logo
امروز : جمعه ۴ خرداد ۱۴۰۳ ساعت ۴:۵۲
[ شناسه خبر : ۳۷۶۱۴ ] [ مدت زمان تقریبی برای مطالعه : 3 دقیقه ]
روایتی شیرین از یک خانواده پر جمعیت زنجانی؛

برای اطمینان از حضور بچه‌هایم، آن‌ها را می‌شمردیم

برای-اطمینان-از-حضور-بچه‌هایم،-آن‌ها-را-می‌شمردیم
پدر خانواده‌ای پرجمعیت با لبخندی برلب با اشاره به اینکه هر‌از‌گاهی نام تک تک بچه‌هایم را از یاد می‌برم گفت: حتی در دوران تحصیل فرزندانم نمی‌دانستم هر کدام کلاس چندم هستند، حتی گاهی شب‌ها همسرم تعداد فرزندانمان را شمارش می‌کرد تا کسی بیرون نمانده باشد.

به گزارش پایگاه خبری_تحلیلی «موج رسا» با توجه به قرار گرفتن در دهه کرامت و نزدیکی به هفته جوانی جمعیت به سراغ خانواده‌ای پر جمعیت در یکی از مناطق استان زنجان رفتیم تا گفتگویی با این خانواده مهربان و خونگرم داشته باشیم.

بیشتر بخوانید

پدر خانواده با خوشرویی و مهربانی با صورتی چروکیده و کلاهی بر سر به سمت ما می‌آید و ما را به خانه کوچک خود دعوت می‌کند همسرش نیز با یک سینی چایی از ما پذیرایی می‌کند.

صحبت‌ها با این خانواده دوست داشتنی شروع می‌شود، نام پدر این خانواده علی‌ماشالا بوده و تا کلاس پنجم درس خوانده است، 12 فرزند موفق دارد و از زندگی پر هیاهو و جنجالی خود لب به سخن می‌گشاید، در دوران خدمت سربازی عاشق دخترعمه‌ام شدم و بعد هم با اصرار و التماس به همراه خانواده به خواستگاری رفته و ازدواج کردیم.  

وی افزود: در گذشته عروس نیز در کنار خانواده در یک اتاق کوچک زندگی می‌کرد و مثل زندگی امروزی که زوجین جدا از خانواده‌ها زندگی می‌کنند نبود، صبر و تحمل افراد بالا بود و زندگی شیرین‌تر سپری می‌شد.  

علی ماشالا ابراز کرد: اوایل زندگی من در معدن کار می‌کردم و همسرم را ماه به ماه و به سختی می‌دیدم، کار معدن برای یک جوان بسیار سخت بود و همسرم نیز در کنار مادر پدر و خواهر برادرانم زندگی می‌کرد و هر لحظه چهره‌اش مقابل چشمانم بود.  بعد از کلی تلاش و کوشش و سختی‌های فراوان توانستم به زنجان مهاجرت کرده و یک خانه کوچک خریداری کنم، تا فرزندانم از تحصیل عقب نمانند.  

وی تصریح کرد: در حال حاضر هم چهار دختر و هشت پسر دارم که همه آن‌ها ازدواج کرده‌اند و 20 نوه دارم و هر کدام از فرزندانم نیز در شغل‌های مهندسی و پزشکی و معلمی فعالیت می‌کنند. خداوند را شاکرم که فرزندانی موفق و تحصیل کرده به جامعه تحویل داده‌ام.  

پدر خانواده با خنده گفت: هر‌از‌گاهی نام تک تک آن‌ها را از یاد می‌برم، حتی در دوران تحصیل فرزندانم نمی‌دانستم هر کدام کلاس چندم هستند، حتی گاهی شب‌ها همسرم تعداد فرزندانمان را شمارش می‌کرد تا کسی بیرون نمانده باشد.  

وی ابراز کرد: فرزندان را طوری تربیت می‌کردیم که مستقل بار بیایند و با خواهر و برادرانشان همبازی بودند، نه روانشناسی بود و نه مشاوری و همه آن‌ها برای پیشبرد کار‌هایشان از یکدیگر کمک می‌گرفتند.  

پدر خانواده که به شغل نانوایی مشغول است، عنوان کرد: فرزند زیاد باعث افزایش رزق و روزی می‌شود، این روزها آنقدر مشغله زیاد شده است که کمتر کسی به مسئله فرزند‌آوری فکر می‌کند، کودکان تک فرزند هستند و معنی خاله و عمه و دایی و عمو را نمی‌دانند.  

وی ادامه داد: در گذشته کسی به دنبال مد روز و لباس نو نبود و لباس بچه بزرگتر را به تن بچه کوچکتر می‌کردند با این حال آرامش و شادی در خانواده‌ها موج می‌زد و درگیری فکری و ذهنی وجود نداشت.  

علی ماشالا بیان کرد: ما هم به عنوان خانواده پرجمعیت مشکلات اقتصادی فراوانی داشتیم اما با اعتقاد دینی و توکل بر خدا زندگی را مانند قبل ادامه می‌دهیم. در دوران زندگی ما نه وامی بود نه کمک هزینه برای خانه هرچه بود با نان بازو بود اما امروزه با این همه امکانات و پیشرفت جامعه عده ای از خانواده‌ها برای آوردن فرزند بیشتر تمایل ندارند.  

با این وجود طبق فرمایشات رهبری فرزندآوری یکی از مهم‌ترین مجاهدت‌های زنان و وظایف آنان است؛ چون فرزندآوری در حقیقت هنر زن است؛ اوست که زحماتش را تحمل می کند، اوست که خدای متعال ابزار پرورش فرزند را به او داده است.

انتهای پیام/

فرم ارسال نظر