بازاریان پشتوانه کیان اسلام
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛ میلاد مسعود امیرالمؤمنین علیبنابیطالب (علیهالسلام)، مظهر عدل مطلق و ترازوی حق، تقارنی قدسی یافته است با دیداری که در آن، سکاندار انقلاب از نسبت میان «نان»، «ایمان» و «امنیت» سخن به میان آوردهاند.
بیشتر بخوانید
بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با خانواده شهدای اقتدار، صرفاً یک تحلیل مقطعی از نوسانات ارزی یا اعتراضات صنفی نبود، بلکه تبیین یک دستگاه فکری منسجم در باب «حکمرانی اسلامی» است که در آن، میان «صدایِ حقطلبانه توده مردم» و «سروصدای مزدورانه دشمن» مرزی به باریکی حق و باطل وجود دارد. ریشهیابی اندیشهای این سخنان را باید در فلسفه سیاسی اسلام جستوجو کرد؛ جایی که بازار، نه صرفاً یک نهاد اقتصادی برای مبادله کالا، بلکه رکنی از ارکان «نظم اجتماعی» و از وفادارترین لایههای مدنی به حاکمیت دینی شناخته میشود.
در نگاه مقام معظم رهبری، پیوند میان روحانیت، بازار و حاکمیت، پیوندی تاریخی و هویتی است؛ لذا وقتی ایشان از وفاداری قشر بازاری سخن میگویند، در واقع به ریشههای اصیل «عدالتخواهیِ مؤمنانه» اشاره دارند که همواره پشتیبان کیان اسلام بوده است.
از منظر فلسفه صدرایی و حکمت متعالیه، «ثبات» یکی از شروط کمال در هر پدیدهای است. تزلزل در ارزش پول ملی و عدم ثبات قیمتها که در کلام رهبری به عنوان «مانعِ کاسبی» توصیف شده، در واقع اخلال در نظام معیشتی امت است که منجر به سلب «اطمینان» در فضای زیست عمومی میشود.
ایشان با بیانی صریح و صادقانه، گلایه بازاریان نسبت به کاهش ارزش پول و بیثباتی ارزی را «حرفی درست» و «اعتراضی بهجا» قلمداد کردند. این نگاه نشاندهنده آن است که نظام اسلامی، انتقاد را نه یک تهدید، بلکه یک ضرورت برای اصلاح مسیر میداند. در تفکر اصیل شیعی، حاکم و مردم در یک رابطه دیالکتیک و تعاملی قرار دارند که در آن، شنیدن دردِ معیشت، وظیفه شرعی کارگزاران است.
اعتراف به نقش دشمن در ایجاد تلاطمهای ارزی، به معنای نادیده گرفتن مسئولیت داخلی نیست، بلکه به معنای بازخوانی واقعبینانه از یک «جنگ تمامعیار اقتصادی» است که در آن «ارز» به مثابه سلاح عمل میکند. رهبری با تأکید بر اینکه مسئولان عالیرتبه درصدد علاج این مشکل هستند، بار دیگر بر اصل «پاسخگویی» در مردمسالاری دینی مهر تأیید زدند.
اما نکته کلیدی و نقطه عطف فلسفی این بیانات، در تفکیک دقیق میان «اعتراض» و «اغتشاش» نهفته است. در فلسفه حقوق اسلامی، اعتراض برای احقاق حق، نه تنها مجاز، بلکه گاهی از مصادیق نهی از منکر است؛ اما اغتشاش، خروج از نظم عادلانه و در غلتیدن به دامن «آنارشیسم هدایتشده» است.
رهبر انقلاب با فراستی مبنایی تبیین کردند که چگونه دشمن تلاش میکند بر موجِ بهحقِ مطالبات معیشتی سوار شده و شعارهای ضداسلامی و ضدایرانی را جایگزین مطالبات صنفی کند. اینجاست که «مزدور» از «معترض» جدا میشود. ایشان به صراحت فرمودند که با معترض باید سخن گفت، اما با اغتشاشگر که سودایی جز ویرانی و ناامنی ندارد، منطق گفتگو کارگر نیست و باید او را به جای خود نشاند.
این مرزبندی، تبیینگر این حقیقت است که نظام اسلامی در برابر «حق مردم» خاضع و در برابر «تجاوز به امنیت ملی» مقتدر است. امنیت، زیربنای هر فعالیتی است و بدون آن، نه بازاری میتواند کاسبی کند و نه دولتی میتواند به اصلاح امور بپردازد؛ لذا سوءاستفاده دشمن از گلایههای بازاریان مؤمن، در واقع ترورِ امید و ضربه به ثبات کشور است.
در بخش دیگری از این بیانات، ایشان به الگوی «شهید سلیمانی» اشاره کردند؛ الگویی که بر سه پایه «ایمان، اخلاص و عمل» استوار است. این سه رکن در ساحت اندیشه اسلامی، راهگشای عبور از هر بنبستی است.
حاج قاسم سلیمانی مظهر «ایمانِ بیتفاوت نماندن» بود. رهبری با بازخوانی این الگو، جامعه و نخبگان را به بیداری در برابر «جنگ نرم» فراخواندند.
شایعهپردازی و ایجاد تلاطم روانی در جامعه، بخشی از پازل دشمن برای به زانو درآوردن ملت است. در منطق قرآنی، «اتکال به قدرت الهی» در کنار «همراهی مردم»، فرمول تخلفناپذیر پیروزی است.
ایشان با صلابتی علوی تأکید کردند که در مقابل دشمن کوتاه نخواهیم آمد و با اتکا به خدا، دشمن را به زانو درخواهیم آورد. این جملات، نه یک شعار تهی، بلکه برآمده از یک تجربه چهل و چند ساله است که نشان داده هرجا ملت و دولت بر مدار «حق» ایستادگی کردهاند، نصرت الهی نازل شده است. در نهایت، یادداشت حاضر بر این باور است که بیانات اخیر، مانیفستِ «صداقت با مردم و قاطعیت با دشمن» است؛ رویکردی که در آن، سفره مردم خط قرمز حاکمیت و امنیت ملی، خط قرمز نظام است و در این مسیر، بازاریان انقلابی همچنان بازوی توانمند نهضت در عبور از گردنههای اقتصادی خواهند بود.
نویسنده: کیارش خدابنده، مشاور رئیس فدراسیون کارگری جمهوری اسلامی ایران.
انتهای خبر/

