logo
امروز : پنجشنبه ۲۵ تیر ۱۴۰۵ ساعت ۸:۳۷
[ شناسه خبر : ۵۲۳۰۶ ] [ مدت زمان تقریبی برای مطالعه : 7 دقیقه ]
در گزارش موج‌رسا بخوانید؛

بانوی سهرینی پرچمدار اقتصاد سبز

بانوی-سهرینی-پرچمدار-اقتصاد-سبز
روستای سهرین زنجان با نصب پنل‌های خورشیدی بر بام ۲۰۰ خانه، از دل خاموشی‌ها به الگویی امیدبخش تبدیل شد؛ جایی که زنان پیشگام، خورشید را به درآمد پایدار رساندند.

به گزارش خبرنگار گروه اقتصادی پایگاه خبری تحلیلی «موج‌رسا»؛ در سال‌هایی که خاموشی‌ها و ناترازی انرژی به دغدغه‌ای جدی برای مردم تبدیل شده، نام انرژی‌های تجدیدپذیر بیش از گذشته بر سر زبان‌ها افتاده است. 

بیشتر بخوانید

افزایش مصرف، محدودیت منابع و فشار بر شبکه برق، بسیاری را به فکر راه‌حل‌های پایدار انداخته؛ راه‌حل‌هایی که هم به طبیعت آسیب نزند و هم چراغ خانه‌ها را روشن نگه دارد. 

در این میان، نیروگاه‌های خورشیدی خانگی آرام‌آرام جای خود را در دل روستاها باز کرده‌اند.

در استان زنجان، روستای سهرین به نمونه‌ای الهام‌بخش تبدیل شده است، از میان ۸۰۰ خانوار این روستا، حدود ۲۰۰ خانوار با نصب پنل‌های خورشیدی بر بام خانه‌هایشان، نه‌تنها در تولید انرژی پاک سهیم شده‌اند، بلکه منبع درآمدی مطمئن برای خانواده خود فراهم کرده‌اند.

 امروز در کوچه‌های سهرین، برق خورشید تنها یک فناوری نیست؛ نشانه‌ای از امید و خودباوری است.

در همین راستا، خبرنگار موج‌رسا گفتگویی با بانو مریم نجفی، از بانوان پیشگام نصب پنل‌های خورشیدی خانگی و از مبلغان پرتلاش این مسیر در سهرین، انجام داده است؛ بانویی که باور داشت نور خورشید می‌تواند آینده‌ای روشن‌تر برای روستا رقم بزند.

 از گرمای خورشید تا درآمد پایدار در سهرین

 مشروح این گفتگو را در ادامه می‌خوانید:

روستای سهرین، روستایی که در موقعیتی مناسب و برخوردار از نورگیری عالی قرار گرفته، سال‌هاست که زیر آفتاب درخشان خود زندگی می‌کند. 

خورشیدی که هر روز بر پشت‌بام‌های خانه‌های گِلی و سیمانی می‌تابید، اما تا مدت‌ها تنها گرما می‌بخشید، نه درآمد. کسی تصور نمی‌کرد همین نور همیشگی، روزی به منبعی برای امید، اشتغال و ماندگاری جوانان تبدیل شود.

ایده احداث نیروگاه‌های خورشیدی خانگی، در ابتدا برای بسیاری از اهالی ناآشنا و حتی نگران‌کننده بود، طبیعی هم بود؛ هر تغییر بزرگی با تردید همراه است. 

مردم می‌پرسیدند: «اگر ضرر کردیم چه؟ اگر جواب نداد چه؟» برخی حتی با صراحت مخالفت می‌کردند و می‌گفتند این کارها فقط حرف است و نتیجه‌ای ندارد.

اما من ایمان داشتم، ایمان به خورشید، به ظرفیت‌های سهرین و به مردمی که اگر حقیقت را بدانند، بهترین تصمیم را می‌گیرند.

خانه به خانه رفتم، با تک‌تک اهالی صحبت کردم در حیاط خانه‌ها نشستم، پای درد دل‌هاشان گوش دادم و از مزایای طرح گفتم؛ از تولید انرژی پاک، از استفاده بهینه از فضای بلااستفاده پشت‌بام‌ها، از درآمد پایدار برای خانوارها و از آینده‌ای روشن‌تر برای فرزندانشان.

کار آسانی نبود، بارها دلسرد شدم، گاهی حرف‌هایی می‌شنیدم که ناامیدکننده بود. بعضی‌ها با تردید نگاه می‌کردند، بعضی‌ها بی‌اعتماد بودند و برخی دیگر اصلاً حاضر به شنیدن توضیحات نبودند اما در دل من شعله‌ای روشن بود؛ شعله امید.

 از تردید اهالی تا رونق اقتصادی روستا

برای من، این طرح فقط نصب چند پنل خورشیدی نبود؛ نوری بود در دل تاریکی مشکلات اقتصادی روستا. 

سال‌هاست که نبود شغل مناسب، جوانان را از روستا دور کرده است، باغ‌ها و مزارع ظرفیت دارند، اما درآمدشان پاسخگوی نیاز امروز نیست.

 بسیاری از جوانان برای یافتن کار راهی شهرها شده‌اند و برخی دیگر فقط به کشاورزی سنتی بسنده کرده‌اند، بدون آنکه افق روشنی پیش رو داشته باشند.

من باور داشتم که انرژی خورشیدی می‌تواند بخشی از این معادله را تغییر دهد.

در ابتدا، حتی برای جلب اعتماد چند خانوار نیز تلاش زیادی لازم بود، تقریباً ده خانوار را با اصرار و حتی با قبول مسئولیت ریسک اولیه قانع کردم.

 به آن‌ها گفتم اگر ضرری باشد، من در کنار شما هستم، تنها خواسته‌ام این است که یک‌بار به این فرصت اعتماد کنید.

بالاخره اولین نیروگاه‌های خورشیدی خانگی در سهرین احداث شد، لحظه‌ای که پنل‌ها بر بام خانه‌ها نصب شدند، برای من لحظه‌ای تاریخی بود؛ نه فقط به خاطر تجهیزات، بلکه به خاطر شکسته شدن دیوار تردید.

مدتی گذشت، قبض‌ها آمدند درآمدها مشخص شد و آنچه رخ داد، نقطه عطفی برای روستا بود نه تنها هیچ ضرری متوجه خانواده‌ها نشد، بلکه درآمدی پایدار و قابل توجه نصیبشان شد.

همان‌هایی که روزی با تردید نگاه می‌کردند، حالا با لبخند از مزایای طرح سخن می‌گفتند.

آرام‌آرام، تعداد متقاضیان افزایش یافت، خانواده‌های بیش‌تری راغب شدند تا از فضای بلااستفاده پشت‌بام‌های خود بهره ببرند، خورشید دیگر فقط گرما نبود؛ سرمایه بود.

این مسیر آسان طی نشد، سال‌ها تلاش، گفتگو، پیگیری و تحمل سختی لازم بود تا فرهنگ‌سازی انجام شود. اما نتیجه، ارزش تمام آن سختی‌ها را داشت.

امروز وقتی در کوچه‌های سهرین قدم می‌زنم و پنل‌های خورشیدی را بر بام خانه‌ها می‌بینم، احساس می‌کنم روستا نفس تازه‌ای کشیده است.

 تولید انرژی پاک نه‌تنها به محیط زیست کمک می‌کند، بلکه شأن اقتصادی خانواده‌ها را نیز تقویت کرده است.

 وقتی امید در دل جوانان کاشته شد

اما تأثیر این طرح فقط به خانوارهای فعلی محدود نمانده است، خبر موفقیت نیروگاه‌های خانگی، به گوش جوانانی رسیده که سال‌ها پیش به شهر مهاجرت کرده‌اند. 

برخی از آن‌ها که در روستا زمین و مزرعه دارند، اکنون تمایل نشان داده‌اند که در مزارع خود نیروگاه خورشیدی احداث کنند. آن‌ها این طرح را فرصتی برای بازگشت می‌بینند؛ فرصتی برای ایجاد شغل، استقلال مالی و زندگی دوباره در زادگاهشان.

اگر شرایط مناسب فراهم شود، بسیاری از این جوانان حاضرند به روستا بازگردند، ایجاد کارگاه‌ها و نیروگاه‌های خورشیدی در مزارع می‌تواند علاوه بر تأمین درآمد، اشتغال مستقیم و غیرمستقیم برای افراد بیشتری ایجاد کند، این یعنی کاهش مهاجرت، تقویت بنیان خانواده‌ها و رونق دوباره زندگی در روستا.

انرژی خورشیدی برای سهرین فقط یک پروژه اقتصادی نیست؛ یک راهبرد توسعه‌ای است. 

استفاده از زمین‌های کم‌بازده یا بلااستفاده، تبدیل پشت‌بام‌ها به منابع درآمد و ایجاد اشتغال پایدار، همگی نشان می‌دهد که توسعه می‌تواند از دل همان امکانات موجود آغاز شود.

با این حال، برای گسترش این مسیر روشن، نیاز به حمایت جدی وجود دارد. یکی از مهم‌ترین زیرساخت‌های مورد نیاز، ایجاد ترانس مناسب برای نیروگاه‌های خانگی است. 

با تقویت شبکه برق و فراهم شدن بستر فنی لازم، امکان توسعه بیش‌تر نیروگاه‌ها فراهم می‌شود و خانوارهای بیش‌تری می‌توانند به این طرح بپیوندند.

حمایت از این طرح‌ها به معنای سرمایه‌گذاری بر آینده روستاهاست، اگر بسترها فراهم شود، نه‌تنها تولید انرژی پاک افزایش پیدا می‌کند، بلکه اقتصاد محلی نیز تقویت خواهد شد. 

جوانان انگیزه بیش‌تری برای ماندن خواهند داشت و حتی مهاجران روستایی نیز به بازگشت فکر خواهند کرد.

امروز سهرین نمونه‌ای است از اینکه چگونه یک ایده، اگر با ایمان، پشتکار و همراهی مردم اجرا شود، می‌تواند تحولی واقعی ایجاد کند.

 از روزهایی که با تردید و مخالفت روبه‌رو بودم تا امروز که نیروگاه‌های خورشیدی بر بام خانه‌ها می‌درخشند، مسیر طولانی طی شده است. اما هر قدم آن، ارزشمند بود.

من خدا را شکر می‌کنم که توانستم در این مسیر سهمی داشته باشم. 

خدا را سپاس می گویم که تلاش‌ها بی‌نتیجه نماند و خانواده‌ها از این طرح بهره‌مند شدند و امروز خورشید سهرین، علاوه بر نور و گرما، امید و درآمد نیز به همراه دارد.

اگر حمایت‌ها ادامه یابد، آینده‌ای روشن‌تر در انتظار این روستاست؛ آینده‌ای که در آن جوانان به جای ترک زادگاه خود، در همان خاکی که در آن رشد کرده‌اند، شغل ایجاد می‌کنند، زندگی می‌سازند و چراغ خانه‌هایشان را با انرژی پاک روشن نگه می‌دارند.

سهرین امروز در مسیر توسعه‌ای پایدار قرار گرفته است؛ مسیری که از پشت‌بام‌های ساده آغاز شد، اما می‌تواند به الگویی برای بسیاری از روستاهای دیگر تبدیل شود. کافی است باور داشته باشیم که گاهی بزرگ‌ترین فرصت‌ها، درست بالای سر ما می‌تابند.

خورشید همیشه آنجا بود؛   فقط باید یاد می‌گرفتیم چگونه از آن استفاده کنیم.

انتهای خبر/

فرم ارسال نظر