به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛ اینک خیابانهای تهران، صحنهای است که واژهها از وصفش قاصرند و نظریهها از تحلیلش ناتوان.
بیشتر بخوانید
اینجا، زیر همین آفتاب بیاعتنا به سوگ، در میان انبوهی از دلهای شکسته و چشمهای بارانی، «ملت» نه به مثابه یک مفهوم انتزاعی در ادبیات ناسیونالیسم، که به مثابه تنی واحد، برخاسته تا پیکر پدری را بر دوش بکشد که نه فقط رهبر سیاسی، که مراد معنوی، استاد عقلانیت انقلابی و پرچمدار یک تمدن نوین در ساختار نظم بینالملل بود.
آفتاب بر دوش داغداران میتابد، گویی خود نیز بر این مصیبت عظمی شهادت میدهد. آنچه در این روزها، از تهران تا قم، از قم تا کربلا و از کربلا تا مشهد بر پهنه زمین جاری است، یک مراسم تشییع نیست؛ یک «انقلاب عاطفی» است که به زبان اشک و عزم، نظم مستقر جهانی و هژمونی نظام سلطه را به چالش میکشد. این، قدرت نرم در خالصترین و غیرقابل مهارترین حالت خود است؛ قدرتی که از چشمه جوشان ایمان و عشق سیراب میشود.
در میان این سیل خروشان جمعیت، هر قطره اشک که بر گونههای آفتابسوخته میغلتد، یک بیانیه سیاسی در عرصه دیپلماسی عمومی است.
هر دستی که به سوی تابوت بلند میشود، امضایی است بر یک تجدید پیمان تاریخی. ما شاهد «سیاستِ سوگ» هستیم؛ جایی که اندوه جانکاه، از حصار سینههای فردی بیرون میریزد و به یک نیروی عظیم اجتماعی و بینالمللی تبدیل میشود. مردمی که امروز با گریبانهای چاک و سینههای سوزان زیر این آسمان روشن تهران قدم برمیدارند، و در روزهای آتی پیکر این عبد صالح خدا را شهر به شهر، از آستانی مقدس تا آستانی دیگر بدرقه خواهند کرد، در حال خلق یک «حماسه نرم» هستند که وزن ژئوپلیتیکی آن، از هزاران کلاهک جنگی سنگینتر است. اینجا، عشق به یک فناوری قدرت بدل شده است؛ عشقی که رژیمهای محاسبهگر مادی و تئوریهای رئالیستی، هرگز قادر به درک و رمزگشایی از آن نیستند. این، نقطه کور تمدن غرب در فهم تحولات خاورمیانه است.
از منظر سازهانگاری و نظریههای گفتمانی در روابط بینالملل، حضرت آیتالله العظمی سید علی خامنهای را نمیتوان در قالب یک کنشگر سیاسی صرف فهمید. ایشان یک «نظام معنایی» بودند، رهبری ایشان، پل زدن میان ایمان و استراتژی، میان شریعت و واقعیت میدان و میان حبّ الهی و خشم مقدس در برابر اشغالگری و نظام سلطه بود.
اکنون، در این وداع باشکوه، این نظام معنایی از کالبد فرد خارج شده و در کالبد میلیونها انسان در سراسر جهان اسلام حلول کرده است.
هر زائری که خود را به این کاروان میرساند، هر مادری که فرزندش را بر شانه مینشاند تا چهره ولایت را برای آخرین بار زیر این آفتاب ببیند، هر پیری که با پاهای لرزان، کیلومترها راه میپیماید تا خود را به این دریای مواج برساند، فریاد میزند که «ما خود، رهبر شدیم» این لحظه، نقطه اوج «بازتولید مشروعیت» از پایینترین لایههای اجتماعی و تبدیل آن به یک جنبش فراملی است.
اینجا شکاف میان حاکم و مردم، میان رهبر و امت، برای همیشه از بین رفته است؛ این دو در هم تنیدهاند و یک «بلوک تاریخی» غیرقابل نفوذ را تشکیل دادهاند.
غرب و اتاقهای فکر آن، که ترور را ابزاری برای مهندسی نظم جهانی و ایجاد موازنه وحشت میپندارند، اکنون باید با این صحنههای تکاندهنده مواجه شوند، آنها گمان میکردند با حذف فیزیکی، میتوانند یک جریان را سرکوب کنند، اما این تشییع میلیونی، یک رفراندوم جهانی بر ضد این توهم است.
این جمعیتِ به ظاهر عزادار، در حقیقت قدرتمندترین ارتش روانی جهان را تشکیل دادهاند.
پیام این حماسه به زبان دیپلماتیک بینالملل چنین است: «شما رهبر ما را شهید کردید، و ناخواسته او را جاودانه ساختید.
شما پیکر او را هدف قرار دادید، اما روح او را در میلیاردها قلب در سراسر جهان تکثیر کردید.» این همان «بازدارندگی وجودی» است؛ قدرتی که نه در زرادخانهها، که در عمق جانهای عاشق ریشه دارد و معادلات مرسوم بازدارندگی هستهای و متعارف را به سخره میگیرد.
وقتی کاروان وداع، از تهران به سوی شهرهای مقدس حرکت میکند، در حقیقت یک کاروان دیپلماتیک بینظیر است که «گفتمان مقاومت» را بر دوش میکشد و آن را در هر قدم، در هر گریه، در هر شعار، به مخاطبان جهانی مخابره میکند.
این دیپلماسی اشک، قدرت نرم را با قدرت عاطفی پیوند میزند و گفتمانی میآفریند که هیچ تحریمی قادر به مهار آن نیست.
و چه صحنههایی که از برابر دیدگان تاریخ میگذرد! ببینید این دستهای لرزان را که گویی میخواهند آخرین لمس را به یادگار ببرند؛ ببینید این جوانان را که چگونه شانههای خود را وقف کردهاند تا خورشید را بر فراز سر بگیرند؛ ببینید این سکوتهای سنگینی را که ناگهان با ندبههایی جانسوز میشکند.
اینجا احساس، از حیطه خصوصی بیرون آمده و تبدیل به یک کنش جمعیِ تقدسیافته و یک ابزار فشار سیاسی در معادلات منطقهای شده است.
این غم، یک غم شخصی نیست؛ یک سوگ تمدنی است، سوگ برای پدری که تمام قامت، ایستادگی کرد و به ما آموخت که «ما میتوانیم» نه یک شعار، که یک سبک زندگی و یک مدل حکمرانی مستقل در نظام بینالملل است.
در این وداع، ملت نه تنها پیکر رهبرش، که بخشی از تاریخ خود را بر شانه دارد و سوگند میخورد که این تاریخ را به سرمنزل مقصود خواهد رساند.
و در میان این امواج خروشان اشک، پیامی استوارتر از کوههای البرز قد برمیافرازد: ما میگرییم، اما از پا نمینشینیم.
این اشکها، مرهم دلهای شکستهاند، نه آب بر آتش انتقام. ملت ما امروز نه تنها پیکر رهبر شهیدش، که میثاقی ابدی با آرمانهای او را بر شانه دارد.
در همین لحظات، در همین ازدحام جانسوز، میلیونها دل با حضرت آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای، رهبر جدید امت، تجدید بیعت میکنند.
این بیعت، نه یک گردش قدرت در سازوکار سیاسی، که تداوم یک «ولایت تمدنی» و تضمینی بر استمرار نظم هنجاری مقاومت در سیستم بینالملل است. دستان ما که امروز بر سینههای داغدار میکوبند، فردا مشتهای گرهخوردهای خواهند بود که در میدانهای دیپلماسی و نبرد، دشمن را به زانو درمیآورند.
این انتقال قدرت، نه در خلأ، که در اوج اقتدار اجتماعی و در بستر یک «حاکمیت عمیق» رخ میدهد.
ما تا قیام قیامت، خونخواه تو خواهیم بود، ای شهید قدس، ای نگین درخشان مقاومت. خونخواهی ما، اما، در تنگنای انتقامهای زودگذر محدود نمیماند.
این خونخواهی، یک «استراتژی جامع» است که دو بال دارد، بالی در میدان نبرد، جایی که رزمندگان چونان صاعقه بر سر اشغالگران فرود میآیند و میراث نظامی تو را در چارچوب بازدارندگی ترکیبی جاودانه میسازند؛ و بالی در میدان دیپلماسی، جایی که فرزندان خلف تو، با منطق و استدلال برگرفته از اسلام ناب، نظم ظالمانه جهانی را به چالش میکشند و معادلات سلطه را از درون فرو میپاشند. این دو بال، مکمل یکدیگرند، میدان، قدرت چانهزنی دیپلماتها را میسازد و دیپلماسی، دستاوردهای میدان را تثبیت و جهانی میکند. هر دو میدان، صحنه نبرد حق و باطل است، و هر دو، در صورت پیروزی کامل، به معنای شکست تمدنی و ایدئولوژیک جبهه کفر و بازتعریف نظم بینالملل خواهد بود.
ما سوگند میخوریم که در هر دو جبهه، پرچم برافراشته تو را از دستان پاکت گرفته و با صلابت، به قلههای فتح خواهیم رساند.
این اشکها، سوخت این مسیرند؛ مسیری که از عاشورا میگذرد و جز به ظهور منجی عالمبشریت، به هیچ مقصدی رضایت نمیدهد. این وداع، پایان یک عصر نیست؛ آغاز یک رستاخیز جهانی است.
فریدالدین حبیبیان، دکترای روابط بینالملل، پژوهشگر امنیت بینالملل و آیندهپژوه
انتهای خبر/

