logo
امروز : چهارشنبه ۱۳ خرداد ۱۴۰۵ ساعت ۲۳:۰۸
[ شناسه خبر : ۴۷۹۰۰ ] [ مدت زمان تقریبی برای مطالعه : 7 دقیقه ]
استاد دانشگاه:

روایت‌گری ملموس کلید انتقال ایثارگری‌های دفاع‌مقدس است

روایت‌گری-ملموس-کلید-انتقال-ایثارگری‌های-دفاع‌مقدس-است
استاد دانشگاه گفت: کلید انتقال حماسه دفاع مقدس به نسل امروزی، «روایت‌گری ملموس و غیرشعاری» است. به جای تأکید بر آمار و ارقام، باید خاطرات ساده و انسانی آن ایام را بازگو کرد.

به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «موج‌رسا»؛  با توجه به اینکه در هفته دفاع مقدس قرار داریم خبرنگار موج‌رسا با محمدرضا احمدی، استاد دانشگاه رشته ادبیات فارسی در دانشگاه آزاد اسلامی واحد ابهر مصاحبه‌ای ترتیب داده است که مشروح آن را می‌خوانید: 

بیشتر بخوانید

موج‌رسا: با نگاهی به اسناد، «استراتژی کلان غرب» برای مدیریت جنگ ایران و عراق چه بود؟

احمدی: استراتژی غرب به سرکردگی آمریکا را می‌توان در قالب دکترین «حفظ توازن قوا به ضرر ایران» خلاصه کرد. آنان با هراس از صدور امواج انقلاب اسلامی که می‌توانست معادلات خاورمیانه را بر هم بزند، عمداً و آگاهانه به تقویت متجاگر (صدام) پرداختند تا هم انقلاب ایران را به زانو درآورند و هم عراق را به دامن بلوک غرب بکشانند. این یک «جنگ نیابتی تمام عیار» بود که در آن، خون جوانان ایرانی، بهای مهار یک انقلاب مستقل شد. اسناد وزارت خارجه آمریکا به وضوح نشان می‌دهد که نگرانی اصلی آنان نه پایان جنگ، بلکه جلوگیری از پیروزی ایران بود.

موج‌رسا: مهم‌ترین اشکال حمایت کشورهایی مانند آمریکا، آلمان و فرانسه از رژیم بعث در طول جنگ چه بود؟

احمدی: پاسخ به این پرسش نیازمند بررسی ابعاد مختلف حمایت‌های این کشورهاست که در یک کلام، جامع و همه‌جانبه بود و صدام را به یک تهدید منطقه‌ای تبدیل کرد. مهم‌ترین اشکال این حمایت را می‌توان در سه محور کلیدی خلاصه کرد:

۱. حمایت اطلاعاتی، لجستیکی و دیپلماتیک آمریکا: ایجاد پشتوانه استراتژیک برای صدام

ایالات متحده، مستقیم و غیرمستقیم، حیاتی‌ترین پشتیبانی را ارائه داد:

· اطلاعات راهبردی: سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا مانند سیا، اطلاعات ماهواره‌ای و تحلیلی دقیقی از مواضع نیروهای ایرانی در اختیار رژیم بعث گذاشتند. این اطلاعات در حملات موشکی و هوایی صدام، به‌ویژه در جنگ شهرها، نقش تعیین‌کننده داشت.

· پشتیبانی لجستیکی و فنی: کمک‌های آمریکا شامل ارائه تجهیزات ارتباطی پیشرفته، قطعات یدکی برای هواپیماها و هلیکوپترها و حتی مشاوره نظامی بود.

· حمایت دیپلماتیک و اقتصادی: واشنگتن در مجامع بین‌المللی مانع از محکومیت جدی عراق می‌شد. همچنین، با دادن اعتبارات کشاورزی به عراق، عملاً به صدام امکان خرید کالاها و فناوری‌های دو منظوره (نظامی - غیرنظامی) را می‌داد.

۲. تأمین سلاح‌های شیمیایی و تسلیحات پیشرفته توسط آلمان و فرانسه: تجهیز رژیم متجاوز به مرگبارترین تسلیحات

· آلمان: شرکت‌های آلمانی (به ویژه از حوزه شیمیایی) نقش کلیدی و انکارناپذیر در ساخت کارخانه‌ها و تأمین پیش‌سازه‌های تولید سلاح‌های شیمیایی و میکروبی برای صدام داشتند. این سلاح‌ها که علیه رزمندگان و مردم غیرنظامی ایران و حتی کردهای عراقی (حلبچه) به کار رفت، بزرگ‌ترین تراژدی انسانی جنگ بود.

· فرانسه: این کشور به‌عنوان تأمین‌کننده اصلی تسلیحات پیشرفته هوایی برای عراق عمل کرد. جنگنده‌های میراژ اف۱، موشک‌های اگزوسه و سیستم‌های راداری فرانسوی، برتری هوایی عراق را در طولانی‌ترین دوره‌های جنگ تضمین می‌کرد. فرانسه حتی خلبانان عراقی را آموزش داد و تکنسین‌های خود را برای نگهداری از این جنگنده‌ها در خاک عراق مستقر کرده بود.

موج‌رسا: انگیزه پشت مشروعیت‌بخشی به رژیم صدام چه بود؟

احمدی: این مشروعیت‌بخشی سه انگیزه اصلی داشت:

۱. اقتصادی: شرکت‌های غربی، به‌ویژه در بخش تسلیحات و نفت، منافع کلانی در همکاری با عراق داشتند. جنگ برای آنان یک «بازار سودآور» بود.

۲. ژئوپلیتیک: مهار ایران به‌عنوان قدرتی مستقل و اثرگذار، برای هژمونی غرب در منطقه حیاتی بود.

۳. ایدئولوژیک: غرب، انقلاب ایران را خطری برای الگوی لیبرال - دمکراسی خود می‌دید. بنابراین، حذف فیزیکی یا تضعیف را در دستور کار قرار دادند.

موج‌رسا: سلاح‌های شیمیایی چه پیامی درباره معیارهای دوگانه غرب داشت؟

احمدی: تراژدی سلاح‌های شیمیایی شهرهای ایران و حلبچه، بزرگ‌ترین «رسوایی اخلاقی» غرب در قرن بیستم بود. آنان با سکوت و حتی کمک مستقیم (مانند ارائه اطلاعات ماهواره‌ای از طریق آمریکا به صدام برای هدف‌گیری)، نشان دادند که «حقوق بشر» در نزد آنان ابزاری است برای فشار بر دشمنان و نه معیاری جهان‌شمول. این جنایت امروز به یک «سند تاریخی» علیه ادعاهای دروغین غرب تبدیل شده است.

موج‌رسا: «اتحاد تاکتیکی» منافقین با صدام را چگونه تحلیل می‌کنید؟

احمدی: این اتحاد، هرگز یک «اتحاد تاکتیکی» نبود، بلکه یک «همزیستی استراتژیک برای بقا و قدرت» بود. منافقین که پس از انقلاب پایگاه اجتماعی خود را از دست داده بودند، برای ادامه حیات و ضربه زدن به میهن، خود را به متجاوزی فروختند که به خاک ایران حمله کرده بود. این اقدام، نقطه پایانی بود بر هر ادعای میهن‌پرستانه آنان و نشان داد که برای این گروه، «قدرت» بر «اصول» مقدم است. حضور آنان در خاک عراق و شرکت در عملیات‌های نظامی علیه نیروهای خودی، خیانت آنان را در تاریخ برای همیشه ثبت کرد.

موج‌رسا: نقش شبکه‌های باقی‌مانده ساواک و دربار چه بود؟

احمدی: این شبکه‌ها نقش «ستون پنجم» دشمن را ایفا می‌کردند. آنان با استفاده از ارتباطات مالی و اطلاعاتی خود، به انتقال منابع، اطلاعات و ایجاد ناامنی در پشت جبهه کمک می‌کردند. قول‌ و قرارهای فرح پهلوی و اطرافیانش با صدام، نشان از یک برنامه بلندمدت برای بازگشت به قدرت از طریق تجزیه ایران داشت. این موضوع ثابت کرد که برای حلقه اطراف رژیم سابق، «منافع شخصی» و «عقب‌نشینی از ارزش‌های ملی» امری عادی بوده است.

موج‌رسا: بارزترین نماد وحدت ملی در آن دوران چه بود؟

احمدی: بارزترین نماد، «ائتلاف مقدس» همه اقشار ملت بود. زمانی‌که یک کشاورز اهل سنت از سیستان، یک بازنشسته ارمنی از تهران و یک دانشجوی شیعه از اصفهان، دوشادوش هم در جبهه‌ها حاضر می‌شدند، این بزرگ‌ترین درس وحدت بود. اینجا دیگر بحث قومیت، مذهب یا جناح مطرح نبود؛ «ایران» به عنوان یک کل واحد در خطر بود و همه برای حفاظت از آن متحد شده بودند. کمک‌های مردمی، از نان خشک گرفته تا جهیزیه دختران، موزه‌ای زنده از این عظمت است.

موج‌رسا: چگونه می‌توان این روحیه را به نسل جوان منتقل کرد؟

احمدی: کلید انتقال، «روایت‌گری ملموس و غیرشعاری» است. به جای تأکید بر آمار و ارقام، باید خاطرات ساده و انسانی آن ایام را بازگو کرد: داستان پیرمردی که تنها گوسفندش را اهدا کرد، داستان مادری که چندین پسرش را تقدیم کرد. نسل جوان به صداقت و راستی‌روایی حساس است. باید با زبان هنر (فیلم، مستند، گرافیک) این فداکاری‌ها را به تصویر کشید و نشان داد که دفاع مقدس، یک «حماسه مردمی» بود، نه یک رویداد صرفاً نظامی.

مغز انسان ذاتاً برای درک و به خاطر سپردن داستان برنامه‌ریزی شده است، نه فهرست آمار و ارقام. روایت ملموس، مانند یک فیلم در ذهن نسل جدید نقش می‌بندد و ماندگار می‌شود. وقتی جوانی خود را به جای آن مادر تصور می‌کند که چندین پسرش را تقدیم می‌کند، حماسه برایش معنای عینی پیدا می‌کند.

موج‌رسا: کمک‌های کشورهایی مانند کره شمالی یا سوریه چه تاثیری داشت؟

احمدی: این کمک‌ها اگرچه در مقایسه با حمایت‌های غرب از عراق ناچیز بود، اما از جنبه «شکستن انزوای استراتژیک» ایران بسیار حیاتی بود. اقدام سوریه در بستن خط لوله نفت عراق، ضربه‌ای مهلک به اقتصاد جنگی دشمن وارد کرد و نشان داد که ایران کاملاً منزوی نیست. کمک‌های تسلیحاتی برخی کشورها نیز اگرچه گاهی کم‌کیفیت بود، اما در شرایطی که دنیا جبهه تحریم علیه ایران تشکیل داده بود، به ما «فرصت تنفس» و زمان برای حرکت به سمت خودکفایی داد.

موج‌رسا: چگونه می‌توان بین مردم عراق و رژیم بعث تفکیک قائل شد؟

احمدی: این تفکیک، یک «واقعیت تاریخی» است. رژیم بعث، جلاد مردم خود و همسایه بود. مردم عراق اولین قربانیان این رژیم فاشیست بودند. تشکیل سپاه بدر و دیگر گروه‌های مقاومت عراقی که در کنار رزمندگان ایران می‌جنگیدند، بزرگ‌ترین گواه بر این مدعاست. آنان ثابت کردند که «اراده ملت عراق» در تقابل کامل با اراده صدام بود. امروز نیز پیوندهای عمیق فرهنگی و مذهبی دو ملت، ادامه همان همدلی تاریخی است که ریشه در مبارزه مشترک با تروریسم بعثی دارد.

انتهای خبر/

فرم ارسال نظر