به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛ ثبت نام انتخابات شورای شهر یا آزمون استخدامی برای جوانان دهه هفتادی بیکار و جویای نام؟!
بیشتر بخوانید
اینکه آمار و ارقام اعلامی برای ثبتنامکنندگان انتخابات شورای شهر سال آینده، به گفته آمار رسمی، نشانگر رشد در تعداد ثبت نامها است، جای تحلیل و بررسی دارد.
چنانچه این آمار با درج سال تولد ثبتنامکنندگان و شغل آنها همراه بود، چه بسا تحلیلهای دقیقتری نیز انجام میگرفت.
آنچه به طور غیررسمی و از اعلام ثبتنامکنندگان و اطرافیان و حامیان آنها برمیآيد، تعداد متولدین دهه هفتاد در میان ثبتنامکنندگان اگر حداکثر نباشد قطعاً حداقل هم نیست!
با نگاهی به وضعیت رشد انفجاری جمعیت در دهه ۶۰ و کاهش وزن نزولی بودن زاد و ولد در دهه اخیر و همچنین بررسی وضعیت اشتغال و استخدام جوانان در سه دهه اخیر، هنوز هم برخی از متولدین دهه ۶۰ نتوانستهاند شغل دائمی برای خود اختیار کنند و حتی برخی مجرد ماندهاند.
متولدین دهه هفتاد هم از این قاعده مستثنی نیستند و از نظر استخدام دولتی وضعیت بهتری از دهه شصتیها ندارند.
حال با توجه به حجم بزرگ دولتها و ضعف همیشگی کسب و کار آزاد و درآمدهای ناپایدار کسبه و تجار در فراز و نشیبهای اقتصادی کشور در تمام دهههای گذشته، طبیعی و بدیهی است که همچنان شغل دائمی برای جوانان بیکار یک آرزو و حتی حسرت باشد!
هنوز هم اخبار استخدامها و آزمونهای استخدامی، جزو مهمترین اخبار پربازدید رسانهها هستند و جوانان با هر آزمونی، امیدی برای کسب شغل دائمی و کمریسک هستند.
اینکه جوانی به دنبال آرزوهای بزرگ و آیندهساز باشد، یک فرصت است برای کشور ولی اگر التقاطی بین کسب شغل و رشد و پیشرفت شخصی با پذیرش مسئولیتهای مهم همانند شورای شهر به وجود بیاد، این فرصت، تبدیل به تهدید میشود!
چگونه جوانی مجرد که نه کسب و پیشهای دارد و نه تاکنون مسئولیتی برعهده داشته و نه مهارتی کسب کرده است، صرفاً با داشتن مدرک کارشناسی و توهمات و سودای شهرت همراه با تشویق پدر، مادر و اطرافیان، وارد میدان رقابت شورای شهر میشود، جای تعجب و هم جای نگرانی دارد!
۶ دوره شورای شهر و تجارب بدست آمده گویای سطح کیفی خدمات ارائه شده از طرف شوراهای شهر و شهرداران منتخب آنان بوده. صحبت از تهران و چند کلان شهر کشور نیست که صدقه سر مهاجرت زیاد و جمعیت بالا و تقاضای مسکن و تراکمفروشی فراوان همیشه بودجه شهرداری مناسب است، از یک هزار و ۴۰۰ شهر کشور میگوییم که سرانه مالی آنها (تقسیم بودجه شهرداری بر جمعیت شهر) همیشه کمتر از خط فقر شهری است و کمتر از سرانه شهرهایی همانند تهران و مشهد و شیراز هستند.
سرانه مالی شهری، ربطی به جمعیت ندارد، ولی عموم شهرهای کوچک، درآمد کمی دارند و در کل درآمد غالب آنها ناپایدار است.
از نظر عواملالناس، توان شهرداری به آب و جاروی شهر، آسفالت، جدول، چمن و گل کاری است! اما برای افرادی که خود را نامزد انتخابات شورا کردند، مفهوم مدیریت شهری باید چند پله بالاتر باشد.
شاخصهای تخصصی برای سنجش توان شورا و شهرداری زیاد است، اما مهمترین آنها میزان ثروت و درواقع درآمد شهرداری است که هرچه بیشتر باشد و جیب شهرداری پرپولتر باشد توان انجام کارهای عمرانی و فرهنگی بیشتر است.
در این راستا و برای تشخیص ثروتمند بودن یا فقیر بودن مدیریت شهری چند شاخص وجود دارد. البته دقت فرمایید که ثروت شهر با ثروتمند بودن مدیریت شهری تفاوت دارد، چه بسا یک شهر ذخایر و داراییهای زیادی داشته باشد ولی مدیریت شهری در کسب درآمد از آنها، ناتوان و بیعرضه باشد!
چند شاخص برای اندازهگیری توانمندی یا ناتوانی مالی شورای شهر و شهرداریها وجود دارد. اولین شاخص همین سرانه مالی شهری است که باید تا جای ممکن به حد و اندازه سرانه مالی شهرهایی همانند تهران و شیراز و اصفهان و مشهد باشد. شهرهای کوچکی همانند سرعین هستند که حتی سرانه بالاتری از این شهرهای بزرگ دارند.
دومین شاخص برای سنجش عیار مدیریت شهری، درصد سهم عمرانی و جاری در بودجه سالانه شهرداری است. طبق استانداردها باید سهم عمرانی بودجه بیش از سهم جاری بودجه باشد. برای نمونه بهتر است سهم عمرانی بالاتر از ۷۰ درصد و جاری کمتر از ۳۰ درصد باشد.
سومین شاخص، میزان معوقات شهرداری است. این شاخص باید تا حد ممکن کم و در حالت ایده آل صفر باشد. یعنی شهرداری برای سال فعلی هیچ بدهی از سال قبل نداشته باشد.
شاخص چهارم رشد متناسب بودجه سال به سال و متناسب با تورم باشد. اگر تورم سالانه ۵۰ درصد است بدیهی است که بودجه شهرداری هم باید حداقل ۵۰ درصد نسبت به سال قبل رشد داشته باشد.
نکته مهم دیگر و یا شاخص پنجم میزان بودجه فرهنگی و اجتماعی است که حداقل باید ۱۰ درصد از بودجه کل شهر باشد. برای مثال بودجه شهر یک همت باشد بودجه فرهنگی حداقل ۱۰۰ میلیون تومان باشد.
کار شهرداری صرفاً از جنس عمرانی و آسفالت و پل و پارک نیست! بسیاری از دانشمندان علم مدیریت شهری، فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی را از مهمترین وظایف شهرداریها میدانند.
با این توصیفات بهتر است هم نامزدها، هم بزرگانی که نامزدها را تشویق به ثبتنام کردند و هم تمامی شهروندان که قرار است از میان نامزدها افرادی را انتخاب کنند و رأی بدهند بدانند و آگاه باشد که مهمترین وظایف مدیریت شهری و مهمترین شاخص توانمندی یا ناتوانی مدیران شهری چیست؟!
مخصوصاً مردم باید بدانند در مطالبهگری خود از مدیران شهری چه باید بخواهند؟!
وقتی دندانپزشک میرویم، نه دین و مذهبش برایمان مهم است، نه جناح چپ و راست سیاسیاش، نه غریبه و آشنا و فامیل و هم محله بودندش!
فقط مهارت و تجربه و البته پاکدستی و حلالخور بودنش برایمان مهم است!
درک کنیم که مدیر شهر هم همینطور است!
نويسنده: بهزاد آهنگری، کارشناس مدیریت شهری.
انتهای خبر/

