به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛ در عصر اشباع اطلاعاتی و گسترش بیسابقه رسانههای معاند، مسئله مصونیت افکار عمومی در برابر جنگ روانی به یکی از دغدغههای اصلی کارشناسان و نهادهای فرهنگی تبدیل شده است.
بیشتر بخوانید
رسانههای تحت حمایت دشمن با بهرهگیری از تکنیکهای پیچیدهای همچون «انسانسازی دشمن»، «شیطانسازی خودی» و تحریف واقعیت، تلاش میکنند پنجره ادراک جامعه را تغییر دهند و انسجام ملی را تضعیف کنند.

جامعه پرسشگر سنگبنای مقاومت در برابر دشمن
حجتالاسلام مهدی جعفری، کارشناس سواد رسانه در گفتگو با خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛ با بیان اینکه مواجهه با محتوای رسانههای معاند هرگز قابل اجتناب نیست، گفت: در این شرایط، «سوءظن فراوان» بهعنوان یک مکانیسم دفاعی هوشمندانه، ضروریترین سلاح یک شهروند آگاه به شمار میآید.
وی افزود: این رویکرد مستلزم پرسشگری مداوم درباره انگیزههای نهفته در هر خبر، تحلیل منابع مالی و ایدئولوژیک رسانهها و شناسایی تناقضها و اغراض سیاسی است.
کارشناس سواد رسانه با بیان اینکه این مراقبت در برابر تکنیک «انسانسازی دشمن و شیطانسازی خودی» نقشی حیاتی ایفا میکند، تصریح کرد: رسانههای معاند با بهرهگیری از روایتهای احساسی و به ظاهر انسانی، سعی در مخدوش کردن مرزهای حق و باطل و تخریب اعتماد عمومی دارند.
وی خاطرنشان کرد: شهروندان هوشمند باید همواره از خود بپرسند: «چرا این خبر خاص، در این زمان خاص و با این قالب خاص ارائه میشود؟» حفظ این نوع سوءظن فعال، امکان رمزگشایی لایههای پنهان پیامها را فراهم کرده و از گرفتار شدن در دام القائات روانی و روایتهای قطبیشده جلوگیری میکند.
وی با توضیح اینکه به این ترتیب، با تقویت آگاهی انتقادی و تحلیل محتوا، شهروندان میتوانند ابزار اصلی نفوذ رسانههای معاند را از دستشان خارج کنند، یادآور شد: این رویکرد نهتنها به حفظ انسجام اجتماعی کمک میکند، بلکه به تقویت هویت ملی و مقابله مؤثر با تهدیدات خارجی نیز منجر میشود. در نتیجه، ایجاد یک جامعه آگاه و پرسشگر، سنگ بنای مقاومت در برابر جنگ ترکیبی خواهد بود.

جنگ ترکیبی را با سواد رسانهای خنثی کنیم
محمدرضا نجفلی در گفتگو با خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛ گفت: جنگ ترکیبی بهعنوان یک استراتژی نوین، بهویژه در کشورهای در حال توسعه، شامل ترکیب ابزارهای نظامی، اقتصادی و روانی است که هدف آن تضعیف انسجام ملی و اراده مردم است.
وی با بیان اینکه یکی از مؤلفههای کلیدی این نوع جنگ، تأثیر رسانههای معاند بر افکار عمومی است، افزود: این رسانهها با استفاده از تکنیکهای پیچیده، تلاش میکنند تا واقعیتها را تحریف کرده و «پنجره ادراک» جامعه را تغییر دهند.
استاد دانشگاه با اشاره به اینکه مخاطبان باید بهخوبی آگاه باشند که اطلاعات منتشرشده در این رسانهها غالباً با هدف ایجاد شکاف و بیاعتمادی طراحی شدهاند، یادآور شد: در این راستا، سواد رسانهای اهمیت ویژهای پیدا میکند؛ زیرا توانایی تشخیص منابع معتبر از غیرمعتبر به افراد کمک میکند تا در برابر جنگ روانی مقاومت کنند.
وی با توضیح اینکه تاریخ ایران نمونههای متعددی از تأثیرات منفی رسانههای معاند را نشان میدهد که موجب ایجاد ناآرامیها و چالشهای اجتماعی شدهاند، تصریح کرد: برای مقابله با این تهدیدات، هر فرد میتواند با انتخاب آگاهانه منابع خبری و گفتگو درباره اهمیت خودمراقبتی رسانهای، نقشی مؤثر ایفا کند.
نجفلی خاطرنشان کرد: تقویت آگاهی عمومی و ایجاد شبکههای حمایتی میتواند به انسجام اجتماعی کمک کند. همچنین، آموزش مهارتهای تفکر انتقادی و تحلیل محتوا در مدارس و دانشگاهها میتواند نسل جدید را برای مواجهه با چالشهای جنگ ترکیبی آماده کند. در نهایت، این اقدامات میتواند به تقویت هویت ملی و مقابله با تهدیدات خارجی کمک کند.

سوءظن فعال مکانیسم دفاعی شهروند آگاه است
سبا مقدم در گفتگو با خبرنگارگروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛ گفت: رسانههای تحت حمایت دشمن، پنجرههای ادراک ما را نشانه گرفتهاند تا لایههای شناختی و عاطفی جامعه را آلوده کنند، این رسانهها قطعاً خیرخواه ملت ایران نیستند و تاریخ به روشنی نقش تخریبی آنها را اثبات کرده است.
وی با بیان اینکه در چنین شرایطی، نخستین و مؤثرترین سطح مراقبت، «ترک مواجهه با این منابع» است، افزود: این یک انتخاب هوشمندانه و راهبردی است، نه یک واکنش انفعالی. هر کلیک، هر بازدید و هر لحظه توجه حتی از سر کنجکاوی به گسترش دامنه نفوذ و مشروعیتنمایی این رسانهها دامن میزند. در جنگ روانی، گاهی قویترین موضع، محروم کردن دشمن از مهمترین سرمایهاش یعنی «مخاطب» است.
مدرس سواد رسانه با توضیح اینکه اگر مواجههای رخ دهد، «سوءظن فعال» به سلاح ضروری شهروند آگاه تبدیل میشود، یادآور شد: این سوءظن نه به معنای بدبینی بیمارگونه، بلکه به عنوان یک مکانیسم دفاعی هوشمندانه تعریف میشود: پرسشگری مداوم درباره انگیزه پشت هر خبر، واکاوی منبع مالی و ایدئولوژیک رسانه و جستجوی خودآگاهانه تناقضها و اغراض پنهان سیاسی. باید پرسید: «چرا این خبر خاص، در این زمان خاص، با این قالب خاص ارائه میشود؟»
وی با اشاره به اینکه این مراقبت، به ویژه در برابر تکنیک «انسانسازی دشمن و شیطانسازی خودی»، حیاتیترین نقش را ایفا میکند، عنوان کرد: رسانههای معاند با روایتهای احساسی و به ظاهر انسانی، سعی در مخدوش کردن مرز حق و باطل و تخریب اعتماد عمومی دارند.
مقدم خاطرنشان کرد: سواد رسانهای حکم میکند که این روایتهای یکجانبه را نه به عنوان «تمام حقیقت»، بلکه به عنوان «تکهای از یک پازل تبلیغاتی» بنگریم که هدفی جز تضعیف روحیه مقاومت ندارد. وی اظهار داشت: در برابر موج اخبار جعلی و شایعات، «سوءظن فراوان» همچون فیلتری عمل میکند که پیش از پذیرش هر خبری، سه پرسش کلیدی را پیش میکشد: منبع اصلی این خبر کجاست؟ چه شواهد عینی و قابل راستیآزمایی ارائه شده؟ کدام نهادهای داخلی معتبر این خبر را تأیید یا تکذیب کردهاند؟ پذیرش بیدرنگ اخبار، چیزی جز گشودن پنجره ذهن و دل به روی تهاجم روانی نیست.
مدرس سواد رسانه با تأکید بر اینکه نکته عمیق در پیام اخیر مقام معظم رهبری، توجه به «همسویی» برخی رسانهها با جبهه دشمن است، تصریح کرد: این بدان معناست که محدود کردن مراقبت صرفاً به رسانههای آشکارا معاند، کافی نیست. بلکه رسانههایی که حتی به ظاهر مستقل، ناخواسته یا از سر سادهلوحی، در چارچوب روایی دشمن حرکت میکنند و به جنگ روانی او دامن میزنند، نیز باید با همان دقت و سوءظن رصد شوند.
وی خاطرنشان کرد: این مراقبت فعال، مسئولیتی دو سویه را رقم میزند. از یک سو، مردم باید با تقویت سواد رسانهای، خود را در برابر این تهدید واکسینه کنند. از سوی دیگر، رسانههای داخلی متعهد، موظفاند با ارائه گزارشهای سریع، شفاف و مستند از «جبهه حقایق»، آن پنجره ادراکی ایمن را برای جامعه فراهم آورند تا مردم برای دستیابی به حقیقت، ناچار به مراجعه به پنجرههای آلوده نشوند.
مقدم با اشاره به اینکه مراقبت از «گوشها» در واقع حراست از «حاکمیت ذهنی» یک ملت است، تأکید کرد: در جنگ امروز، پیروزی نهتنها در میدان نبرد، که در عرصه ادراک و باور عمومی رقم میخورد. بنابراین، هوشیاری در برابر جریان رسانهای دشمن، کماهمیتتر از هوشیاری در خط مقدم جبهه نیست و این همان معنای عمیق «جهاد تبیین» در عصر حاضر است.
مواجهه با رسانههای معاند اجتنابناپذیر است، اما تسلیم شدن در برابر آنها یک ضرورت نیست. راهبردهای پیشنهادی از «سوءظن فعال» و پرسشگری مداوم درباره انگیزه، زمان و منبع هر خبر گرفته تا «ترک مواجهه» بهعنوان یک انتخاب هوشمندانه همگی بر یک اصل مشترک تأکید دارند: مقاومت در برابر جنگ ترکیبی، از میدان نبرد آغاز نمیشود، بلکه از حاکمیت ذهنی و ادراکی هر شهروند شروع میشود.
سواد رسانهای، تفکر انتقادی و مراقبت از «گوشها» در واقع معنای عینی «جهاد تبیین» در عصر حاضر است. ایجاد یک جامعه آگاه، پرسشگر و دارای شبکههای حمایتی، نهتنها انسجام ملی و هویت ایرانی را حفظ میکند، بلکه مهمترین سرمایه دشمن یعنی «مخاطب» را از او میگیرد و ابزار اصلی نفوذ رسانههای معاند را برای همیشه از کار میاندازد.
انتهای خبر/

