شکست تاریخی بازار سنتی ابهر
به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛ بازار سنتی شهر ابهر، در دو طبقه و با مساحت ۳۰۶۰ ۳ هزار و ۶۰ مترمربع ساخته شده است و از معماری سنتی ایرانی-اسلامی و منطبق با ساختمانهای بومی خود منطقه الهام گرفته است، سازه اصلی آن از بتن مسلح (بتن آرمه) است، که دارای ۳۰۰ باب مغازه است و فقط ۳۰ باب آن فعالند، خبرنگار موجرسا دلیل عدم موفقیت این پروژه را با بهزاد آهنگری، کارشناس مدیریت شهری بررسی کرده که مشروح آن را میخوانید:
بیشتر بخوانید
موجرسا: در مورد بازارها و نقش آن در شهر توضیحات بیشتری بدهید؟
آهنگری: آوردهاند که کلمه بازار در زبان پهلوی «واکار» و «وازار» بوده و به معنای محل داد و ستد و اجتماع است.
بازار در تمدنهای قدیمی سابقه چند هزار ساله دارد و در شهرهای ایران از جایگاه ویژهای برخوردار است به نحوی که تقريباً در تمامی شهرهای کشور به طور سنتی هسته مرکزی شامل بازار، مسجد و میدان مرکزی است.
هر چند احداث میدانگاههای مرکزی باشکوه همانند میدان نقش جهان اصفهان از قرنهای قبلی در کشور رواج داشته ولی در ۱۰۰ سال اخیر و با شهرنشین شدن مردم، احداث باغهای شهری و بعدها پارکهایی همانند باغ ملی نیز بدین مجموعه مرکزی اضافه شد ولی میدانهای مرکزی شهرها که عموماً در ۱۰۰ سال اخیر با سبزه میدان شناخته میشدند، به عنوان هستههای مرکزی شهر در کنار بازار و مسجد قرار گرفت.
همچنین پس از مشروطه اولین بناهای اداری همانند بلدیهها یا همان شهرداریها و همچنین نظمیهها یا همان شهربانی در اغلب مراکز شهری احداث شد. که برخی میادین مرکزی را به نام میدان نظمیه یا میدان شهرداری نامیدند.
بازارها، از مهمترین بخشهای تشکیلدهنده ساختار شهرهای ایرانی در عرصه فرهنگی و تاریخی است که علاوه بر تأثیرگذاری بر استخوانبندی شهر و تشکیل محلات در مجاورت آنها، از مهمترین و ارزشمندترین آثار معماری است که دارای هویت عمومی بوده و در طول تاریخ از مهمترین عرصههای بروز تعاملات رایج در جامعه مدنی محسوب میشوند.
بازارهای ایرانی با ویژگیهای خود همیشه زبانزد در جهان بوده و در اغلب شهرهای قدیمی، به عنوان آثار تاریخی همواره جذابیت ویژهای به آن شهر بخشیده و علاوه بر جذابیت گردشگری، الگو و اصول شهرسازی بر محور بازار استوار بوده است.
اهمیت بازارها در ایران صرفاً محل داد و ستد نبوده و نقش و منزلت اجتماعی اصناف و بازاریان در زندگی شهری موجب شد که بازار تنها یک فضای اقتصادی به شمار نیاید، بلکه فضایی برای بسیاری از فعالیتهای اجتماعی از جمله برگزاری جشنهای ملی و مذهبی باشد.
به همین ترتیب فضای بازار در هنگام برگزاری سوگواریهای مذهبی، سیمایی خاص مییافت.
از طرفی بازارها مهمترین محور و شاهراه ارتباطی در شهرهای قدیمی بودند و بیشترین آمد و شد شهروندان در آنها صورت میگرفت.
به عبارت دیگر، بازار مهمترین کانال ارتباطی شهر بود که نهتنها مردم کالا و سرمایهها در آن جریان مییافتند، بلکه اطلاعات اخبار و آگهیها نیز از طریق آن به اطلاع شهروندان میرسید.
در سه دهه اخیر با تنوع و از همگسیختگی معماری شهری و ظهور ترکیبات ناموزون غربی با سنت ایرانی، بناهای مدرن همانند پاساژها و مالها پدیدار شدند و باعث کمرنگ شدن معماری اصیل و سنتی ایرانی شد.
معماری غربی با شکل و شمایل متفاوت از چهرههای سنتی، به قول رضا امیرخانی نویسنده کتاب «رهش» هزاران تن سنگ معدنی تزئینی را بر در و دیوار شهر نصب کرد.
اما پس از چند دهه بیگانگی مردم از سنتهای دیرین و اصل خویش، قرن جدید ۱۴۰۰ قرن بازگشت به سنتها بود بهخصوص در معماری بسیاری از بناهای قدیمی در شهرهای مختلف که فهم و درک درستی از مدیریت شهری داشتند و البته قدر داشتههای خود را دانستند بازسازی و مرمت شد.
خانههای قدیمی، مساجد، حمامها، کاروانسراها، قلعهها و بازارهایی چون سرای سعدالسلطنه در بازار سنتی قزوین بهدست توانمند معماران ایرانی مرمت و بازسازی شدند.
اما در شهرهایی که فهم درستی از مدیریت شهری بخصوص هرم اقتصاد شهری نداشتند بسیاری از داشتهها و ثروت شهری بهدست سودجویان از بین رفت.
موجرسا: نقش بازار در اقتصاد شهری چقدر اهمیت دارد؟
آهنگری: در دانش مدیریت شهری مفهومی وجود دارد با عنوان هرم اقتصاد شهری که از پایینترین سطح با فرآیندهای همانند تثبیت هویت شهر آغاز و تا بالاترین سطح موجب رونق اقتصاد شهری میشود.
در این مسیر پس از تثبیت هویت شهری با برندسازی شهری موجب رونق گردشگری میشود و تحرک بیشتر بازارهای مختلف شاخص رقابتپذیری شهری را در میان سایر شهرها ارتقاء داده و عامل افزایش سرمایهگذاری در شهر میشود. این افزایش در سرمایهگذاری در نهایت باعث رونق اقتصاد شهری است.
از جمله جاذبههای مهم گردشگری شهری بناهای سنتی همانند خانهها، حمامها، کاروانسراها و بازارهای سنتی است که نقش بیبدیلی در توسعه گردشگری شهری و جذب گردشگران دارند.
بنابراین هرگونه فعالیت در توسعه آنها مستقیماً بر توسعه برندسازی، رقابتپذیری، گردشگری و اقتصاد شهری تأثیری شگرف دارد.
موجرسا: نمونههای موفق جدید از بازارهای شهری کداماند؟
آهنگری: بازارهایی چون سعدالسلطنه قزوین که بنای قدیمی آن در سالهای اخیر به کلی نابود شده بود، ولی با همت و ابتکار بینظیر مدیریت شهری قزوین احیاء و مرمت شد و مقایسه کنید با احداث بازار سنتی ابهر!
موجرسا: مشکلات اصلی بازار سنتی ابهر چیست؟
آهنگری: با نگاه اجمالی به احداث این بازار در دهه ۷۰ که نامش واژه سنتی را صرفاً به یدک میکشد، نکات ذیل قابل برداشت است: هدف و نیت از احداث آن چه بود؟
اگر احداث یک بنای سنتی بود، باید در مکانهای قدیمی و سنتی همانند بازار آهنگران و ادامه آن در خیابان عراقی یا در خیابان امام و حدفاصل با خیابان ولیعصر، یا در خیابان مطهری در محله دهک به سمت امامزاده زیدالکبیر یا محله ملکقصاب تا خیابان حاجیخانی یا حتی در خیابان ۱۷ شهریور احداث میشد.
اگر هدف از احداث آن ساخت واحدهای تجاری برای درآمدزایی شهرداری بود، چه دلیل داشت که در محله طالقانی به سبک سنتی ساخته شود، میتوانست یک پاساژ مدرن همانند پروژه ارغوان ( البته نه در وسط میدان خاطرهانگیز شهرداری!) همانند بسیاری از پاساژهای دهه ۷۰ در حدفاصل خیابان امام و خیابان ولیعصر ساخته شود با احداث پارکینگهای زیاد در ذیل آن (البته در بازارهای نوین همانند شهر مشهد، صرفاً طبقات پایین فروشگاه است و طبقات دوم به بالا پارکینگ خودرو است).
موجرسا: تهدیدهای اصلی بازار احداث شده برای فضای سبز و رودخانه چیست؟
آهنگری: جنگلی که بین خیابان طالقانی تا خیابان ۳۰ متری معلم تخریب شد، با کدام مجوز از بین رفت و چند درخت آنجا قطع شد؟ مالکیت آنجا چگونه تحصیل شد؟
قبل انقلاب زمین سمت شمالی آن با تخریب جنگل و زمین کشاورزی، بنایی به نام خانه زنان که بعد انقلاب به نیروی انتظامی تبدیل شد.
در دهه ۸۰ در کمال تعجب و اعتراض بسیاری از دلسوزان شهر، زمین پارک بازی کودکان در سمت جنوب بازار سنتی تخریب و در حاشیه کمتر از ۱۰ متر از رودخانه به فروشگاه رفاه تبدیل شد.
در دهه ۹۰ آخرین میخ تابوت بر تک درختان و بازماندگان فضای سبز مابین بازار مثلاً سنتی و فروشگاه رفاه تخریب و درختان قلع و قمع و به نام پردیس سینمایی و فرهنگسرای شهرداری بنا احداث شد.
ولی با کمال تعجب طبقه همکف آن پاساژ شد! آنهم در کنار بازار سنتی که هنوز ۱۰۰ باب مغازه خالی در مالکیت شهرداری بود و زیرزمین آن کاملاً خالی بود!
موجرسا: مقصر این بیبرنامگی و عدم آیندهنگری کدام مدیران شهری بودند؟
آهنگری: هرچند در طی ۵ سال اخیر ۳۰ شهردار و سرپرست در شهرداری ابهر منصوب و معزول شدند قطعاً در ۴۰ سال گذشته نیز بیش از ۱۰۰ شهردار و سرپرست جابجا شدهاند که نمیتوان دنبال یک یا چند مقصر برای چنین بلاتکلیفی در اهداف و نیات ساخت این بازار به اصطلاح سنتی یافت ولی هرچه است با وجود چنین سازه ناهمگونی با معماری بناهای بلوار طالقانی، دیگر هیچ توجیهی برای ساخت یک پاساژ ناهمگون با مجتمع فرهنگسرای پردیس وجود ندارد!
بنایی که با تخریب جنگل و فضای سبز موجود برای آبیاری ریشههای فرهنگی ابهر ساخته شد چگونه شد که پاساژی با فروشگاههای نامتوازن از هم در طبقه همکف آن ساخته شد؟ صرفاً برای چند میلیون پول؟ آیا شهرداری معطل همین درآمد ناچیز از اجاره کمتر از ۲۰ باب مغازه است؟ مگر نه اینکه ۱۰۰ باب مغازه خالی در جنب آن در بازار سنتی در مالکیت شهرداری است؟ پس چرا و به چه علت بنای با کاربری فرهنگی اینچنین نامتوازن و نامأنوس با فرآیندهای فرهنگی به کافیشاپ و لباسفروشی تبدیل شد؟
در فاصله کمتر از ۵۰ متر از رودخانه در ضلع شمالی آن از ۵۰ سال قبل تاکنون چهار بنا با تخریب انبوهی از درختان سرسبز ساخته شدهاند که نسل آینده ابهر آنها را علامت درک نادرست مدیران شهری از اهمیت فضای سبز و تجاوز به حریم رودخانهای با نام باشکوه ابهررود میدانند.
زیرزمین بازار به اصلاح سنتی خالی از هرگونه فروشگاه را رها کردند و با ساخت و ساز در حریم رودخانه فروشگاه رفاه ساختند، ساخت این پروژه چقدر درآمد برای شهرداری داشت؟ که راضی شدند حریم رودخانه فقط به اندازه پنج متر از دیواره آن باقی بماند؟ مسئولان بحران شهری در مواقع همانند سیل، چرا به این تجاوز به حریم ورود نکردند؟!
در سایر بلوارهای عبوری از رودخانه ابهررود وضع بهتر از این نیست.
موجرسا: ابواب مغازههای موجود چه درآمدزایی برای مدیریت شهری داشته است؟
آهنگری: آنچه امروز برای مردم ابهر به میراث مانده یک پروژه شکستخورده با بیش از ۳۰۰ باب مغازه است که زیرزمین آن تقریباً خالی و همکف نیز کمتر از ۳۰ باب آن فعال است و مردم اقبالی به آن ندارند.
حاصل عدم تفکر صحیح مدیریت شهری در چهار دهه گذشته، اکنون به یک آیینه دق برای دلسوزان شهر تبدیل شده است. محاسبه میزان حجم و هزینه مصالح مصرفی همانند بتون و میلگرد و نما و .. عوارض نابودی فضای سبز با قیمتهای امروزی سر به فلک میکشد.
ثروتی ارزشمند که بلااستفاده در دستان مدیران ناتوان از بهرهبرداری از آن باقیمانده، مدیرانی که بجای استفاده از این ثروت عظيم، آن را چونان دستمالی چرک دور انداخته و در کنار آن دو بازار دیگر را همانند قوز بالا قوز ساختهاند.
در دانش مدیریت شهری، مبحثی وجود دارد به نام «ثروت های پنهان شهر» که به مدیران شهری آموزش میدهند این پتانسیلهای ارزشمند را شناسایی و از حالت بالقوه به فعل در بیاورند. بهترین مرجع برای آموزش این موضوع کتاب ارزشمند «ثروت پنهان شهرها» نوشته داگ دتر ، ترجمه جعفر خیرخواهان و چاپ انتشارات دنیای اقتصاد است.
حال آنکه مدیران این شهر نهتنها ثروت پنهان شهر که حتی ثروتهای آشکار آن از قلعه تپه ۵ هزار ساله گرفته تا بازار سنتی ۴۰ ساله را نتوانستند هیچ استفادهای ببرند.
انتهای خبر/

