logo
امروز : پنجشنبه ۲۳ بهمن ۱۴۰۴ ساعت ۱۸:۵۳
[ شناسه خبر : ۵۰۲۲۷ ] [ مدت زمان تقریبی برای مطالعه : 3 دقیقه ]
یادداشت؛

رسوایی اپستین، پایان سیاسی ترامپ

رسوایی-اپستین،-پایان-سیاسی-ترامپ
رسوایی اپستین می‌تواند به نقطه پایانی حیات سیاسی ترامپ تبدیل شود؛ بحرانی که او را به سمت تصمیم‌های پرخطر و ماجراجویی خارجی سوق داده است.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «موج‌رسا»؛ همانطور که در قرآن کریم آمده است؛ «ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اگر خدا را یاری کنید، شما را یاری می‌کند و گام‌هایتان را استوار می‌دارد.» این آیه را می‌توان چراغ راه تحلیل شرایطی دانست که امروز در سطح منطقه و نظام بین‌الملل در حال شکل‌گیری است؛ شرایطی که بیش از هر زمان دیگری آمیخته با فریب، عملیات روانی و جنگ اراده‌هاست.

بیشتر بخوانید

به نظر می‌رسد پرونده جفری اپستین بسیار جدی‌تر و عمیق‌تر از آن چیزی است که در نگاه نخست تصور می‌شد. انتشار اسناد مرتبط با این پرونده درست در اوج تنش‌های جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا، زمانی که بارها تهدید به اقدام نظامی علیه ایران مطرح شده، نمی‌تواند صرفاً یک همزمانی تصادفی تلقی شود.

این رخداد را می‌توان نشانه‌ای از بحران عمیق در ساختار قدرت آمریکا دانست؛ بحرانی که شخص دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری که بارها نامش در اسناد این پرونده تکرار شده، در کانون آن قرار دارد.

ترامپ شخصیتی است که از یک‌سو پایگاه هواداران هیجانی دارد و از سوی دیگر دشمنان قدرتمند و بانفوذی در ساختار سیاسی، رسانه‌ای و امنیتی آمریکا با او درگیرند. در چنین شرایطی، پرونده‌ای مانند اپستین می‌تواند همان دستاویز خطرناکی باشد که سرنوشتی مشابه واترگیت و نیکسون را برای او رقم بزند. استعفای یک رئیس‌جمهور بحران‌زده، که از هر سو تحت فشار است، دیگر یک فرض دور از ذهن نیست.

در این چارچوب، باید به رفتار آمریکا در موضوع مذاکره با ایران نگاهی متفاوت داشت. طرح موضوعاتی خارج از چارچوب پرونده هسته‌ای، آن هم در شرایطی که سطح تنش به بالاترین حد خود رسیده، نشان می‌دهد مذاکره برای واشنگتن نه یک هدف واقعی، بلکه ابزاری تاکتیکی است. مذاکره‌ای که یا باید به تسلیم بی‌قید و شرط ایران منجر شود، یا در صورت شکست، بهانه‌ای برای مشروعیت‌بخشی به حمله نظامی آینده باشد.

تا پیش از انتشار اسناد اپستین، می‌شد پرونده هسته‌ای ایران را متغیر اصلی تحولات منطقه دانست. اما اکنون، با گسترش ابعاد این پرونده و پیامدهای داخلی آن برای آمریکا، این گمان تقویت می‌شود که بحران شخصی رئیس‌جمهور آمریکا نقش تعیین‌کننده‌تری در رفتارهای تهاجمی واشنگتن ایفا می‌کند. حمله به ایران می‌تواند راه گریزی برای ترامپ از فشارهای داخلی و رسوایی قریب‌الوقوع باشد.

در این میان، نقش رژیم صهیونیستی بسیار کلیدی است. از نگاه این رژیم، ترامپ یا باید وارد جنگ با ایران شود یا کاخ سفید را با رسوایی ترک کند. پرونده اپستین می‌تواند برگه‌ای جدی در دست صهیونیست‌ها برای سوق دادن آمریکا به سمت درگیری باشد. طبیعی است که رژیم صهیونیستی تلاش کند خود را از تبعات مستقیم جنگ دور نگه دارد و بار اصلی درگیری را بر دوش دیگران بیندازد.

بر این اساس، تصمیم‌گیران در ایران باید چند واقعیت را همزمان مدنظر قرار دهند. نخست، اگر دیپلماسی صرفاً پوششی برای جنگ باشد، باید خود را برای سناریوهای سخت آماده کرد. دوم، در صورت وقوع جنگ، نباید اجازه داد رژیم صهیونیستی از هزینه‌های آن مصون بماند؛ چرا که این رژیم مهم‌ترین هدف راهبردی ایران در چنین تقابلی خواهد بود. سوم، همسایگان عرب منطقه به‌ویژه عربستان و امارات، در عمل بی‌طرف نخواهند بود و هرگونه استفاده از ظرفیت‌های آن‌ها علیه ایران، باید با پاسخ متناسب و بازدارنده مواجه شود.

 همان‌گونه که تاریخ و آموزه‌های دینی گواهی می‌دهند، پیروزی صرفاً در گرو محاسبات مادی نیست. گاه همانند جنگ احزاب، عواملی که دیده نمی‌شوند، سرنوشت نبرد را رقم می‌زنند؛ به شرط آنکه صبر، استقامت و تدبیر، همزمان در تصمیم‌ها جاری باشد.

نویسنده: تورج رحمانی؛ استادیار علوم سیاسی دانشگاه پیام‌نور زنجان.

انتهای خبر/

فرم ارسال نظر