دعای عرفه، میثاق اخلاقی جامعهساز
به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛ نیایش در ژرفترین لایههای وجود بشر، چیزی فراتر از یک مناسک یا سنتِ دینی صِرف است؛ این فریادِ هستیشناختیِ «انسانِ بیقرار» در قالبِ جهانی است که مدام او را به فراموشیِ اصل خویش دعوت میکند.
بیشتر بخوانید
در میان متونِ آسمانیِ برجایمانده از اولیای الهی، دعای عرفه سیدالشهدا (ع) چونان اقیانوسی بیکرانه از معنا، فلسفه کاملِ رابطه خالق و مخلوق را به تصویر میکشد. این متنِ ماندگار، نیایش را از قالبِ «خواهش و طلب» فراتر برده و به «رؤیتِ پیوسته» و «حضورِ محض» بدل میسازد.

دعا، عزت نفس را از مادیات میرهاند
حجتالاسلام داود شجاعی، رئیس اداره تبلیغات اسلامی شهرستان ابهر در گفتگو با خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛ گفت: فلسفه نیایش در زندگی بشر با مفهوم «امتنان و شکر» گره عمیق خورده است.
وی با اشاره به بخشهای آغازین دعای عرفه، افزود: در این دعا تحلیل دقیقی از فیزیولوژی و شگفتیهای بدن انسان (از مجاری اشک گرفته تا محل رویش دندانها) در کنار نعمتهای معنوی ارائه میشود. این رویکرد نشان میدهد دعا نوعی «خودشناسی» برای رسیدن به «خداشناسی» است.
رئیس اداره تبلیغات اسلامی شهرستان ابهر خاطرنشان کرد: این بُعد از دعا، کارکردی روانشناختی دارد: «عزت نفس» انسان را نه در مادیات، بلکه در انتساب او به قدرتی حکیم و مدبر جستجو میکند. در دنیای معاصر که انسان با بحران «بیرغبتی به زیستن» مواجه است، این جنبه از نیایش میتواند معنای از دسترفته زندگی را بازگرداند.
وی متذکر شد: همزمان، دعا به مثابه «تطهیر معرفتی» عمل میکند؛ اعتراف به فقر ذاتی («انا الفقیر فی غنای») ساختار روانی انسان را از نو میچیند و با تبدیل «فقر وجودی» به گشودگی در برابر غنای الهی، انقلابی درونی پدید میآورد.
شجاعی با اشاره به اینکه این تحول فردی، بنیانی برای تحول اجتماعی است، تصریح کرد: نیایشگر در دعای عرفه، برای کمال فضائل اخلاقی و رهایی از رذایل جامعهسوز استمداد میطلبد؛ نشان میدهد فلسفه دعا، تربیت «انسان صالح» برای ساختن «جامعه صالح» است.
وی با توضیح اینکه کسی که بر عدالت، احسان و امانتداری الهی تأکید میکند، در حیات اجتماعی خود بیتفاوت یا ستمگر نخواهد ماند، یادآور شد: بنابراین، نیایش به «میثاقنامه اخلاقی» بدل میشود که هر روز در جان فرد تازه میشود.

هدف دعا یافتن غایب نیست، شهود اوست
حجتالاسلام حسن زلفی، مدیر حوزه علمیه امیرالمؤمنین علیهالسلام ابهر، در گفتگو با خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛ به اهمیت نیایش در زندگی بشر اشاره کرد و گفت: نیایش فراتر از یک سنت مذهبی، یک «فریاد هستیشناختی» برای بازگشت به اصل خویش است.
وی دعای عرفه سیدالشهدا (ع) را به عنوان یکی از عالیترین تجلیات این پیوند معرفی کرد و اظهار داشت: این دعا فلسفه خلقت و رابطه خالق و مخلوق را به تصویر میکشد.
مدیر حوزه علمیه امیرالمؤمنین علیهالسلام ابهر تصریح کرد: در متن دعای عرفه، نیایش دیگر یک «خواهش گسسته» نیست، بلکه به یک «رؤیتی پیوسته» تبدیل میشود.
وی تصریح کرد: در متن دعای عرفه، نیایش دیگر یک «خواهش گسسته» نیست، بلکه به یک «رؤیتی پیوسته» تبدیل میشود. او به جملهای از نیایشکر که در آن میپرسد: «متی غبتَ حتی تحتاجَ الی دلیلٍ یَدُلُّ علیک». این جمله نشاندهنده این است که فلسفه دعا از اثبات وجود خدا فراتر رفته و به «حضور در محضر او» تغییر جهت میدهد.
زلفی بر لزوم توجه به محتوای دعاها و تأمل در معانی عمیق آنها تأکید کرد و یادآور شد: نیایش واقعی باید انسان را به خودآگاهی و تقرب به خداوند رهنمون سازد. این نوع دعا، انسان را از سطح ظاهری به عمق وجودیاش هدایت میکند و او را در مسیر کمال قرار میدهد.

بدون دعا، زندگی لرزان و بیمعناست
معصومه مقدم، طلبه و فعال فرهنگی در گفتگو با خبرنگارگروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛ گفت: اوج فلسفه نیایش در دعای عرفه، در مفهوم «حب و اشتیاق» تجلی مییابد.
وی با بیان اينکه در این مرحله، دعا از مرز «ترس از عقاب» و «طمع در ثواب» عبور میکند و به ساحت «عشق خالص» میرسد، افزود: آنجا که نیایشگر میپرسد: «ماذا وَجَدَ مَن فَقَدَکَ؟ و ما الذی فَقَدَ مَن وَجَدَکَ؟» (آن کس که تو را گم کرد، چه یافت؟ و آن کس که تو را یافت، چه گم کرد؟)، این پرسش بنیادین تمام منطق مادیگرایانه بشر را به چالش میکشد.
طلبه و فعال فرهنگی با توضیح اینکه در این تراز، دعا یعنی ترجیح دادن «خالق» بر «خلق» و «ابدیت» بر «فنا»، تصریح کرد: این همان نقطهای است که نیایش، بشر را از یک موجود صرفاً بیولوژیک به یک موجود قدسی تبدیل میکند و به زندگی او رنگ و بوی جاودانگی میبخشد.
وی با تأکيد بر اینکه در این ساحت، دعا دیگر تکملهای بر زندگی نیست؛ بلکه جانمایه و ستون اصلی خیمه وجود است، اظهار داشت: بدون آن، بنای حیات بشری لرزان و بیمعنا خواهد بود. حاصل آنکه دعای حقیقی، نه گفتنِ خواسته، که شدن در حضور معشوق است؛ فرجامی که انسان را به اصل خویش بازمیگرداند.
آنچه در گذر از لایههای دعای عرفه آشکار میشود، این حقیقت است که نیایش، یک «فعلِ زبانی» یا «مراسمِ موقّت» نیست، بلکه «هستیِ بازانسان» در برابر حقیقتِ مطلق است. از منظرِ امام حسین (ع)، دعا با پایان دادن به دوگانگیِ «غایب و شاهد»، انسان را در مقامی قرار میدهد که دیگر نیازی به دلیل برای اثباتِ خدا ندارد؛ چرا که خود، در محضر او حاضر شده است. این حضور، همزمان سه گشایشِ بنیادین به ارمغان میآورد: نخست، گشایشِ معرفتی از طریقِ خودشناسیِ شاکرانه که عزتِ نفس را از مادیات به انتسابِ به حکیمِ مطلق منتقل میکند؛ دوم، گشایشِ اخلاقی - اجتماعی که در قالبِ میثاقی نانوشته، نیایشگر را به عدالت و احسان در جامعه فرامیخواند؛ و سوم، گشایشِ وجودی که در ساحتِ «عشقِ خالص»، ترس و طمع را کنار زده و بشر را از یک موجودِ صرفاً زیستی به موجودی قدسی و جاودانه بدل میکند.
در نهایت، پرسشِ محوری دعای عرفه «آن کس که تو را یافت، چه گم کرد؟» تمام محاسباتِ مادیگرایانه را بیاعتبار میسازد. حاصل آنکه بدونِ ستونِ دعا، خیمه حیات بشری نهتنها لرزان، که بیمعناست؛ و با آن، هر لحظه از زیستن میتواند آینهای از ابدیت باشد. به راستی که نیایش، جانمایه انسانیت است، نه حاشیهای بر آن.
انتهای خبر/

