت داده است؛ اما بنده در خصوص خودِ قلعه‌تپه، ساخت آن را به داراب ابن  داراب منسوب می‌کنم.

وی ادامه داد: ابن خردادبه در کتاب الممالک و المسالک، بنای قلعه‌تپه را به یکی از پادشاهان کیانی نسبت داده است، در حالی‌که یاقوت حموی آن را به شاپور ذوالاکتاف از پادشاهان ساسانی منسوب می‌کند.

نظم‌ده با استناد به صفحه ۹۶ کتاب «تاریخ گزیده» (به کوشش دکتر عبدالحسین ندایی)، تصریح کرد: «حمدالله مستوفی، نسبت داراب را چنین آورده است: داراب ابن بهمن ابن اسفندیار ابن گشتاسب ابن سهراب ابن اروندشاه ابن کیپشتن ابن کیقباد، وی همچنین می‌نویسد داراب پس از ۱۴ سال سلطنت، در جنگ با اسکندر مقدونی، به دست دو تن از غلامان خود کشته شد.»

وی به کتاب «آثار البلاد و اخبار العباد» زکریای قزوینی اشاره کرد و گفت: «قزوینی در این اثر، ابهر را شهری تابعِ جوال (یکی از تقسیمات انوشیروان عادل) معرفی می‌کند و آن را از بناهای شاپور ذوالاکتاف می‌داند.

نظم‌ده اضافه کرد: قزوینی همچنین می‌نویسد: آوار و خرابه‌ها و آثار دژی در ابهر هست که گویند در قدیمالایام هرکس از دولت‌ها یاغی می‌شد، بدان قلعه پناه می‌برد.»(منبع: آثار البلاد و اخبار العباد، ترجمه عبدالرحمان شرفکندی، صفحه ۱۷۲)

قلعه‌تپه ابهر، با قدمتی چندین‌هزارساله، نه‌تنها سندی زنده از تداوم استقرار و ساختار اداری - نظامی ایران در ادوار مختلف است، بلکه ستون فقرات هویت شهری ابهر به شمار می‌رود. با وجود زمین‌های خالی فراوان در نقاط مختلف شهر و توقف رشد جمعیت، اصرار بر تفکیک و فروش زمین‌های اطراف این محوطه، رویکردی غیرکارشناسی و نابخردانه است که جز نابودی هویت، پاک کردن خاطره تاریخی و منفعت سوداگرانه‌ای کوتاه‌مدت، حاصلی در پی نخواهد داشت. آنچه امروز بیش از هر چیز ضرورت دارد، نه ساخت‌وساز در حریم قلعه، بلکه بازتعریف جایگاه آن به‌عنوان هسته هویتی شهر، افزایش آگاهی شهروندان (به‌ویژه نسل جدید و مهاجران) و مطالبه‌گری از دستگاه‌های اجرایی برای صیانت از این امانت تاریخی است؛ چراکه بی‌توجهی به قلعه‌تپه، یعنی فراموشی ۵ هزار سال تمدن در ازای چند متر سوداگری.

انتهای خبر/

فرم ارسال نظر