ابرچالشی که ریشههای تربیت دینی را میسوزاند
به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛ امروزه با شتاب گرفتن تحولات فرهنگی، سیاسی و اقتصادی و هجوم بیسابقه رسانههای حامل الگوهای غربی سبک زندگی، خانوادهها نهتنها از آموزههای دینی فاصله گرفتهاند، بلکه تربیت دینی فرزندان را نیز به حاشیه راندهاند. این بیتوجهی که ناشی از اولویت یافتن دغدغههای تغذیهای و تحصیلی بر مسائل هویتی و معنوی است، به ابرچالشی برای نظام تربیتی کشور تبدیل شده است. در چنین شرایطی، ناهماهنگی میان سه نهاد خانواده، مدرسه و جامعه، بحران را دوچندان کرده و نسل جوان را دچار سردرگمی و دوگانگی فرهنگی ساخته است.
بیشتر بخوانید

لزوم جایگزینی مدل ملی در تربیت دینی
اکرم نوری، عضو هیأت امنای مسجد خاتمالانبیا ابهر و فعال فرهنگی در گفتگو با خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛ گفت: در عصر کنونی، همزمان با شتاب گرفتن تحولات فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و بهویژه هجوم بیسابقه رسانههای متنوع با الگوهای غربی سبک زندگی، خانوادهها نه فقط از آموزههای دینی فاصله گرفتهاند، بلکه تربیت دینی فرزندان را نیز نادیده میگیرند.
وی با اشاره به اینکه این بیتوجهی، به ابرچالشی برای نظام تربیتی تبدیل شده است، افزود: بسیاری از والدین، برخلاف دغدغههای تغذیهای و تحصیلی، به نقش حیاتی تربیت دینی توجهی ندارند.
عضو هیأت امنای مسجد خاتمالانبیا ابهر و کارشناس مسائل خانواده با توضیح اینکه این فرآیند نیازمند مراحل پنجگانه است، تصریح کرد: انس دینی (بدون اجبار و تهدید، مثلاً هنگام نماز مادر یا قرآن پدر)، عادت دینی (دوران پیش از بلوغ که کودک پذیرش بالایی دارد)، معرفت دینی (ترکیب دین و دانش برای جلوگیری از دوگانگی)، شاکله دینی (دینی شدن بینش و نگاه به زندگی)، و نهایتاً خودجوشی دینی (لحظه لحظه زیستن در چارچوب دین) از جمله این مراحل هستند.
وی با توضیح اینکه ناهماهنگی سه نهاد خانواده، مدرسه و جامعه، تلاش والدین را بینتیجه و کودکان را دچار دوگانگی فرهنگی میکند، تأکيد کرد: راهکار، جایگزینی برخورد سلیقهای با یک مدل منسجم ملی است. آموزش و پرورش ميتواند با ارتباط مستقیم با خانوادهها و تشکیل کرسیهای آزاداندیشی، از ظرفیت خانوادهها به عنوان ستون فقرات جامعه بهره گیرد. روایات نیز بر ضرورت این مهم تأکید دارند؛ زیرا بسیاری از ناهنجاریهای اجتماعی ریشه در خانوادههای بیمسئولیت دارد.
نوری خاطرنشان کرد: والدینی که امروز مانع حضور فرزند در محیطهای ضددینی نمیشوند، نباید فردا توقع رعایت هنجارها را داشته باشند.

تهدید نکنید کودک از دین زده میشود
صفیالله ملکی، دکتری جامعهشناسی در گفتگو با خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛ گفت: تربیت دینی کودکان ماهیتی تدریجی و مرحلهبندیشده دارد و والدین برای موفقیت در این مسیر ضروری است که پنج مرحله اساسی را بشناسند و اجرا کنند، اما آنچه امروز نگرانکننده است، غفلت خانوادهها از این مراحل و در مقابل، تکرار رفتارهای ساده و در عین حال مخربی است که پیامد آن، دلزدگی تدریجی کودکان از دین خواهد بود.
وی با اشاره به اینکه مرحله نخست، «انس دینی» نام دارد، افزود: هنگامیکه مادر، کودک را برای سکوت هنگام نماز تهدید میکند یا پدر او را به آرامش مطلق هنگام تلاوت قرآن وادار میسازد، در حقیقت موجی از احساسات منفی نسبت به دین در ذهن کودک ایجاد میشود. انس دینی حقیقی وقتی شکل میگیرد که کودک در مسجد یا نمازخانه با محبت و احترام پذیرفته شود.
دکتری جامعهشناسی مرحله دوم را «عادت دینی» معرفی کرد و یادآور شد: دوره پیش از بلوغ، حساسترین زمان برای نهادینه شدن عادتهای پایدار به شمار میرود. در این سن که کودک به دین اعتماد و علاقه دارد، نوعی «تحمیل ملایم» برنامههای دینی میتواند ثمربخش واقع شود.
وی با تأکید بر اینکه مرحله سوم، «معرفت دینی» یعنی پیوند زدن دین و دانش است، متذکر شد: کودک باید درک کند که دین و علم دو مسیر جدای از هم نیستند.
ملکی خاطرنشان کرد: مرحله چهارم، «شاکله دینی» زمانی است که فرد به همه پدیدهها با نگاه و بینش دینی مینگرند و مرحله پنجم، «خودجوشی دینی» فرا میرسد؛ جاییکه فرد دیگر هیچ لحظهای را به بطالت نمیگذراند.
وی عنوان کرد: در یک کلام، درک صحیح این مراحل و پرهیز از هرگونه اجبار خشک و خشن، رمز اصلی موفقیت والدین در تربیت نسلی متعهد و دیندار خواهد بود.

لزوم هماهنگی خانواده، مدرسه، جامعه در تربیت دینی
لیلا انصاری، کارشناس مسائل خانواده در گفتگو با خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛ گفت: یکی از مهمترین موانع تربیت دینی موفق در ایران امروز، ناهماهنگی عمیق میان سه نهاد کلیدی خانواده، مدرسه و جامعه است.
وی با بیان اینکه هر کدام از این نهادها پیام متفاوتی به کودک و نوجوان ارسال میکنند و این شکاف، به سردرگمی و دوگانگی فرهنگی دانشآموزان دامن میزند، افزود: والدین در خانه ممکن است بر نماز و روزه تأکید کنند، اما کودک در مدرسه با روشهای سلیقهای، تناقضهای رفتاری معلمان یا برنامههای غیرجذاب مواجه میشود.
کارشناس مسائل خانواده خاطرنشان کرد: در عین حال، جامعه از طریق شبکههای اجتماعی، ماهواره و فضای مجازی، الگوهای متضاد غربی از سبک زندگی را به رخ او میکشد. نتیجه این آشفتگی، بیاعتمادی نسل جوان به هرگونه ارزش ثابت و در نهایت، بیثمر شدن زحمات تربیتی خانواده است.
وی با تأکید بر اینکه راه حل، خروج از برخوردهای سلیقهای و رسیدن به یک مدل ملی و منسجم تربیت دینی است، تصریح کرد: همچنان که رهبر شهیدمان تأکید داشتند، خانوادهها ستون فقرات جامعه هستند. آموزش و پرورش باید با استفاده از ظرفیت کرسیهای آزاداندیشی و نشستهای هماندیشی، پلی میان خانه و مدرسه بزند و با همکاری ارگانیک با خانوادهها، یک جبهه متحد تربیتی ایجاد کند. بدون این اتحاد، زحمات والدین نتیجه نخواهد داد.

بیتوجهی خانواده ریشه مفاسد اجتماعی جوانان
الناز ستارزاده، فعال فرهنگی و مادری جوان دارای سه فرزند در گفتگو با خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛ گفت: در روزگاری که رسانهها انواع الگوهای مصرفی و رفتاری غربی را به خانوادهها هجوم میآورند، جای تأسف دارد که بسیاری از پدران و مادران، دغدغه تربیت دینی فرزندان را آخرین اولویت خود قرار دادهاند.
وی با تأکید بر اینکه آنها برای نمره معدل و تغذیه کودک اهمیت قائلند، اما در برابر شکلگیری هویت دینی او بیتفاوتاند، تصریح کرد: روایات متعدد اسلامی، والدین را نسبت به این مسئولیت خطیر هشدار دادهاند. بر اساس این آموزهها، بسیاری از مفاسد اجتماعی و بیبند و باریهایی که جوانان امروز دامنگیر آن میشوند، ریشه در بیتوجهی خانوادهها دارد.
فعال فرهنگی و مادری جوان دارای سه فرزند خاطرنشان کرد: واقعیت آن است که اگر والدین امروز مانع نشوند که فرزندانشان ساعتها در مکانها و فضاهایی بمانند که هیچ احترامی به ارزشهای دینی در آنها وجود ندارد (چه فضای مجازی، چه محیطهای واقعی)، نباید فرداً انتظار داشته باشند که آن فرزندان، هنجارهای اجتماعی را رعایت کنند.
وی متذکر شد: تربیت دینی یک انتخاب سلیقهای نیست، بلکه یک ضرورت راهبردی برای جلوگیری از فروپاشی سرمایههای فرهنگی جامعه است. فرصت طلایی شکلگیری شخصیت دینی، پیش از بلوغ است که اگر از دست برود، بازگشتی ندارد.
حل بحران کمتوجهی خانوادهها به تربیت دینی فرزندان، بدون ایجاد هماهنگی راهبردی میان سه نهاد خانواده، مدرسه و جامعه ممکن نیست. والدین باید مراحل پنجگانه تربیت دینی (از انس تا خودجوشی) را بشناسند و از اجبار و تهدید بپرهیزند. آموزش و پرورش نیز موظف است با بهرهگیری از ظرفیت کرسیهای آزاداندیشی و نشستهای هماندیشی، پلی میان خانه و مدرسه بزند. تنها با اتخاذ یک مدل ملی و منسجم و جایگزین کردن آن با برخوردهای سلیقهای، میتوان از فروپاشی سرمایههای فرهنگی جامعه جلوگیری کرد و نسلی متعهد و هنجارپذیر پرورش داد.
انتهای خبر/

