logo
امروز : شنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۵ ساعت ۸:۰۳
[ شناسه خبر : ۵۲۶۶۶ ] [ مدت زمان تقریبی برای مطالعه : 5 دقیقه ]
در گزارش موج‌رسا می‌خوانید؛

تلاشی که به انگشتر رسید

تلاشی-که-به-انگشتر-رسید
مدال برنز که سال‌ها برای به دست آوردنش جنگیده بودم، در محضر ولایت رنگ باخت تا جای خود را به انگشتری بدهد که بوی بهشت و مهر ابدی می‌داد.

به گزارش خبرنگار گروه ورزشی پایگاه خبری تحلیلی «موج‌رسا»؛ با توجه به نزدیک شدن تشییع رهبر شهید با فرشته قربانی قهرمان تیراندازی با کمان که افتخار آفرین استانمان زنجان است و مقام معظم رهبری را نیز از نزدیک ملاقات کرده و  از ایشان خاطره دارد به گفتگو نشسته‌ایم و قهرمان تیراندازی با کمان شهرمان از خاطرات خود با دیدار از رهبر شهید می‌گوید که شما را به مطالعه آن دعوت می‌کنیم.

بیشتر بخوانید

سفر من با کمان، از سال ۱۳۹۰ آغاز شد؛ سالی که اراده‌ام را در تار و پود تیر و کمان گره زدم تا دنیای تمرکز و سکوت را بشناسم. اوج این مسیر در سال ۲۰۱۶ در استانبول رقم خورد، جایی که با درخشش در مسابقات جهانی، دو مدال طلای انفرادی و میکس را به دست آوردم و برای نخستین بار، نامم را در تراز اول قهرمانان جهان ثبت کردم و طعم شیرین طلای جهانی را چشیدم.

‌پس از آن، سال‌های پرتلاشی را در میدان‌های مختلف پشت سر گذاشتم؛ از درخشش در تایپه ۲۰۱۷ با کسب نقره و برنز وردکاپ آسیا و مدال برنز قهرمانی آسیا در بنگلادش، تا رسیدن به نقطه عطف در جاکارتای ۲۰۱۸، که با کسب مدال برنز میکس، صفحه‌ای جدید در تاریخ تیراندازی با کمان کشورم گشودم. این مسیر با ۲۰ دوره قهرمانی در سطح ملی تکمیل شد تا هر مدال، گواه شب‌بیداری‌ها و تکرار بی‌وقفه‌ تمرینات من باشد.

سفر کمان تا نقطه نور

سکوت مطلق تپش آرام قلب و تمرکزی که تمام جهان را در یک نقطه جمع می‌کند و در میانه‌ میدان‌های نبرد، سال‌ها با کمانی از جنس اراده جنگیده‌ام، در دنیای «کامپوند»، جایی که هر میلی‌متر خطا به معنای شکست است، من یاد گرفتم که چگونه نفس‌هایم را مهار کنم تا تیرم، دقیقاً به قلب هدف بزند. از استانبول ۲۰۱۶، جایی که طعم طلای جهانی را چشیده‌ام، تا تایپه ۲۰۱۷ که نقره و برنز را در آغوش کشیدم، هر مدال برای من تنها تکه‌ای فلز نبود؛ هر یک، صدای سال‌ها تلاش، شب‌بیداری‌ها و حمایت‌های بی‌دریغ خانواده و مربیان در این عرصه ورزشی بود.

 

درخشش مدال در پیشگاه عشق

اوج این سفر، در جاکارتای ۲۰۱۸ بود، لحظه‌ای که در بازی‌های آسیایی، برای اولین بار در تاریخ تیراندازی با کمان کشورم، مدال میکس را به دست آوردم. در آن لحظه، حس کردم تمام تاریخ این رشته در ایران، در کالبد من می‌تپید.

۲۴ سال سن بیش‌تر نداشتم و دنیا در دستانم می‌لرزید. اما در میانه‌ تمام این شور و افتخارات، یک «هدف» دیگر در قلب من بود؛ هدفی که فراتر از هر خط پایانی و هر سکوی قهرمانی بود، وقتی از مسابقات تیراندازی با کمان جاکارتا بازگشتم، مدالم را در دست داشتم، اما می‌دانستم این درخشش، متعلق به من نیست. از روی اعتقادی عمیق و احترامی که در رگ‌هایم جاری بود، تصمیم گرفتم این افتخار را تقدیم «رهبر عظیم و شأن انقلاب» کنم؛ کسی که سایه‌اش بر تمام زندگی ماست.

 

عشق؛ تنها مدالی که رنگ نمی‌بازد

یک ماه بعد از پیروزی و کسب مدال برنز در سال ۹۶، در محضر قائد شهید، در حالی که از خوشحالی در پوست و استخوان نمی‌گنجیدم مدالم را به پیشگاه ایشان بردم و تقدیم حضور ایشان کردم. آن لحظه، تمام مدال‌های جهانی و ملی در برابر نگاه مهربان ایشان، رنگ باختند. یادم هست که فرمودند؛ «این مدال را چند روز پیش خودم نگه می‌دارم، چون برایم باارزش است.» آن چند روز، گویی دنیا متوقف شده بود و من در انتظار بازگشت امانتی بودم که حالا مقدس‌تر از هر چیزی شده بود.

 

 سرانجام، مدالم بازگشت؛ اما این بار تنها نبود. در کنار آن، انگشتری از انگشت مبارک رهبر شهید انقلاب نیز کنار مدالم حضور داشت که ایشان آن انگشتر را به من بخشیدند. آن انگشتر، تنها یک هدیه نبود؛ یک «امضای ابدی» بود بر صفحه زندگی من. انگشتری که هر بار به آن می‌نگرم، بوی صمیمیت، مهر و برکتی را حس می‌کنم که هیچ مدال طلای جهانی نمی‌توانست به من ببخشد.

 امروز، وقتی به سال‌ها تمرین و میدان‌های مختلف می‌اندیشم، می‌فهمم که بزرگ‌ترین مدال زندگی من، همان لحظه‌ تسلیم در محضر ایشان بود، من در دیدار با رهبر انقلاب آموختم که بالاترین درجه‌ قهرمانی، این است که بتوانی تمام افتخارات دنیوی‌ات را در برابر عشقی ابدی، به پیش‌کش بگذاری. 

 

امروز در ۳۲ سالگی، در حالی که کمان هنوز در دست دارم و اراده‌ام در اوج، تصمیم گرفتم نظم و دقتی را که در ورزش آموختم، به دنیای علم منتقل کنم. اکنون در مسیر تحصیل در مقطع دکتری مدیریت مالی گام برداشته‌ام تا توازن میان قدرت ذهن و دقت کمان را در زندگی‌ام جاری سازم و ثابت کنم که اراده‌ای که بتواند هدف را در کیلومترها شکار کند، می‌تواند در سخت‌ترین مسیرهای تحصیلی نیز به پیروزی برسد.

یاد و نام ابدی در قلب ملت شریف

وقتی خبر شهادت حضرت آقا رسید، گویی تمام دنیا در سکوتی غم‌بار فرو رفت. در میانه‌ این اندوه سهمگین، یادم آمد که روزی مدالم را به پیشگاه ایشان آوردم و با تمام وجود تقدیم کردم. آن مدال، تمام سال‌های تلاش و خستگی‌هایم بود که در محضر ایشان معنا یافت. من آن افتخار را نه برای شهرت، که از روی عشقی صادقانه و احترامی عمیق تقدیم کردم اکنون حس می‌کنم گویی امانتی گرانبها را به آسمان‌ها سپردیم؛ اما یاد ایشان و آن نگاه مهربان، تا ابد در قلب من و ملت شریف ایران زنده خواهد ماند.

گزارش از سمیرا قربانی.

انتهای خبر/

فرم ارسال نظر