تصویر مهآلود شبکه استانی در افکار عمومی
به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛ تلوزیون زمانی مرجع اصلی اطلاعرسانی محلی میشود که زیر فشار رقابت شدید رسانههای همتای خود قرار گرفته باشد. در دورهای که مخاطب انتظار شفافیت و استناد دارد، تکیه بر ادعاهای بدون داده و روایتهای محدود، اعتماد عمومی را کاهش داده و تصویر این رسانه را در ذهن مردم مبهم کرده است.
بیشتر بخوانید
کندی ساختار، تکراری بودن چهرهها و بهروزرسانی نشدن شیوههای تولید محتوا، از مهمترین چالشهایی است که شبکه استانی با آن دست و پنجه نرم میکند. به اذعان عمومی برنامهها در بسیاری از مواقع جذابیت لازم را ندارند و کمتر با نیاز واقعی مخاطب هماهنگاند؛ موضوعی که ریزش تدریجی مخاطبان را در پی داشته است.
در کنار این مسائل، سهم اندک معرفی فرهنگ، موسیقی و هویت بومی استان نیز سبب شده رسانه نتواند نقش اثرگذار خود را در حفظ و تقویت فرهنگ محلی ایفا کند. این در حالی است که فضای مجازی با سرعت بالاتر و پرداختن به سوژههای استانی، توجه مردم را به سمت خود جذب کرده است.
در عصر دیجیتال که آموزش رسانهای و ویژه شبکه تلویزیونی بومی و شناخت سازوکار تأثیر محتوا اهمیت ویژهای دارد، غفلت از این حوزه میتواند مخاطبان بهویژه نوجوانان را در معرض آسیبهای پنهان فضای مجازی قرار دهد.
اگر شبکه بومی استانی بخواهد جایگاه واقعی خود را بازیابد، نیازمند بازنگری در محتوا، توجه به تخصص، شفافیت بیشتر و ایجاد ارتباط واقعی با مردم است؛ اقدامی که میتواند تصویر این رسانه را بار دیگر در ذهن مخاطبان روشنتر کند.
شفافیت رسانه؛ مطالبه جدی از صداوسیمای زنجان
مهدی سهرابی، کارشناس رسانه، در گفتگو با خبرنگار گروه اجتماعی پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا» با اشاره به رشد بیسابقه منابع خبری در عصر حاضر گفت: در دنیایی که مخاطب قدرت انتخاب، تحلیل و داوری دارد، دیگر هیچ ادعایی بدون سند و داده قابل پذیرش نیست؛ بهویژه وقتی این ادعا از سوی رسانههایی مطرح میشود که خود با چالشهای انباشته و عقبماندگی نسبت به فضای مجازی روبهرو هستند.
وی با بیان اینکه هرگونه ادعای مربوط به میزان مخاطب یا تأثیرگذاری یک رسانه باید با شواهد همراه باشد، افزود: اگر گفته میشود رسانهای صوتی یا تصویری در یک منطقه جغرافیایی مخاطبان قابلتوجه دارد، باید پرسید کدام پژوهش، آمار یا بررسی این ادعا را تأیید میکند؟ نمیگوییم این ادعاها نادرست است، اما باید سند ارائه شود تا مخاطب به یقین برسد.
قضاوت یکطرفه در رسانههای امروز جایگاهی ندارد
کارشناس رسانه ادامه داد: هیچ خبری در فضای امروز با قضاوت یکطرفه مورد پذیرش قرار نمیگیرد. باید همه جوانب یک موضوع بیان شود تا مخاطب خودش تحلیل کند. نمیتوان توقع داشت تنها با بیان یک مجموعه یا یک فرد، جامعه آن ادعا را بپذیرد.
وی با اشاره به تغییرات بنیادین پس از همهگیر شدن فضای مجازی در کشور گفت: رسانهای که زمانی خود را تنها و قدرتمند در عرصه اطلاعرسانی میدید، اکنون با چالشی جدی روبهروست؛ چالشی که دلیل اصلی آن نیروی انسانی غیر بهروز و ساختار کند و غیرمنعطف شبکههای استانی است.
سهرابی تصریح کرد: در صداوسیمای زنجان، تغییرات بهندرت و بسیار سخت اتفاق میافتد و اغلب نیز تنها جابهجایی افراد است نه تحول واقعی. این روند امید چندانی برای اصلاح باقی نمیگذارد.
آیا صداوسیمای زنجان زبان مردم است؟
وی با اشاره به اولویتهای دهگانهای که رسانههای استانی باید دنبال کنند، گفت: یکی از مهمترین این اصول این است که صداوسیما زبان مردم باشد، پرسشگر باشد و چشم و گوش مردم در برابر مسئولان. سئوال اینجاست: آیا صداوسیمای زنجان چنین نقشی را ایفا میکند؟
کارشناس رسانه افزود: شاید این رسانه در موضوعات بدون چالش برنامههایی تولید کرده باشد، اما به سراغ سوژههای جدی و چالشدار نرفته و این عرصه را عملاً به فضای مجازی قدرتمند استان واگذار کرده است.
برتری فضای مجازی در مواجهه با سوژههای چالشی
وی تأکید کرد: فضای مجازی با شجاعت و سرعت بیشتری به سوژههای حساس میپردازد و همین باعث شده در بسیاری از مسائل، مرجعیت خبری از صداوسیما به پلتفرمهای اجتماعی منتقل شود.
سهرابی با اشاره به اهمیت بازگشت اعتماد عمومی به رسانههای رسمی گفت: این اعتماد زمانی ایجاد میشود که رسانهها با ارائه داده، پذیرش نقد و شفافیت واقعی، مسیر تازهای در ارتباط با مردم باز کنند.

عدم تحقق انتظارات رهبری از رسانههای استانی
جاوید حاتمی در گفتگو با خبرنگار گروه اجتماعی پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا» اظهار کرد: رسانه زمانی موفق است که مخاطب داشته باشد. اولین بحث در حوزه رسانه، مخاطب است. اگر رسانهای مخاطب نداشته باشد، در واقع دیگر رسانه نیست و از بین رفته است.
وی افزود: مهمترین عنصر در کار رسانه، عنصر مخاطب است. در این زمینه باید چند نکته مهم را در نظر گرفت. نخستین نکته این است که آیا پیامی که از رسانه ارسال میشود به درد مخاطب میخورد یا نه؟ یعنی باید نیاز مخاطب در نظر گرفته شود. رسانه باید پیامهایی تولید کند که نیاز روزانه و مستمر مخاطب را در حوزههای اطلاعاتی، آموزشی، سرگرمی و تفریحی برطرف کند و بتواند او را اقناع کند تا سراغ رسانههای دیگر نرود.
کارشناس و تحلیلگر رسانه ادامه داد: نکته بعدی میل مخاطب است. باید ببینیم مخاطب امروز به چه موضوعاتی تمایل دارد و فردا چه چیزی را دنبال خواهد کرد. البته میل مخاطب باید با سیاستها و ایدئولوژی رسانه تطبیق داده شود تا تعادل برقرار گردد.
وی تصریح کرد: در کنار نیاز و میل، مصلحت مخاطب هم اهمیت دارد. گاهی مصلحت ایجاب میکند که هر پیامی برای همه گروههای سنی و اجتماعی ارسال نشود. برای مثال اگر مخاطبان هدف ما کودک و نوجوان هستند، نباید برنامههایی با محتوای نامناسب برایشان پخش شود. یا در مورد سالمندان، باید از نمایش صحنههایی که موجب ناراحتی روحی یا فشار روانی میشود پرهیز کرد. مصلحت مخاطب در این موارد ایجاب میکند که رسانه محتاط باشد.
حاتمی درباره وضعیت فعلی رسانههای داخلی گفت: برای جذب مخاطب و نگه داشتن او، جذابیت بسیار مهم است. متأسفانه ما در رسانههای داخلی در بحث جذابیت دچار مشکل هستیم؛ همانطور که در محتوا نیز با ضعف روبهرو هستیم.
وی با اشاره به تأکید رهبر معظم انقلاب بر نشاط و امیدآفرینی در رسانهها افزود: رهبر انقلاب بارها فرمودهاند که رسانهها باید به نشاط و امیدآفرینی توجه کنند و از سیاهنمایی، یأس و ناامیدی پرهیز کنند. اما متأسفانه امروز اگر به سریالها و فیلمهایی که در تلویزیون و شبکههای خانگی پخش میشوند نگاه کنیم، اغلب مملو از غم، طلاق، خیانت و خشونت هستند. در شبکههای خانگی نیز شرایط بدتر است و به سمت ابتذال حرکت کردهاند. عشقهای مثلثی، روابط ناهنجار و مسائل جنسی در این تولیدات بسیار پررنگ شده است.
کارشناس و تحلیلگر رسانه خاطرنشان کرد: برخی رسانهها در مسائل سیاسی بیش از اندازه غرق شدهاند و سایر حوزهها مانند آموزش، تفریح و سرگرمی را فراموش کردهاند. گاهی رسانهها به صورت کاریکاتوری تنها یک موضوع را برجسته میکنند و سایر نیازهای مخاطب را نادیده میگیرند.
وی با انتقاد از وضعیت سینمای خانگی گفت: سینماهای خانگی امروز به سمت مطالب زرد رفتهاند. آنها برای جذب مخاطب به موضوعات سطحی و مبتذل روی آوردهاند. تأثیرات این تولیدات را بعد از چند سال در جامعه میبینیم؛ در نوع پوشش، رفتارهای اجتماعی و حتی سبک زندگی مردم. کافی است سریالهای شبکههای خانگی را ببینید؛ اغلب شخصیتها سگ دارند، طلاق گرفتهاند و نوعی از زندگی غربزده را تبلیغ میکنند. این رسانهها به جای اصلاح فرهنگی، در حال فرهنگسازی غلط هستند.
حاتمی ادامه داد: حتی در بحث طنز که میتواند بسیار جذاب و مفید باشد، شاهد ابتذال هستیم. بسیاری از برنامههای طنز امروز به سطحینگری و شوخیهای بیمحتوا کشیده شدهاند و از هدف اصلی طنز که نقد سازنده است فاصله گرفتهاند.
وی تأکید کرد: اگر پیامهای رسانهای جذابیت نداشته باشند، مخاطب را پس میزنند. حتی آن تعداد محدود مخاطبی هم که باقی ماندهاند از رسانه فاصله میگیرند. یکی از مشکلات بزرگ رسانه ملی تکرار کارشناسان و چهرههاست. کارشناسان برنامهها تکراری و فرسودهاند و بسیاری از آنها سواد روز ندارند. در جامعه ۹۵ میلیونی ایران آیا فقط همین چند کارشناس وجود دارند؟ چرا از متخصصان جدید استفاده نمیشود؟ این تکرارها باعث دلزدگی مخاطب شده است.
کارشناس و تحلیلگر رسانه با اشاره به اهمیت تقویت فرهنگ بومی و محلی گفت: شبکههای استانی باید وظیفه اصلی خود یعنی ترویج سنتها، زبان و موسیقی محلی را دنبال کنند، اما در این زمینه کوتاهی شده است. درصد کمی از موسیقی و برنامههای این شبکهها بومی هستند. رسانههای محلی باید هویت فرهنگی استان را تقویت کنند.
وی ادامه داد: من به عنوان پژوهشگر و کارشناس رسانه معتقدم که انتظارات رهبر معظم انقلاب از شبکههای استانی هنوز محقق نشده است. نواقص فراوانی وجود دارد، برنامهها سطحیاند و پژوهش کافی در آنها انجام نمیشود. آثار و نتایج این کمکاری را میتوان در جامعه دید؛ در پارکها، خیابانها، پاساژها. تغییرات فرهنگی، نوع پوشش و رفتارهای اجتماعی همه نشانه ضعف رسانههای داخلی در جذب مخاطب است. نتیجه این شده که مردم به سمت رسانههای خارجی گرایش پیدا کردهاند و آن رسانهها هم فرهنگ غربی را ترویج میکنند.
حاتمی در بخش دیگری از سخنان خود به راهکارها اشاره کرد و گفت: برای رفع این ضعفها باید به اصول بنیادین رسانه بازگردیم. رسانه علم مستقلی است و باید بر اساس دانش و روانشناسی رسانه اداره شود. متأسفانه بسیاری از برنامهها از دیدگاه روانشناسان رسانه، فاقد ارزش و اثرگذاری هستند.
وی افزود: پیشنهاد من این است که در رسانهها به تخصص بها داده شود. بسیاری از کسانی که اکنون در عرصه رسانه فعالیت دارند، هیچ ارتباطی با رشتههای هنری و رسانهای ندارند. بعضی از مدیران رسانهای به دلیل وابستگیهای سیاسی منصوب میشوند نه به خاطر تخصص و تجربه.
کارشناس و تحلیلگر رسانه تأکید کرد: وقتی فردی بدون دانش و ذوق رسانهای در جایگاه تصمیمگیری فرهنگی قرار میگیرد، این خیانت به آرمانهای انقلاب و خون شهداست. تصمیمگیران رسانهای باید پاسخگو باشند که چرا با پول بیتالمال افرادی را منصوب میکنند که نه تخصص، نه تجربه و نه خلاقیت رسانهای دارند.
وی در پایان خاطرنشان کرد: به باور من، رسانه ایدهآل رسانهای است که نیاز، میل و مصلحت مخاطب را در نظر بگیرد، محتوای جذاب و فرم مناسب ارائه دهد، از ابتذال دوری کند و به اصول اخلاقی و فرهنگی جامعه پایبند باشد. همچنین باید اداره رسانهها به دست متخصصان متعهد سپرده شود، نه سیاسیون فاقد ذوق هنری و دانش رسانهای.
حاتمی گفت: من افتخار میکنم سالها در خدمت رسانه انقلاب اسلامی بودهام، اما امروز معتقدم باید به تخصصگرایی بازگردیم. رسانه وقتی دست سیاسیون میافتد که تخصص ندارند، از مسیر اصلی منحرف میشود. کسی که تخصص ندارد و مسئولیت رسانه را بر عهده میگیرد، در واقع تعهدی هم ندارد و باید از این عرصه کنار برود.

ماهیت رسانه در عصر دیجیتال دگرگون شده است
عباس رمضانی، استاد دانشگاه و کارشناس رسانه در گفتگو با خبرنگار گروه اجتماعی پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا» با تشریح ماهیت تربیت رسانهای در عصر تحول دیجیتال، به نقش یادگیریهای پنهان، رفتارپذیری اجتماعی و تأثیر تدریجی محتواهای مجازی بر ذهن و سبک زندگی کاربران بهویژه نسل جوان هشدار داد.
وی با اشاره به اهمیت روزافزون سواد رسانهای در شرایط توسعه پرشتاب فناوری، اظهار کرد: رسانه امروز اقسام مختلفی دارد اما با چرخش جهان به سمت رسانههای دیجیتال، نیاز به تربیت رسانهای بیش از هر زمان دیگر احساس میشود. برای حضور درست و امن در فضای مجازی باید ویژگیها، فرصتها و تهدیدهای هر رسانه را شناخت.
استاد دانشگاه و کارشناس رسانه با بیان اینکه عصر حاضر عصر «تحول دیجیتال» است، افزود: امروز پلتفرممحوری، سرعتمحوری، دادهمحوری و اکوسیستممحوری از مهمترین ویژگیهای زیستبوم دیجیتال است. آیندهپژوهان معتقدند تا سال ۲۰۳۰ بسیاری از صنایع جهان دیجیتال خواهند شد و ما نیز باید برای داشتن دست برتر در این فضا، مجهز به دانش و مهارتهای روز باشیم.
وی تربیت رسانهای را فرآیندی چندلایه دانست و توضیح داد: در رسانههای دیجیتال یادگیریهای گوناگونی رخ میدهد؛ از یادگیری اجتماعی و مشاهدهای گرفته تا یادگیری پنهان و مجاورتی. هر یک از این الگوها در فضای مجازی مصادیق گسترده دارند و بدون آگاهی، میتوانند سبک زندگی و حتی ارزشهای کاربران را تحتتأثیر قرار دهند.
یادگیری پنهان؛ محتواهایی که ناخواسته تربیت میکنند
رمضانی با اشاره به نقش «برنامه درسی پنهان» در محتواهای ظاهراً بیخطر فضای مجازی گفت: گاهی کاربر برای یادگیری آشپزی وارد یک صفحه میشود اما نوع پوشش، نحوه تعامل و سبک زندگی ارائهشده در حاشیه محتوا، اثرات تربیتی مهمتری از محتوای آشکار دارد. تکرار این مواجههها میتواند ناخودآگاه رفتار و نگرش فرد را تغییر دهد.
وی بیان کرد: اگر یک مفهوم یا تصویر بارها در کنار مفهومی دیگر قرار گیرد، ذهن ما بهصورت ناخواسته بین آنها پیوند میسازد. این همآیندیها یا کالوکیشنها میتوانند به تدریج ارزشها و ضد ارزشها را جابهجا کنند و ذهن مخاطب را نسبت به موضوعات مختلف دچار تغییر کنند.
استاد دانشگاه و کارشناس رسانه با اشاره به ضرورت تربیت آگاهانه در فضای مجازی گفت: شناخت سازوکارهای تربیتی رسانههای دیجیتال برای والدین، مربیان و حتی خود افراد یک ضرورت اساسی است. بدون آگاهی از الزامات حضور در فضای مجازی، افراد بهویژه نوجوانان در معرض آسیبهای جدی قرار میگیرند.
وی در پایان خاطرنشان کرد: تربیت رسانهای سپری است که ما را از مخاطبی منفعل به کاربری توانمند در عصر دیجیتال تبدیل میکند. بیتوجهی به این تربیت، ما را در برابر آسیبهای پنهان فضای مجازی بیدفاع خواهد گذاشت.
انتهای خبر/

