
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛ انتخابات زودهنگام ریاستجمهوری چهاردهم پس از شهادت رئیس جمهور و یاران عزیزش در حالی برگزار شد که تقریباً یک سال پیش نهاد انتخابات در ایران مورد هجمه سنگین رسانهای و روانی دشمن و برخی سیاسیون داخل قرار داشت که همه تلاش خود را برای بیرونق کردن انتخابات انجام دادند.
بیشتر بخوانید
این پروژه (تحریم انتخابات) در انتخابات مجلس شکست خورد و در دو انتخابات (دور اول و دور دوم) ریاست جمهوری که در شرایط بحرانی پس از شهادت رئیس جمهور برگزار شد و مشارکت به ۵۰ درصد رسید، کامل به حاشیه رفت و به نظر میرسد دیگر مجال بروز در جامعه ایران پیدا نکند.
در تحلیل نتیجه انتخابات رویکردهای مختلفی مطرح شده است که نتیجهگیری قومی یکی از ناصوابترین آنها است.
در این نگاه با استناد به رأی بالای چهار استان آذربایجان (آذربایجان شرقی و غربی، اردبیل و زنجان) به مسعود پزشکیان و فاصلهای که آرای این چهار استان با سعید جلیلی ایجاد کرد و با همین فاصله پزشکیان از جلیلی پیش افتاد و به ریاست جمهوری رسید نتیجهگیری کردهاند که چون نتیجه این رقابت نزدیک با آرای آذربایجان تعیین شده بنابراین این آرا ناشی از قومگرایی بوده است.
اما برای تحلیل امر اجتماعی باید ابتدا به مبنا و اعتبار ابزار سنجه این تحلیل نگاه کرد که اگر داده دارای اعتبار نباشد واقعیت را بازنمایی نخواهد کرد و صرفاً یک تیتر هیجانی است.
برای اطمینان از ابزار سنجه، اعتبار و روایی آن بایستی مورد سنجش قرار گیرد تا در صورت وجود آنها به نتایج حاصل از آن اطمینان کرد.
بنابراین ابزار تحلیل در مرحله اول باید از اعتبار برخوردار باشد و در مرحله دوم دارای روایی باشد.
اعتبار بدین معناست که روش یا ابزار به کار رفته تا چه حد میتواند خصوصیت مورد نظر را سنجش کند ( تعداد آرای پزشکیان به عنوان یک آذربایجانی در چهار استان) برای تعیین اعتبار هم روشهایی وجود دارد که اعتبار صوری، اعتبار محتوا و... از جمله آنها است که توضیح آن بحث مفصلی را میطلبد.
روایی یعنی اگر در چند زمان (موقعیت) مختلف در یک جمعیت از آن استفاده کنیم در نتیجه بدست آمده اختلاف چندانی مشاهده نشود. به عبارت دیگر ابزار اندازهگیری در شرایط یکسان تا چه اندازه نتایج یکسانی به ما میدهند. برای اندازهگیری روایی از شاخصی به نام ضریب پایایی استفاده میکنند.
اکنون بار دیگر برگردیم به «رأی بالای چهار استان به مسعود پزشکیان» شاخص رأی قومی است! اگر فرد دیگری (آذربایجانی و ترک زبان) غیر از پزشکیان نیز بود همین اندازه رأی داشت؟ در سالهای پیشین و انتخاباتهای گذشته ریاست جمهوری نیز این استانها به هم زبانهای خود رأٖی دادهاند؟! آیا با تکرار انتخابات با فرد دیگری همین نتیجه حاصل خواهد شد؟
در انتخابات سال ۱۴۰۰، همتی با هویت ترک زبان بودن (بیان آن در تبلیغات و حتی صحبت به ترکی در مناظرات) وارد انتخابات شد، اما در رقابت با شهید رئیسی کمترین رأی را از این چهار استان گرفت و رأی اول این استان با فاصله بسیار زیاد به شهید رئیسی تعلق گرفت.
در انتخابات سال ۸۸ موسوی به عنوان یک تبریزی و ترک زبان در انتخابات حاضر بود اما در چهار استان مذکور با فاصله زیاد و پایینتر از آقای احمدینژاد قرار گرفت.
نتیجه انتخاباتهای پیشین (۱۳۸۸ و ۱۴۰۰) و آرا پایین ترک زبانها به هم زبانهایشان (موسوی و همتی) نشان میدهد این گزاره دارای روایی نیست و اعتبار نیز ندارد و رأی بالای مسعود پزشکیان به شخصیت حقیقی خود او (فارغ گرایش جناحی که خود بارها آن را تکذیب کرده) و گستره ارتباطات او در این استانها (نمایندگی پنج دوره تبریز در مجلس و ظهور و بروز در رقابت انتخاباتی و... ) بر میگردد و نه صرفاً آذربایجانی و ترک بودن او که در این صورت باید موسوی و همتی هم پیش از این چنین رأیی را از آذربایجان کسب میکردند.
با توجه به مباحث بالا آیا با این سنجه (تعداد رأی به همزبان) می توان شاخص قومگرایی را سنجش کرد؟ این گزاره (رأی قومی) و ابزار تحلیل (تعداد آرا) و نتیجه حاصل از آن نه دارای اعتبار است و نه روایی دارد، در بهترین حالت دچار بایاس است یعنی بخشی از واقعیت را به کل تسری میدهد.
بنابراین این تحلیل و شبیه آنها هیچ امر اجتماعی را بازنمایی نمیکنند و تنها به کار رفع هیجانات روزمره و تیتر رسانههای زرد میآیند. امر اجتماعی را نباید به هیجانات ژورنالیستی موسمی تقلیل داد.
این نتیجهگیری از مشارکت و آرای مردم خطایی بزرگ، ظلم به نظام اسلامی و کشور است و دارای پیامدهایی که باید از آن اجتناب کرد.
یحیی حمدی، جامعه شناس
انتهای خبر/