logo
امروز : پنجشنبه ۲۵ تیر ۱۴۰۵ ساعت ۶:۵۵
[ شناسه خبر : ۵۲۷۵۵ ] [ مدت زمان تقریبی برای مطالعه : 5 دقیقه ]

قم با گریه‌های میلیونی لرزید

قم-با-گریه‌های-میلیونی-لرزید-
قم، شهر همیشه آرام، امروز غرق در اشک و فریاد است و به قلب اندوه جهان اسلام تبدیل شده؛ هوایش از بغض و ماتم میلیون‌ها عزادار سنگین است.

به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «موج‌رسا» قم؛ شهری که همیشه آرامش و سکینه در کوچه پس کوچه‌هایش جاری بود، امروز در میان طوفانی از اشک و فریاد، ماهیتی دیگر به خود گرفته است. امروز قم، دیگر تنها پایتخت روحانیت نیست؛ امروز قم، قلب تپنده اندوه جهان اسلام است. هوای شهر سنگین است، نه از غبار، که از بخار اشک‌های میلیون‌ها انسانی که در راه رسیدن به مسیر تشییع، جان خود را نثار این لحظات کرده‌اند.

بیشتر بخوانید

آخرین حضور در پیشگاه معصومه (س)

آن‌ها می‌گویند، آخرین بار، آخرین حضور، آخرین نگاه… پیش از آنکه سایه بلند و گرم ایشان بر سر امت، به زیر خاک برود، رهبر شهید انقلاب، در آخرین وداع خود، به سوی آستان مقدس حضرت معصومه (سلام الله علیها) رفتند. گویی می‌دانستند که این آخرین‌بار است که با آرامش حضور در کنار بانو، تن به تنهایی مسیر شهادت می‌دهند.

آن‌ها به درگاه خالق و به پیشگاه بانوی کرامت آمدند تا گزارش خدمت را تسلیم کنند. گویی در آن آخرین دیدار، در میان سکوت حریم قدسی، پیامی میان بنده عاشق و محبوب الهی رد و بدل می‌شد؛ پیامی که نشان می‌داد راه، پایان نمی‌یابد، بلکه تنها از مقامی به مقام دیگر منتقل می‌شود. آن لحظاتی بود که در آن، پیوند میان رهبری و ولایت، در اوج شکوه و در عین حال در اوج مظلومیت، تجلی یافت.

 دریایی از سیاهی و خون؛ تشییع که تاریخ را تکان داد

اما اکنون، صحنه تغییر کرده است. جاده‌های منتهی به محل تشییع، نه با گل‌های رنگارنگ، که با پرچم‌های خون‌خواه پوشیده شده است. نگاهی به جمعیت بیندازید؛ تصویری که از ارتفاعات و از پهنای جاده‌ها دیده می‌شود، بیش‌تر به یک اقیانوس سیاه شباهت دارد تا یک تجمع انسانی. میلیون‌ها نفر، از دورترین نقاط و از دورترین زمان‌ها، خود را به قم رسانده‌اند.

هر گوشه‌ای از این جمعیت، روایتگر فصلی از یک تراژدی بزرگ است. هر چه می‌بینید، تصویر اوست. در دست پیرمردی که عصایش را رها کرده تا عکس ایشان را بالا بگیرد، در چشمان کودکی که با حیرت و اندوه به جمعیت خیره شده و در گریه‌های بی‌صدای جوانانی که لرزش شانه‌هایشان، تمام بی‌کرانگی این فقدان را فریاد می‌زند.

 عکس‌های امام شهید، در هر دست و بر هر سینه‌ای است. گویی مردم می‌خواهند با نگاه کردن به آن چهره پرصلابت، ذره‌ای از آن قدرت را به قلب‌های شکسته خود تزریق کنند. عکس‌ها، تنها کاغذ نیستند؛ آن‌ها امروز، هویت این جمعیت شده‌اند. هر نگاه به آن چهره، همزمان هم یک یادآوری است و هم یک عهد و پیمان.

 فریاد انتقام؛ غرش خفته امت

 اما این جمعیت، تنها گریه‌کن نیست؛ این جمعیت، در حال غرش است. در میان این حجم عظیم از اشک، صدایی دیگر نیز به گوش می‌رسد؛ صدایی که از اعماق گلوهای سوخته برمی‌آید: «انتقام! انتقام!»

 این فریاد، نه از روی خشم شخصی، که از سر عدالت‌خواهی برخاسته از خون است. وقتی ملتی که رهبرش را در اوج مسیر، با بی‌رحمی از میان برداشته‌اند، به خیابان می‌آیند، دیگر زبان به التماس نمی‌گشایند، بلکه زبان به مطالبه و انتقام باز می‌کنند. فریاد انتقام، در میان تشییع، مانند رعد و برق در آسمان غم می‌پیچد. این فریاد، نویدبخش روزی است که در آن، هر قطره خون ریخته شده، به شعله‌ای تبدیل خواهد شد که ظلم را در خاکستر خواهد نشاند.

 مردم می‌خواهند بدانند: کجای این مسیر اشتباه شد که خون رهبر، بر خاک نشست؟ مردم می‌خواهند بدانند: چه کسانی جرأت کردند سایه بزرگ یک مصلح را از سر ملت بردارند؟ اما پاسخ به این پرسش‌ها، در همان نگاه‌های خیس و پر از کینه نسبت به ظالمان، نهفته است.

 اندوهی که به قدرت تبدیل می‌شود

 در قم، امروز اندوه، یک حس منفعل نیست؛ اندوه امروز، یک نیروی محرک است. این غم، مردم را به هم پیوند داده است. در این میان، هیچ مرزی از نژاد، زبان یا جایگاه اجتماعی وجود ندارد. همه، در یک سوگ واحد، یک سوگ جهانی، غرق شده‌اند.

 میلیون‌ها نفر، در یک هم‌صدایی بی‌نظیر، سوگند یاد می‌کنند که مسیر او را ادامه دهند. تشییع، فراتر از یک مراسم تدفین، در واقع یک «اعلام حضور» است. اعلام حضور ملت در برابر جهانی که فکر می‌کرد با حذف یک رهبر، می‌تواند راه را بر یک جریان ببندد. اما امروز، با دیدن این جمعیت، تمام محاسبات دشمن به لرزه درآمده است.

 پرچم‌های خون خواه، نماد این است که خون، هرگز خشک نمی‌شود؛ بلکه در زمین می‌روید تا درخت آزادی را پدید آورد. هر چشمی که خیس است، وعده‌ای به خون‌های ریخته شده می‌دهد. هر فریادی که «انتقام» سر می‌دهد، مژده‌ای است به روزی که عدالت، بی هیچ ملاحظه‌ای بر زمین خواهد آمد.

 رهبری که در قلب‌ها ماندگار شد

 امروز، قم در میان چشم‌های اشکبار و دل‌های پر از اندوه، شاهد وداع با مردی است که تنها یک سیاستمدار نبود؛ او معمار یک نهضت، امید یک امت و مظهر اراده یک ملت بود.

 شاید پیکر او امروز میان خاک و کفن باشد، اما همان‌گونه که در آخرین دیدار با حضرت معصومه (س) نشان داد، روح او در میان این میلیون‌ها نفر جاری است. او در هر فریاد انتقام، در هر پرچم خون خواه و در هر قطره اشکی که بر گونه این مردم می‌لغزد، زنده است.

 خداوند بزرگ، این سوگ عظیم را به استقامت و پیروزی بدل کند. چرا که تاریخ گواه است: آنانی که با خون ریشه می‌دوانند، هرگز با باد ظلم از پای نخواهند افتاد.

انتهای خبر/

فرم ارسال نظر