سجدهای به وسعت آسمان در ماهنشان
به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛ آسمان ماهنشان، این روزها ابری از جنس تشنگی بر خود داشت؛ خاکی که سالهاست عطش خود را در سکوت فریاد میزند اما امروز، نه شکایت، که نجوا بر زبانها جاری شد.
بیشتر بخوانید
در پهنهای که سایه درختان کمرنگ شده بود، قلبهای مؤمنان ماهنشان به سوی معبد گشوده شد.
مردان و زنانی که ریشههایشان در این زمین خشک مدفون است، با دلی آکنده از ایمان و امیدی که از هر تشنهتر است، به نماز ایستادند.
صفها کشیده شد، نه برای فرمانبری صرف، که برای تجدید عهدی دیرینه با آسمانی که پدر و مادر این سرزمین است. زیر تابش سوزان خورشید، دستها به هم پیوستند؛ نه دستهای یک فرد، بلکه دستهای یک قبیله که سرنوشتش به یک قطره وابسته است هر سجده، عمیقتر از سجده پیشین بود، گویی هر پیشانی که بر خاک مینهاد، پیامی مخفی را به عرش میفرستاد.
صدای «یا ربّ» در دشت پیچید؛ صدایی که نه فریاد یأس، که اوج توکل بود در آن لحظات، زمان متوقف شد دیگر نه خشکسالی بود و نه نگرانی فردا، تنها یک حس ناب وجود داشت.
امید خالص، امیدی که در نگاه پیرمردی که عمرش را در این زمین گذرانده بود، در اشکهای شوق کودکی که اولین بار عظمت این توسل را میدید، و در سکوت اطمینانبخش مردانش موج میزد.
انتهای خبر/

