بهار نیامده، زنجان داغدار شکوفههایش شد
به گزارش خبرنگار گروه ورزشی پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛ روزهای نخست اسفند ۱۴۰۴ از راه رسیده بود؛ روزهایی که بوی بهار کمکم در کوچهها میپیچید و شهرها آرامآرام رنگ تازهای میگرفتند.
بیشتر بخوانید
امسال اما حال و هوای اسفند با سالهای دیگر فرق داشت، ماه مبارک رمضان با این روزها همزمان شده بود و مردم در حالی که روزهدار بودند، دلهایشان سرشار از امید و شور بود.
شبها با صدای اذان و سفرههای ساده سحری آغاز میشد و روزها با عطر نان تازه و هیاهوی بازار ادامه پیدا میکرد.
آنچه شور این روزها را بیشتر میکرد، همزمانی دو عید بزرگ بود؛ عید فطر و نوروز، برای مردم ایران، این تقارن چیزی شبیه یک جشن بزرگ ملی و معنوی به نظر میرسید.
گویی بهار طبیعت و بهار دلها قرار بود همزمان از راه برسند، از همان روزهای نخست اسفند، مردم در تکاپو بودند؛ بعضیها با زبان روزه در بازارها قدم میزدند و برای فرزندانشان لباس نو میخریدند، برخی دیگر برای سفرهای نوروزی برنامه میریختند و عدهای هم در فکر دید و بازدیدهای عید بودند.
در شهر زنجان نیز همین حال و هوا جریان داشت شهری با مردمانی صمیمی و مقاوم که همیشه در تاریخ این سرزمین با نام ایثار و شجاعت شناخته شدهاند.
کوچهها و خیابانهای شهر پر از جنبوجوش بود. مغازهداران با لبخند مشتریان را راهنمایی میکردند و خانوادهها با امید از روزهای پیش رو صحبت میکردند همه چیز بوی زندگی میداد؛ بوی انتظار برای روزهای بهتر، اما این آرامش دوام چندانی نداشت.
صبح شنبه، نهم اسفند، روزی بود که بسیاری از مردم هرگز آن را فراموش نخواهند کرد، آن صبح با خبری تلخ آغاز شد؛ خبری که مثل صاعقه در دل مردم فرود آمد.
دشمن آمریکایی ـ صهیونیستی برای بار دوم خاک کشورمان را مورد حمله قرار داده بود، حملاتی که ادعا میشد برای هدف قرار دادن مراکز نظامی انجام شده است، اما واقعیت چیز دیگری بود.
خیلی زود مشخص شد که بسیاری از این حملات مناطق غیرنظامی را نشانه گرفتهاند؛ خانههایی که در آنها خانوادهها زندگی میکردند، بیمارستانهایی که پناه بیماران بودند و مدارسی که کودکان در آنها آینده خود را میساختند.
در میان شهرهایی که طعم تلخ این حملات را چشیدند، نام زنجان نیز دیده میشد؛ دیاری که با نام غواصان دریادل در تاریخ دفاع مقدس جاودانه شده بود این شهر بار دیگر در آزمونی سخت قرار گرفت. روزها میگذشت و خبرهای شهادن یکی پس از دیگری میرسید.
درخشش ستارگان ورزش زنجان در آسمان شهادت
دشمنان قسمخورده این سرزمین همچنان به حملات خود ادامه میدادند و زنان و مردان و کودکان بیگناه قربانی این تجاوزها میشدند.
در این میان، جامعه ورزشی استان زنجان نیز داغدار شد، ورزشکارانی که روزگاری در میدانهای ورزشی برای افتخار شهر و کشورشان تلاش میکردند، اکنون در صف شهدای این سرزمین قرار گرفته بودند.
تا به امروز، هفت ورزشکار جوان از رشتههای مختلف ورزشی استان زنجان به شهادت رسیده بودند؛ قهرمانانی که زمانی بر سکوی مسابقات ایستاده بودند و امروز نامشان در دفتر پرافتخار شهدای ایران ثبت شده بود.
از نخستین روزهای این تجاوز، ملت ایران شهدای بسیاری را تقدیم امنیت و عزت کشور کردند در این میان، جامعه ورزش نیز همچون دیگر اقشار جامعه، سهم بزرگی در این مسیر داشت.
ورزشکاران بسیاری که سالها با تلاش و تمرین در میادین ورزشی درخشیده بودند، این بار در میدان دفاع از وطن ایستادند و جان خود را فدای میهن کردند.
استان زنجان نیز در این راه پرافتخار، فرزندان رشیدی را تقدیم کرد.
علیرضا فیروزی یکی از آنها بود؛ جوانی از ورزشکاران رشته کاراته در منطقه ابهر، دوستان و مربیانش از پشتکار او بسیار گفتهاند.
این شهید گرانقدر در مسابقات مختلف افتخارآفرینی کرده بود، اما سرنوشت برای او افتخاری بزرگتر نوشته بود؛ افتخار دفاع از میهن و رسیدن به مقام شهادت.
محمود دوستی نیز از دیگر قهرمانان این شهر بود؛ ورزشکاری از رشته جودو در زنجان، جودو برای او تنها یک ورزش نبود، بلکه مدرسهای برای آموختن صبر، احترام و قدرت روح بود، حالا نام او نیز در کنار دیگر شهدای ورزشکار این استان میدرخشد.
دخترک زیباروی که با شهادت قهرمانترین شد
در میان این نامها، نامی بود که شنیدنش دل هر انسانی را به درد میآورد؛ شهیده مهنیا حسنزاده، دختری از نونهالان قهرمان تکواندو استان که هنوز در دنیای کودکی زندگی میکرد.
مهنیا دختری پرانرژی بود که با لباس سفید تکواندو و کمربند رنگیاش در تمرینها شرکت میکرد و آرزو داشت روزی قهرمان بزرگی شود.
اما شبی که در خانه، در کنار خانوادهاش آرام خوابیده بود، حمله دشمن زندگی او را برای همیشه تغییر داد، دستان آلوده دشمن، رؤیاهای کودکانهاش را ناتمام گذاشت و او را به جمع شهدای این سرزمین رساند.
امیرحسام انصاری نیز از دیگر ورزشکاران رشته جودو و سرباز وظیفه بود، او در دوران خدمت سربازی، همچنان روحیه یک ورزشکار را در خود حفظ کرده بود؛ منظم، مقاوم و آماده برای دفاع از کشور.
مسیر زندگی او نیز سرانجام به همان نقطهای رسید که بسیاری از دلیران این سرزمین به آن افتخار میکنند.

نام دیگری که در میان شهدای ورزشکار زنجان ثبت شده، حامد ثقفی است؛ ورزشکاری از رشته دوچرخهسواری.
حالا نام او در کنار دیگر قهرمانان این استان جاودانه شده است.
در میان این قهرمانان، ابوالفضل احمدی نیز خودنمایی میکند؛ قهرمان رشته ووشو که در تاریخ سیزدهم اسفند ۱۴۰۴ به شهادت رسید، پیکر مطهرش در خاک پاک شهرستان خدابنده آرام گرفت؛ جایی که مردم با افتخار از فرزند دلیر شهرشان یاد میکنند.
و رضا خلیلی، جوانی پرانرژی و ورزشکار رشتههای پارکور و آمادگی جسمانی او به حرکت و پویایی شناخته میشد؛ جوانی که همیشه در تلاش بود تواناییهای خود را بیشتر کند اما در دهم اسفند ۱۴۰۴، در پی حمله ناجوانمردانه دشمن به منطقه کرج، به شهادت رسید و پیکر او نیز در شهرستان خدابنده به خاک سپرده شد.
آرزوهایی که به شهادت منجر شد
هر یک از این جوانان، آرزوهایی در دل داشتند؛ آرزوهایی برای آینده، برای خانواده و برای ورزش.
شاید برخی از آنها رویای قهرمانی در مسابقات بزرگ را داشتند و برخی دیگر میخواستند مربی شوند و نسل تازهای از قهرمانان را تربیت کنند.
اما تقدیر برای آنها راهی دیگر رقم زد؛ راهی که با ایثار، فداکاری و دفاع از وطن گره خورده بود.
امروز وقتی از این شهدای ورزشکار یاد میشود، مردم تنها از مدالها و افتخارات ورزشی آنها سخن نمیگویند.
آنچه نامشان را در تاریخ این سرزمین ماندگار کرده، روح بزرگ و فداکاری آنهاست.
این قهرمانان نشان دادند که قهرمانی تنها به سکوی مسابقه محدود نمیشود گاهی بزرگترین قهرمانی آن است که انسان جان خود را برای آرامش و امنیت مردمش فدا کند.
نام این هفت ورزشکار جوان اکنون در دل مردم زنجان و ایران جاودانه شده است؛ قهرمانانی که روزی در میدان ورزش میدرخشیدند و امروز در آسمان افتخار این سرزمین میدرخشند.
انتهای خبر/

