logo
امروز : چهارشنبه ۱۳ خرداد ۱۴۰۵ ساعت ۷:۳۳
[ شناسه خبر : ۵۱۰۳۳ ] [ مدت زمان تقریبی برای مطالعه : 6 دقیقه ]
پژوهشگر حوزه امنیت بین‌الملل و آینده‌پژوهی مطرح کرد:

شکست پروژه بی‌ثبات‌سازیِ دشمن در ایران

شکست-پروژه-بی‌ثبات‌سازیِ-دشمن-در-ایران
پژوهشگر حوزه امنیت بین‌الملل و آینده‌پژوهی گفت: تقابل اخیر نشان داد اهدافی مانند تغییر رژیم، فروپاشی داخلی و شکستن اراده ملی ایران محقق نشد. انسجام داخلی، مدیریت بحران و حفظ بازدارندگی، محاسبات دشمن برای بی‌ثبات‌سازی کشور را با شکست روبه‌رو کرد.

فریدالدین حبیبیان در گفتگو با خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «موج‌رسا»؛ با اشاره به اینکه تحلیل درستِ آنچه در مواجهه اخیر با ایران رخ داد، نیازمند عبور از هیجان و ورود به منطق روابط بین‌الملل است، گفت: در این منطق، مسئله صرفاً تبادل آتش یا عملیات نظامی نیست؛ مسئله اصلی، توازن قدرت، مشروعیت سیاسی، بازدارندگی و میزان توان یک دولت در حفظ انسجام ملی و تحمیل هزینه بر طرف متجاوز است.

بیشتر بخوانید

وی افزود: بر این اساس، آنچه امروز می‌توان با اطمینان گفت این است که جمهوری اسلامی ایران، تاکنون نه‌تنها از موضع ضعف نشانه‌ی بروز نداده، بلکه در بسیاری از ابعاد، ابتکار عمل راهبردی را حفظ کرده و در دست گرفته است.

پژوهشگر حوزه امنیت بین‌الملل و آینده‌پژوهی تصریح کرد: دشمن با هدف تغییر رژیم، شکستن اراده ملی، وادارسازی ایران به تسلیم بی‌قید و شرط، ایجاد بی‌ثباتی داخلی، تضعیف توان دفاعی، تصاحب منابع انرژی و در نهایت، بازطراحی نظم منطقه‌ای به سود آمریکا و رژیم صهیونیستی وارد میدان شد، اما واقعیت میدان، برخلاف محاسبات آنان، چیز دیگری را نشان داد نه جمهوری اسلامی ایران دچار فروپاشی شد، نه انسجام داخلی کشور از هم پاشید، نه ساختار دفاعی ایران از کار افتاد، نه انرژی مطابق میل آنان عبور کرد و نه اراده سیاسی ملت ایران در برابر فشار نظامی و روانی شکسته شد این، نخستین و مهم‌ترین نشانه شکست راهبردی دشمن است.

وی با اشاره به اینکه ایران در این صحنه، صرفاً واکنش‌پذیر نبود؛ بلکه با مدیریت دقیق، حساب‌شده و صبورانه، جنگ را از حالت دلخواه دشمن خارج کرد، ادامه داد: یکی از نشانه‌های مهم این مدیریت، حفظ توان تصمیم‌گیری در شرایط بحران و جلوگیری از تبدیل تقابل به یک جنگ فرسایشیِ کنترل‌ناپذیر بود. 

حبیبیان با تاکید بر اینکه در عین حال، ایران نشان داد که در سطح منطقه‌ای نیز همچنان از اهرم‌های مؤثر راهبردی برخوردار است، بیان کرد: از جمله موقعیت ژئوپلیتیک تنگه هرمز که همچنان یکی از مهم‌ترین ابزارهای بازدارندگی و فشار متقابل در معادلات انرژی و امنیت جهانی محسوب می‌شود.

وی ادامه داد: حتی در تحلیل‌های برخی ناظران خارجی نیز روشن است که هرگونه ناامنی در این شاهراه حیاتی، فقط یک مسئله ایرانی نیست، بلکه نظم بازار انرژی جهان را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

پژوهشگر حوزه امنیت بین‌الملل و آینده‌پژوهی مطرح کرد: در کنار آن، پیوندهای ژئواستراتژیک منطقه‌ای از خلیج فارس تا دریای سرخ و باب‌المندب نیز نشان می‌دهد که هیچ‌کدام از معادلات امنیتی منطقه بدون لحاظ کردن نقش ایران قابل فهم نیست.

وی با بیان اینکه از این زاویه، ادعای آمریکا و رژیم صهیونیستی مبنی بر برتری کامل، بیش از آنکه بازتاب واقعیت باشد، تلاشی برای پوشاندن ناکامی‌های راهبردی آن‌ها است، یادآور شد: آنان می‌خواستند هیمنه ایران را بشکنند، اما در عمل، خودشان با پرسش‌های جدی درباره کارآمدی قدرت نظامی، اعتبار بازدارندگی، و قابلیت مدیریت بحران مواجه شدند. 

حبیبیان عنوان کرد: تصویری که سال‌ها از «شکست‌ناپذیری آمریکا» ساخته شده بود، در برابر مقاومت و پاسخ ایران دچار خدشه شد. این مسئله فقط یک پیروزی تبلیغاتی نیست؛ نشانه‌ای از فرسایش اعتبار قدرتی است که می‌خواست خود را فراتر از پاسخ‌گویی نشان دهد.

وی با تاکید بر اینکه از منظر حقوق بین‌الملل نیز باید به‌صراحت گفت که تهاجم به ایران، فاقد وجاهت قانونی است، گفت: منشور ملل متحد، اصل منع توسل به زور را به‌عنوان یکی از پایه‌های نظم بین‌المللی تثبیت کرده است در چنین چارچوبی، حمله نظامی بدون مجوز شورای امنیت و بدون تحقق شرایط روشن دفاع مشروع، نقض آشکار حقوق بین‌الملل به شمار می‌آید.

وی اضافه کرد: بنابراین، موضع جمهوری اسلامی ایران در دفاع از خود، یک موضع احساسی یا صرفاً سیاسی نیست؛ بلکه حقی است که در نظام حقوقی بین‌المللی نیز به رسمیت شناخته شده است.

پژوهشگر حوزه امنیت بین‌الملل و آینده‌پژوهی خاطرنشان کرد: نکته دیگر، رفتار دوگانه و فریب‌کارانه دشمن در عرصه روایت است، آمریکا و رژیم صهیونیستی هم‌زمان با عملیات نظامی، عملیات روانی و جنگ رسانه‌ای را نیز پیش می‌برند؛ با تهدید، دروغ، بزرگ‌نمایی و القای ناامیدی. اما هرجا که طرفی برای جبران ضعف میدانی به جنگ روانی متوسل شود، باید آن را نشانه فقدان دستاورد واقعی دانست. 

وی اظهار داشت: اظهارات ترامپ و دیگر چهره‌های همسو با این جریان، بیش از آنکه بر معادلات واقعی اثر بگذارد، تلاشی برای هدایت افکار عمومی و پوشاندن ناکامی‌های میدانی است.

حبیبیان با تاکید بر اینکه در چنین شرایطی، باید در بیان مطالبات و مواضع نیز نهایت دقت را داشت، بیان کرد: طرح خواسته‌های هیجانی، غیرواقع‌بینانه و خارج از توان، اگرچه ممکن است در لحظه جذاب به نظر برسد، اما در بلندمدت می‌تواند به ناامیدی و کاهش اعتماد عمومی منجر شود. 

وی گفت: آنچه مردم ایران نیاز دارند، تحلیل مستند، روایت دقیق، و امیدِ مبتنی بر واقعیت است؛ نه شعارهایی که پشتوانه اجرایی ندارند. قدرت ملی با عقلانیت تقویت می‌شود، نه با اغراق.

پژوهشگر حوزه امنیت بین‌الملل و آینده‌پژوهی افزود: بنابراین، تمرکز اصلی باید بر دو محور باشد، نخست، افشای جنایات جنگی و روایت دقیق اقدامات متجاوز و دوم، نمایش قدرت، صبر، و مدیریت هوشمندانه ایران در میدان. 

وی یادآور شد: بحث مذاکره، اگر از موضع فشار، تهدید و فریب مطرح شود، نمی‌تواند مبنای اعتماد باشد.

حبیبیان با بیان اینکه تجربه‌های گذشته نیز نشان داده که هرگاه دشمن هم‌زمان بمباران، ترور، تهدید زیرساخت‌ها و فشار سیاسی را پیش برده، سخن از مذاکره بیش‌تر بخشی از عملیات فریب بوده تا راه‌حل واقعی، گفت: حتماً باید توجه داشت که همواره در طول تاریخ جنگ های ادوار جهان و منطقه، در کنار اقتدار میدان، هنر دیپلماسی نیز برای پیشبرد اهداف یک حاکمیت لازم و ملزوم هم بوده و میدان مقتدر نقش بازوی پرتوان و ایمنی بخش دیپلماسی در پیشبرد اهداف حاکمیت را داشته‌اند، لیکن با حفظ صلابت، اقتدار و منافع ملّی مقطعی و بلند مدت.

وی با بیان اینکه جمع‌بندی نهایی این است که جمهوری اسلامی ایران در این تقابل، نه‌تنها از خود دفاع کرده، بلکه نشان داده که می‌تواند در سخت‌ترین شرایط نیز معادله را به سود بازدارندگی و ثبات تغییر دهد، گفت: دشمن با هدف تحمیل اراده وارد شد، اما با واقعیت مقاومت و عقلانیت ایران رو به‌ رو شد و همین، معنای واقعی شکست محاسباتیِ طرف مقابل است.

انتهای خبر/

فرم ارسال نظر